شخصی به حضور امام سجاد7 آمد و نسبت به آن حضرت جسارت كرده و سخنان درشت و ناسزا گفت: امام سجاد7 سكوت كرد، و هیچ سخنی به او نگفت، او رفت با توجه به اینكه آن شخص در یك جریان شخصی نسبت به امام ناراحت شده بود، و مربوط به كیان دین نبود.
امام به همراهان فرمود: شنیدید كه این مرد، با من چگونه برخورد كرد؟ اینك دوست دارم، با من نزد او برویم تا بنگرید جواب او را چگونه خواهم داد؟ همراهان با امام حركت كردند، شنیدندكه آن حضرت در مسیر راه، مكرر این آیه را میخواند ﴿وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظ﴾ از ویژگیهای پرهیزكاران این است كه، خشم خود را فرو میبرند.[1]
همراهان دریافتند كه امام سجاد7 به در خانه او رسید، او را صدا زد، او از خانه بیرون آمد، در حالی كه تصور میكرد با برخورد شدید امام، روبرو خواهد شد، برخلاف انتظار شنیدند امام7 به او فرمود: برادرم! اگر آنچه به من گفتی، در من وجود دارد، از درگاه خدا، طلب آمرزش میكنم، و اگر در من وجود ندارد، ازخدا میخواهم كه تو را بیامرزد.
آن مرد بین دو چشم امام را بوسید و عرض كرد آنچه گفتم در وجود تو نیست بلكه من به آن سزاوارترم.[2]
[1] . آل عمران / 134.
[2] . اعلام الوری.