روزى در مكه، حضرت باقر7، در مجمع عمومى سخنرانى میكند و در آن سخنرانى تأكید بر سر مسأله پیشوایى و امامت و اینكه پیشوایان بر حق و خلیفههاى خدا در زمین ایشانند نه دیگران، و اینكه سعادت اجتماعى و رستگارى در پیروى از ایشان است و بیعت با ایشان و... نه دیگران.
این سخنان كه در بحبوحه قدرت هشام گفته میشود، آن هم در مكه در موسم حج، طنینى بزرگ مییابد و به گوش هشام میرسد.
هشام در مكه جرأت نمیكند و به مصلحت خود نمیبیند كه متعرض آنان شود.
اما چون به دمشق میرسد، مأمور به مدینه میفرستد و از فرماندار مدینه میخواهد كه امام باقر7 و فرزندش را به دمشق روانه کند، و چنین میشود.
حضرت صادق7 میفرماید: چون وارد دمشق شدیم، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید.
هنگامى كه به مجلس او درآمدیم، هشام بر تخت پادشاهى خویش نشسته و لشكر و سپاهیان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود، و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود.
نیز دستور داده بود تا آماج خانهاى (جاهایى كه در آن نشانه براى تیراندازى میگذارند) در برابر او نصب كرده بودند، و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازى بودند.
هنگامى كه وارد حیاط قصر او شدیم، پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم، چون نزدیك رسیدیم، به پدرم گفته: شما هم همراه اینان تیر بیندازید که شرح مفصل این جریان خواهد آمد.
در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر7 سخن میگوید.
امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اینكه رهبر یك اجتماع اسلامى باید چگونه باشد، سخن میگوید.
اینها همه هشام را ـ كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام ـ بیش از پیش ناراحت میكند.
بعضى نوشتهاند كه: امام باقر را در دمشق به زندان افكند.
و چون به او خبر میدهند كه زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام7 شدهاند، امام را رها میكند و به شتاب روانه مدینه مینماید.
و پیكى سریع، پیش از حركت امام از دمشق، میفرستد تا در آبادیها و شهرهاى سر راه همه جا علیه آنان (امام باقر و امام صادق7) تبلیغ كنند تا بدین گونه، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند.
با این وصف امام7 در این سفر، از تماس با مردم ـ حتى مسیحیان ـ و روشن كردن آنان غفلت نمیورزد.
جالب توجه و قابل دقت و یادگیرى است كه امام محمد باقر7 وصیت میكند به فرزندش امام جعفر صادق7 كه مقدارى از مال او را وقف كند، تاپس از مرگش، تا ده سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجیها براى سنگ انداختن به شیطان (رمى جمرات) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند.
توجه به موضوع و تعیین مكان، اهمیت بسیار دارد.
به گفته صاحب الغدیر ـ زنده یاد علامه امینى ـ این وصیت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى، در آن مكان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه رشد در پیش گیرد، واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد، و این نهایت علاقهمندی بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى.