borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
شهادت جانسوز

 

السلام علیک یا اباالحسن یا علی بن الحسین یا زین العابدین ایّها السّجّاد یابن رسول الله

یا حجة الله علی خلقه یا سیّدنا و مولینا انّا توجّهنا و استشفعنا و توسّلنا بک الی الله

و قدّمناک بین یدی حاجاتنا؛ یا وجیهاً عندالله اشفع لناعندالله

همان طور که قبلاً گفتیم حضرت امام علی بن الحسین مشهور و ملقب به سجّاد و زین العابدین، ششمین معصوم7 و چهارمین امام شیعیان، در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری در مدینه متولد شد و در 12 محرم ( یا به روایتی 25 محرم) سال 95 هجری قمری در سن 57 سالگی طی دسیسه ولید بن عبدالملك مسموم و به شهادت رسید.

امام زین العابدین7 زمانی دیده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علی بن ابیطالب7 بود. آن حضرت 3 سال از حکومت جدش امام علی7 و حكومت چند ماهه عمویش؛ امام حسن مجتبی7 را درک كرد.

امام سجاد7 در واقعه کربلای سال 61 هجری قمری 23 سال و فرزند عزیزشان؛ امام محمد باقر7 نیز 4 سال داشتند و در حادثه روز عاشورا حاضر بودند که خداوند متعال ایشان را به صورتی معجزه آسا حفظ فرمود.

بعد از آنکه پدر بزرگوار امام سجاد7؛ حضرت امام حسین7 با یزید بیعت نکرد و از مدینه به مکه و به همراه برادران و فرزندان و بعضى از اصحاب پیامبر6 و یارانشان به سوى کربلا حرکت کردند، امام سجاد7 در مسیر شدیداً بیمار شد، به طورى که قادر به حرکت نبود ولى از کاروان پدر جدا نشد و این بیمارى شدید امام سجاد در کربلا باعث شد که نتواند به میدان برود و با دشمن بجنگد.

بیمارى امام سجاد7 گرچه بسیار رنج آور بود، ولى در حقیقت یكی از اسباب حفظ ایشان و بنابر مصلحت و اراده الهی بود، تا امام سجاد7 بماند و نهضت امام حسین7 ادامه یابد، چرا که بیماری امام سجاد7 بسیار سخت و به نظر دشمن بهبودی او ممكن نبود.

حمید بن مسلم می‌‌گوید: همراه شمر ملعون در خیمه‌‌ها عبور می‌‌كردیم تا به خیمه امام سجاد7 رسیدیم، دیدیم كه مریض است و در بستر بیماری افتاده، عده‌ای از پیادگان كه همراه شمر بودند، به او گفتند: علی بن الحسین را نمی‌كشی؟ من (حمید بن مسلم) گفتم: سبحان الله آیا او را هم باید كشت؟ همین بیماری‌ای كه دارد برایش بس است و كار من همین بود كه هر كس می‌‌آمد تا امام سجاد7 را بكشد از او جلوگیری می‌‌كردم.

به هرحال بخش دوم نهضت حسینى7 پس از شهادت امام حسین7 و اصحاب باوفای آن حضرت در حادثه خونین كربلا و عاشورای سال ۶۱ هجری قمری، به رهبرى امام على ‏بن ‏الحسین7 آغاز گردید و مسئولیت سترگ پیام ‏رسانى عاشورائیان توسط امام ساجدان و عارفان7 در لباس اسارت و در قالب جدال و مواعظ احسن بر دوش آن حضرت7 قرار گرفت.

امام سجاد7 پس از شهادت پدرش امام حسین7، مسئولیت زمامداری شیعیان را از جانب خدا به مدت 35 سال (تا پایان عمر مبارکشان) برعهده گرفتند که مصادف با دشوارترین دوران ظلم و خفقان امویان، با زمامدارانی چون یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و ولید بن عبدالملك، معاصر بودند.

آن امام همام7 مى ‏بایست در عصر نومیدى از پیروزى حركت مسلحانه، به روش دیگر به بیان مسأله رهبرى و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه‏‌‌هاى امام عدل و نشانه‏‌‌هاى رهبران فاسد و ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و گمراه را به وظایفشان در برابر رهبر عادل و همت براى اصلاح جامعه بیدار سازد. تفكر اصیل اسلامى را براى جامعه تبیین نماید تا امید به ایجاد حكومت اسلامى توسط خاندان وحى را در دل همگان احیا سازد.

از سوى دیگر او خود شاهد واقعه كربلا بود و همت گمارد؛ تا یاد و خاطره حماسه‏سازان عاشورا را در نهاد جامعه اسلامى بارور سازد.

دشمن بعد از واقعه عاشورا (سال 61 هجری) با بی‌رحمى، بازماندگان و اسراى کربلاء منجمله حضرت امام علی بن الحسین7 را با غل و زنجیر و در حالی که امام سجاد7 را نیز سوار بر شتر بی‌جهازی نموده و بر اثر فشار غل و زنجیر از رگ‌هاى گردن آن حضرت7 خون جارى بود، وارد کوفه (مقر حکومت عبید الله) کردند.

جمعیت بسیارى براى تماشاى اسیران آمده بودند، بنابراین امام سجاد7 فرصت را غنیمت شمرد و خطبه‏اى افشاگرانه بیان فرمودند؛ که ابتدا آن امام همام7 و همراهانشان را در خانه‏اى در کنار مسجد کوفه زندانى و بعد از مدتى آن بزرگواران را به طرف شام (محل حکومت یزید) بردند.

خطبه امام زین العابدین7 در شام، ضمن تمام مصائبی که بر آن حضرت و خاندان پیامبر6 وارد شد، یکى از جریاناتى است که توانست ضمن رسوایی یزیدیان، موجب دگرگونى عجیبى در بین مردم شام گردد.

امام سجاد7 در بدترین زمان‌هایى كه بر دوران رهبرى اهل‌بیت: گذشت، می‌زیست، محنت و رنج او، وقتى بالا گرفت كه لشكریان یزید در مدینه وارد مسجد رسول اللّه6 شدند و همان جایى كه انتظار مى رفت محل انتشار مكتب رسالت در عهد آن امام تقوا و فضیلت7 باشد، به دست سپاه منحرف بنى امیّه افتاد. و آنان ضمن تجاوز به نوامیس مردم مدینه و كشتار فراوان، بی‌پروایی را از حدّ گذراندند... بدعت‌ها و عقاید باطل و گمراه كننده به عنوان احكام و عقاید مذهبی، به علت تبلیغات و فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی حكومت‌های نامشروع در برابر حقایق سیاسی و مذهبی، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود.

در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مسئولیت امام سجاد7، احیای مجدد اسلام ناب محمدی6، تبیین جایگاه امامت و رهبری اهل‌بیت:، مبارزه با جهالت سیاسی و مذهبی مردم و تربیت مجاهدان واقعی بود.

امام7 می‌‌باید در برابر حقایق سیاسی اسلام روشنگری می‌‌كردند بویژه كه درباره امامت و رهبری و افشاگری علیه حكومت‌های غاصب و ظالم و ترویج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شیعیان و مسلمانان را برای مبارزه و جهاد علیه ظلم، بدعت و گمراهی آماده می‌‌ساختند.

امام زین العابدین7 در اوضاع ناگوار اجتماعی آن روز كه ارزش‌‌های دینی دست خوش تغییر و تحریف امویان قرار گرفته بود، مهم‌ترین كار خویش را در زمینه برقراری پیوند مردم با خدا، با دعا آغاز كرد، به طورى كه دعاهاى آن حضرت، رویدادهاى عصر او را تفسیر مى كند.

چنین بود كه مردم تحت تأثیر رو حیات آن حضرت قرار گرفتند و شیفته مرام و روش او شدند و بسیاری از طالبان علم و دانش در مسلك راویان حدیث او در آمدند و از سرچشمه زلال دانش وی كه برخاسته از علوم رسول خدا6 و امیرالمؤمنین7 بود، بهره‌‌ها جستند.

صحیفه سجّادیّه كه به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بى نظیرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كریم و نهج البلاغه، كتابى به این عظمت و ارزش، پدید نیامده كه پیوسته مورد توجه بزرگان و علماء و مصنّفان باشد.

از دیگر آثار ارزنده به جا مانده از آن امام همام7، مجموعه‌‌اى تربیتى و اخلاقى است به نام «رساله حقوق» كه مشتمل بر پنجاه و یک حق است که امام7 در آن، وظایف گوناگون انسان را در برابر خدا، خود و دیگران، با بیانى شیوا و گویا ذکر فرموده است.

همچنین امام7 به تربیت انسان‌‌‌‌هایی همت گمارد كه بتوانند با روشنگری و توضیح معارف الهی، مسیر اسلام راستین و تشیع سرخ علوی را استمرار بخشند.

اقتدار حكومت‌های جبار و ظالم عصر، نظارت شدید و سخت‌گیری‌‌های بسیار بر مخالفان سیاسی به ویژه شیعیان، سركوبی قیام‌ها با كشتارهای بی‌رحمانه، جهالت سیاسی و مذهبی مردم، شیوع بی‌دینی و مفاسد اخلاقی، و قلت یاران و مجاهدان واقعی، از جمله موانعی بودند كه نگذاشتند امام سجاد7 به صورت مسلحانه قیام كنند.

آن حضرت7 موفق شدند كه در سخت ترین شرایط و با استفاده از ظریف‌ترین شیوه‌‌های تبلیغاتی و مبارزاتی، در اهداف خویش موفق و پیروز شوند که سرانجام ولید بن عبدالملك به تحریك برادرش هشام بن عبدالملك (لعنت الله علیهم)، امام7 را در راه پایداری و استقامت در این جهاد مقدس مسموم كرد و آن امام مظلوم بزرگوار7 در 12 محرم (یا به روایتی 25 محرم) سال 95 هجری قمری در سن 57 سالگی به فیض شهادت نائل آمد.

امام سجاد7 در دوران زندگی، رنج‌‌ها و ناراحتی‌‌های بسیاری دید، در ماجرای کربلا، سخت ترین و دشوارترین مصائب، شکنجه‌‌ها و ستم‌‌ها به آن بزرگوار7 وارد گردید و بعد که به مدینه بازگشت؛ در طول 35 سال ادامه عمر شریف خود، همواره از مصائب کربلا یاد می‌‌فرمود، می‌‌گریست و اشک می‌‌ریخت. از فرزند گرامیشان؛ حضرت امام محمد باقر7 نقل شده كه: «امام سجاد7 وصیت كرد كه او را در كفنی از جنس پنبه بپیچند و در حنوط او مشك نیامیزند.»

خبر شهادت حضرت زین العابدین7 که با عملکرد انسانی و الهی خود، همگان را مجذوب خود کرده و با مجاهدت سی و پنج ساله خود، تصویری منور و متعالی از امامت در ذهن جامعه اسلامی ترسیم کرده بود، به سرعت در شهر پیچید و همه برای تشییع جنازه او حاضر شدند. به هنگام تشیع و دفن آن بزرگوار 7، انبوهی از مردم فراهم آمد كه مدینه مانند آن را كمتر دیده بود.

حضرت زین العابدین7 پس از تشییعی باشکوه، در قبرستان بقیع که قبور بسیاری از اولیاء خداوند، مادر ارجمندشان؛ حضرت فاطمه زهرا3 [به نقلی]، همسران پیامبر6، فاطمه بنت اسد، عباس؛ عموی پیامبر6 و بسیاری از صحابه گرانقدر پیامبر6 و تعدادی از شهدای صدر اسلام در آن قرار دارد، در کنار مرقد مطهر عموی بزرگوارشان؛ حضرت امام حسن مجتبی 7 مدفون گردیدند که بعداً فرزندان عزیزشان؛ حضرت امام محمدباقر7 و حضرت امام جعفر صادق7 نیز در این قطعه از بقیع، مدفون شدند.

نقل شده که؛ امام محمد باقر7 پس از غسل آن حضرت7، گریه سختی فرمود، بعضی اصحاب ایشان را دلداری می‌‌دادند که فرمود: هنگام غسل، آثار غل جامعه را در بدن نازنین پدرم7 دیدم و به یاد مصائب آن حضرت، هنگام اسارت افتادم...

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: