امام چهارم در پاسداری از اهداف عاشورا هر جا که احساس میکرد دشمن میخواهد قیام کربلا را زیر سؤال برده و آن حماسه تاریخی را پوچ و باطل جلوه دهد، در مقام دفاع برآمده و با پاسخهای کوبنده با نقشههای شیطانی آنان به ستیز برمیخاست، که بارزترین نمونههای آن در مجلس عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه به چشم میخورد.
هنگامی که در مجلس ابن زیاد، حضرت زینب کبری وی را با نطق خویش رسوا نمود، ابن زیاد متوجه امام زین العابدین گشته و پرسید: این جوان کیست؟ گفتند: او علی بن الحسین است. ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟ امام چهارم فرمود: من برادری بنام علی بن الحسین داشتم که مردم او را به شهادت رساندند.
ابن زیاد گفت: چنین نیست، خدا او را کشت.
امام سجاد آیه ﴿اللَّـهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُس ... ﴾ را قرائت نمود. ابن زیاد از پاسخ صریح امام خشمگین شده و فریاد زد: آیا در مقابل من جرات کرده و پاسخ میدهی؟ او را ببرید و گردن بزنید. حضرت سجاد در ادامه گفتگو فرمود: «ای پسر زیاد! آیا مرا به قتل تهدید میکنی؟ مگر نمیدانی کشته شدن [در راه حق] عادت ما و شهادت [برای خدا عزت و] کرامت ماست.» [1]
آن حضرت در مجلس یزید نیز با اینکه اسیر بود، هیچگاه حرکت و یا سخنی که نمایانگر عجز و خواری باشد از خود نشان نداد؛ بلکه همانند آزادهای با شهامت، عزت و افتخار حسینی را به نمایش گذاشت.
آنگاه که یزید در مجلس خویش اسرای کربلا را برای تحقیر و شکستن ابهت و عظمت خاندان آل محمد حاضر کرده بود، خطاب به امام سجاد گفت: دیدی که خدا با پدرت چه کرد؟ حضرت فرمود: ما جز قضای الهی که حکمش در آسمان و زمین جریان دارد چیز دیگری ندیدیم. یزید گفت: «تو فرزند کسی هستی که خدا او را کشت.»
امام فرمود: «من علی؛ فرزند کسی هستم که تو او را به شهادت رساندی.» و در ادامه با تمسک به آیه قرآن فرمود: ﴿وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّـهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيما﴾[2]؛ و هرکس، مؤمنی را عمدا به قتل برساند مجازات او جهنم است، در آنجا همیشه میماند، خداوند بر او غضب میکند و از رحمتش دور میسازد و عذاب بزرگی برای او آماده کرده است.»
یزید که نتوانست این پاسخهای محکم را ـ که جهنمی بودن وی را اثبات میکرد ـ تحمل کند، با خشم و غضب فرمان قتل امام را صادر کرد، اما امام سجاد با قاطعیت تمام فرمود: هیچگاه «فرزندان اسیران آزاد شده» نمیتوانند به قتل انبیاء و اوصیا فرمان دهند، مگر اینکه از دین اسلام خارج شوند.[3]
[1] . مناقب آل ابیطالب، ج3 ، ص305 .
[2] . نساء/93.
[3] . شرح الاخبار مغربی، ج 3، ص 253؛ ذریعهٔ النجاهٔ، ص 234.