مردی از خانوادة خورشید |
|
امتداد غم امام شهید |
انعکاس صدای عاشوراست |
|
روضههای غروب مناست |
مرد سجاده، مرد نافلهها |
|
مرد شب زنده دار قافلهها |
مردی از جنس آیه تطهیر |
|
خستگیهای بردن زنجیر |
هم سفر با ستارة غمهاست |
|
«کربلا زاده» محرّمهاست |
هم نژاد امام بیکفنان |
|
دومین مرد کاروان زنان |
راه طی کردة بیابانها |
|
قدم زخمی مغیلانها |
یاد خون طپندة گودال |
|
خندههای زنندة گودال |
زخم بال و پر کبوترها |
|
پا به پای اسارت سرها |
غیرت دست بسته محمل |
|
شاهد التماس دخترها |
کوچه کوچه؛ گذر گذر، همه |
|
هم رکاب صدای حنجرها |
برگ سبزی است با نشانة سرخ |
|
کودک زیر تازیانة سرخ |
طفل رفته، خمیده برگشته |
|
باغ گل رفته چیده برگشته |
آفتاب کمی غروب شده ست |
|
گل یاس بنفشه کوب شده ست |
آشنای صدای سلسلههاست |
|
سوزش ناگهان آبلههاست |
او که آیینة محرم بود |
|
گریههایش به رنگ ماتم بود |
از ستاره گرفته تا شبنم |
|
از بنفشه گرفته تا مریم |
همه محو صدای او هستند |
|
پای مرثیههای او هستند[1] |
[1] . علی اکبر لطیفیان.