پیامبراکرم6 كه به تعبیر خداوند بزرگ ﴿وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلا وَحْيٌ يُوحَى﴾، فاطمهاش را پارهتناش میخواند. واقعا او كیست؟ و ما ادریك ما الفاطمه. . . . فاطمه بضعة منّی، فاطمه پاره تن من است. براستی، آدمیان خاكی به چه اندازه وجود مقدسه بیبی دو عالم، گوهر پنهان تبلیغ، مطهره دوران یعنی حضرت فاطمه زهرا3 را میشناسیم.
فاطمه كیست؟ اوست كه وسیله امداد وجود خاتم در این عالم است، جنبه فلكی آن حضرت كه نسل اوست و جنبه ملكوتی آن حضرت كه دین اوست، به صدیقه كبری باقی و برقرار است. اوست كه واسطه طلوع كواكب آسمان امامت است. افق زندگانی او مشرق حلم حسنی و شجاعت حسینیه و عبادت سجادیه و ماثر باقریه و آثار جعفریه و علوم كاظمیه و حجج رضویه و جود نقوی و هیبت عسكریه است.
از حسینی كه مصباحالهدی و سفینهٔالنجاهٔ است تا مهدی موعودی كه منتهیٰالیه مَواریث انبیاء و «بِهِ رُزق الوری» و «بوجوده ثَبَتَتِ الارض و السماء» است، ثمرات آن شجره طیبه است كه «اصلها ثابت و فرعها فِي السَّماءِ تُؤْتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها» و خلاصه كلام آن كه جوهر مكنونه خزینه خداوند متعال از صدف عصمت اوست و سراج منیر نبوت انبیاء از آدم تا خاتم و مشعل فروزان امامت ائمه هدی7 به وجود فاطمه زهرا3 روشن است و آخرین گوهر مكنون این صدف و كوكب دری این فلك كسی است كه به وجود او «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه» تاویل و به ظهور او «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها» تفسیر میشود.
باید دانست كه قدر آن لیلهٔ القدری كه منزل كتاب الله الاعظم است مجهول و مقام آن كوثری كه «عطیه رب العرش العظیم» به رسول كریم است، از ادراك ما محجوب است.
آن چه عامه و خاصه به صدور آن از زبان رسولی كه ﴿وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾ است، اعتراف كردند و منتقدانی كه تمام قدرت خود را در تضعیف اسناد روایات فضائل اهلبیت عصمت به كار بستند از خدشه در سند این حدیث مانده و به صحت آن به تمام مبانی و شروط مشایخ حدیث شهادت دادند، كه رسول خدا فرمود: «فَإِنَّمَا هِيَ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُرِيبُنِي مَا أَرَابَهَا وَ يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا» و فرمود، «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي» از فاطمه به پارهای از انیّت خود تعبیر كرد.
آن كس كه اوّلُ ما خَلَق وَ افضلُ مَن نَطَق است و اسم الله الاعظم در اسماء الحسنی است، یعنی پیامبر6 او را تافته بافته از وجود خود دانسته و غضب او را غضب خود، كه غضب او غضب خداست شمرده و این مقام خاكی از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست و انعكاس غضب خدا و رسول، در غضب صدیقه كبری3 است و به نقل فریقین به فاطمه فرمود: «إِنَّ اللَّـهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرْضَى لِرِضَاك» بالاترین مرتبه كمال انسانیت مقام عصمت است كه رضا و غضب، دایر مدار رضا و غضب خدا باشد.
اگر عصمت كبریٰ به آن است كه انسان كامل به جایی برسد كه به قول مطلق، به رضای خدا راضی شود و به غضب خدا غضب كند، فاطمه زهرا3 كسی است كه به قول مطلق، خداوند متعال به رضای او راضی میشود و به غضب او غضب میكند و این مقامی است كه منشاء خیرالكمال است.
فاطمه، فاطمه است، اوست كه مشرق الانوار از نجوم آسمان ولایت و مخزنالاسرار كتاب هدایت است. اوست كه همسر و مادر دوازده رئیس از اولاد اسماعیل است كه خداوند در باب هفدهم در سفر تكوین تورات به حضرت ابراهیم خبر داد. اوست كه در مكاشفات یوحنّا علامتی است عظیم كه در آسمان ظاهر شده، زنی است كه آفتاب را در بردارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است.
او در سوره حم، تاویل لیله مباركهای است كه ﴿فيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكيم﴾، اوست كه در قرآن مجید جمع منحصر به فرد است. او و شوهرش دریای نبوت و علمی هستند كه ﴿مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيان﴾ به آن دو مئوّل است. او در زمانه یگانه زنی است كه خداوند متعال دعای او را روز مباهله هم طراز دعای خاتمالنبیین و سیدالوصیین قرار داده است. او در دهر، یكتا زنی است كه تاج ﴿إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً﴾ را بر سر نهاده است. اوست كه رسول خدا در شب معراج دید كه در در بهشت نوشته شده است «فاطمه خیره الله». آری، احمد مختار باید تا شایسته آن خیرهالله باشد، اوست كه رسول خدا فرمود، «و ابعث علی البراق خطوها عند اقصی طرفها و تبعث فاطمه امامی». او را همان بس كه امام الاولین و الاخرین، یوم النشور محشور شود كه تجلای ﴿يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِم﴾ است. آن هم نوری كه پیشاپیش كسی در روز جزا مبعوث میشود كه خداوند متعال در قرآن مجید او را سراج منیر نامیده و در آیه نور مثل نور خود قرار داده است.
در شخصیت او همین بس كه اول شخص وارد بر بساط قرب ﴿في مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ﴾ است «أَوَّلُ شَخْصٍ تَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَاطِمَة» و چون در مستقر رحمت حق قرار گیرد انبیا یك سر به زیارت او بیایند «زارك آدم و من دونه من النبیّین».
او یگانه گوهری است كه خداوند متعال به بعثت پیغمبر خاتم بر مؤمنین منت نهاد و فرمود، ﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِم﴾ و به امتداد اشعه وجود آن حضرت به وجود آن گوهر بر سر آن سرور منت نهاد و فرمود، ﴿إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ﴾.
خزائن علوم ائمه معصومین: بعد از قرآن مبین در سه كتاب مخزون مكنون خلاصه میشود؛ جفر، جامعه، مصحف فاطمه. كه چون رسول خدا6 از دنیا رفت و صدیقه كبری در فراق پدر به حزنی شدید گرفتار شد بر طبق حدیث صحیح از امام ششم جعفربنمحمد الصادق7، جبرئیل برای دلداری آن حضرت به خدمتش مشرف میشد و او را از مكان پدر خبردار میكرد و به آنچه بعد از او در ذریه او واقع میشود خبر میداد و امیرالمؤمنین7 مینوشت و آن مصحف گنجینه علم مایكون شد.
باید دانست كه چه قدرتی در آن نفس قدسیه و چه جاذبهای در آن بضعه حقیقت محمدیه بود كه شدید القوی از افق اعلی و روح الامین از سدره المنتهی مقهور آن قدرت و مجذوب آن حقیقت میشد.
به امید شفاعت آن حبیبه مرضیه، نگاهی كوتاه میكنیم به اسرار و رموز نامهای سیده النساء العالمین.
حضرت امام صادق7 فرمود، فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد، فاطمه، صدیقه، مباركه، طاهره، زكیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.
رسول خدا6 فرمود، او فاطمه است چون او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شدهاند. فاطمه به معنای قطعشده و بریده است و نیز امام صادق7 فرمود، زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت كامل او قطع شدهاند.
صدیقه است، زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق كرد. رسول خدا6 به امیرالمومنین7 فرمود، یا علی، من به فاطمه سفارشهایی كردهام كه به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.
مباركه است، بركت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده. لذا در بعضی از تفاسیر آمده است كه در آیه ﴿إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَر﴾، (ای رسول گرامی ما به تو خیر كثیر عطا كردیم) منظور، فاطمه3 است.
در خصوص اسم «طاهره»، امام باقر7 فرمود، زیرا او از هر ناپاكی ظاهری و هرگونه ناپاكی دامن، مبری است و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر ﴿إِنَّما يُريدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا﴾ درباره حضرت فاطمه نازل شده است.
پس فاطمه، طاهره است زیرا هرگونه رجس و پلیدی و ناپاكی از وجود مقدسش دور است.
زكیه است، از مادة زكاهٔ، هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زكیه، هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینكه او وجودی است پاك وطاهر.
راضیه است، زندگی كوتاه حضرت فاطمه را - كه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود - نمایان میكند. او زندگی بسیار مشكلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شكایت باز نكرد، بلكه همواره خدای بزرگ را شكر میكرد و راضی بود.
روایت شده روزی رسول خدا6، حضرت فاطمه را دید كه لباس خشنی بر تن داشت و با دستهای مباركش آسیاب میكرد در حالی كه طفل كوچك خود را هم شیر میداد. رسول خدا گریان شد و فرمود، ای دختركم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت. حضرت فاطمه نه تنها لب به شكایت باز نكرد، بلكه عرض كرد، ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.
و نیز روزی امیرالمومنین7 از رسول خدا خواست اگر ممكن باشد برای فاطمه مستخدمهای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا3 پس از شنیدن این دستور پیغمبر اكرم سه بار فرمود، من از خدا و رسولش راضیم.
«مرضیه» است، چون تمام كارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچگاه بر فاطمه غضب نكرد، به او خرده نگرفت و برعكس، گاهی میفرمود، «فداها ابوها»، یعنی پدرش به قربانش.
این چنین است كه رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا میدانست و میفرمود، خدا از غضب فاطمه غضب میكند و از رضایت او راضی میشود.
محدثه است، امام صادق7 فرمود، زیرا ملائكه از آسمان فرود میآمدند و با او سخن میگفتند به این اسم خوانده شده. در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژهاى برخوردار بودهاند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینههاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مكتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشتهاند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول6 بودهاند.
«زهرا» است، امام صادق7 فرمود، زیرا نور آن بانوی مكرمه در یك روز سه بار برای امیرالمؤمنین7 میدرخشید و چون در محراب عبادت میایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان میدرخشید همانگونه كه نور ستارگان برای اهل زمین میدرخشد.
برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه3 عبارتند از، حصان (محفوظ) ، حره (آزاده، شریف) ، سیده (بانوی محترم) ، عذراء (پرده نشین) ، حوراء(فرشته، حوریه) ، مریم كبری(مریم برتر) ، نوریه (تابناك، درخشنده) و منصوره (یاریشده) که نام آن بانو در آسمان است.
همچنین كنیههای حضرت عبارتند از، امالحسن، امالحسین، امالمحسن، امالائمه و امابیها. حضرت فاطمه3 آن قدر به پدر بزرگوارش محبت میكرد و مادرانه عشق میورزید كه امابیها، (مادر پدرش) لقب گرفت.[1]
[1] . جواد دهقانی آرانی .