borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
عظمت امام سجاد

 

امام باقر7 فرمود: عبدالملك پنجمین خلیفه اموی‌‌‌ سالی‌‌‌ در مراسم حج شركت كرد، هنگام طواف، شخصی‌‌‌ را دید كه بدون توجه به شوكت و طمطراق او، با كمال بی‌اعتنائی‌‌‌ به دستگاه سلطنتی‌‌‌ عبدالملك، مشغول طواف است، پرسید این شخص كیست؟

گفتند: این شخص علی‌‌‌ بن الحسین امام سجاد است.

پس از طواف، عبدالملك دستور داد كه امام سجاد7 را در كنار مسجدالحرام نزد او ببرند، امام را نزد او حاضركردند و بین او و امام این گفتگو صورت گرفت. عبدالملك گفت من كه پدرت حسین7 را نكشتم، بنابراین چرا از آمدن به حضور ما خودداری‌‌‌ می‌كنی؟!

امام فرمود: قاتل پدرم، دنیای‌‌‌ خود را تباه كرد و آخرتش را تباه‌تر نمود و اگر می‌خواهی‌‌‌ مثل او باشی‌‌‌، خود دانی! عبدالملك گفت: نه، هرگز، بلكه منظورم این است كه تو نزد ما بیائی‌‌‌ و در اطراف ما از دنیای‌‌‌ ما بهره‌مند گردی‌‌‌.

امام، ردایش را به زمین انداخت و روی‌‌‌ آن نشست و به خدا عرض كرد «خداوندا، احترام دوستان خاص خود در پیشگاهت را آشكار كن.» پس از این دعا، عبدالملك و اطرافیانش دیدند، دامن امام سجاد7 پر از دانه‌‌های‌‌‌ در و مروارید شد، كه شعاع برق آنها، چشم‌های‌‌‌ حاضران را خیره كرد.

آنگاه امام سجاد7 به عبدالملك فرمود: كسی‌‌‌ كه در پیشگاه پروردگارش دارای‌‌‌ این گونه مقام و حرمت است، آیا نیاز به دنیای‌‌‌ تو دارد كه به اطراف تو برای‌‌‌ تو برای‌‌‌ كسب زرق و برق دنیا بیاید؟!

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: