borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
امیدواری‌‌‌ به خدا

 

عبدالملك بن مروان پنجمین خلیفه اموی‌‌‌ از طاغوت‌های‌‌‌ خاندان ستمگر بنی‌‌امیه بود، و به عنوان امیر مسلمین، چند سال، خلافت كرد.

در تاریخ آمده قیصر، شاه ابر قدرت روم در آن عصر برای‌‌‌ عبدالملك به این مضمون نامه‌ای نوشت: آن شتری‌‌‌ كه پدرت مروان بر آن سوار شد و از مدینه فرار كرد، خورده شد (یا آن را خوردم) و اینك صد هزار و صد هزار و صد هزار نفر لشكر به سوی‌‌‌ تو برای‌‌‌ سركوبی‌‌‌ تو می‌‌فرستم منظور قیصر روم این بود كه دیگر شتری‌‌‌ نیست كه بر آن سوار شده و مثل پدرت فرار كنی‌‌‌ و حتما دستگیر و مغلوب می‌‌‌شوی‌‌‌.

عبدالملك پس از دریافت این نامه، برای‌‌‌ حجاج بن یوسف ثقفی‌‌‌ فرماندار خونخوارش نامه‌ای نوشت و از او خواست كه از امام سجاد7 بخواهد كه چگونگی‌‌‌ جواب نامه قیصر روم را آن گونه كه موجب وحشت او شود، بفرماید.

پس از رسیدن نامه به دست حجاج، وی‌‌‌ جریان را به امام سجاد7 عرض كرد، امام فرمود: برای‌‌‌ عبدالملك بنویس كه در جواب شاه روم چنین بنویسید: «برای‌‌‌ خداوند لوح محفوظ هست كه در هر روز سیصد بار، آن را ملاحظه می‌‌‌كند، و هیچ لحظه‌ای نیست مگر اینكه خداوند در آن لحظه، افرادی‌‌‌ را می‌میراند، و زنده می‌‌‌كند، و ذلیل و خوار می‌‌‌نماید، و عزت می‌‌‌بخشد، و آنچه بخواهد انجام می‌دهد و من امید آن را دارم كه خداوند در یكی‌‌‌ از لحظه‌‌ها شر تو را از ما باز دارد.»

حجاج، همین مطلب را برای‌‌‌ عبدالملك نوشت، و عبدالملك نیز پس از دریافت نامه حجاج، همین مطلب را در جواب نامه تهدیدآمیز قیصر روم نوشت.

وقتی‌‌‌ كه نامه به قیصر رسید و آن را خواند وحشت‌زده شد و گفت: «این مطلب جز از گفتار نبوت، نشات نگرفته است!»

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: