borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
«یادگار کربلا»

 

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت

یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله ازتنم

از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت


 

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب

با روضه‌‌هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

می‌‌‌ سوخت بین تب تن بابا به خیمه‌‌ها

صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت

هنگامه‌‌ی غروب که غارت شروع شد

هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت

چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب

تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا كه رأس حسین شهید را

دیدم به نیزه، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پیمبر شد آشنا

از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت[1]

 


[1] . رضا رسول زاده.

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: