ماجرای نهضت کربلا، یک حادثه بزرگ سیاسی بود، امام سجاد7 در پیدایش آن و ابلاغ پیام شهیدان و پیگیری نتایج نهضت نقش اصلی را داشت، آن حضرت پس از ماجرای خونین عاشورا، چه هنگام اسارت، وچه هنگام بازگشت به مدینه، در هر فرصتی مردم را بر ضد طاغوت عصر، یزیدبن معاویه میشوراند، خطبه غرا و کوبنده او در شام، یزید و حکومتش را رسوا نمود، و ماهیت پلید حکومت خودکامه او را افشا کرد، با این که در جو خفقان آن عصر، حتی ذکر نام حسین7 ممنوع بود، به دستور آن حضرت در نگین انگشترش چنین نوشته بودند: «خزی و شقی قاتل الحسین بن علی؛[1] رسوا و بدبخت شد قاتل حسین پسر علی7».
آن حضرت حدود چهل سال، مصائب پدرش امام حسین7 را یاد میکرد و میگریست، هنگام غذا خوردن، دست از غذا میکشید، میگفتند بفرمایید غذا میل کنید، در پاسخ میفرمود: «حسین7 فرزند رسول خدا6 گرسنه و تشنه کشته شد.» [2] کوتاه سخن آنکه آن حضرت اکثر بهره برداری را از نهضت امام حسین7 به عناوین گوناگون بر ضد طاغوتهای وقت نمود. پس از بنی امیه، هنگامی که خلفای بنی مروان روی کار آمدند، موضع گیری امام سجاد7 در برابر آنها نیز نوع دیگری از رودر رویی شدید در برابر طاغوتیان بود. آن حضرت قیام مختار بر ضد بنی امیه را تایید کرد و با صراحت فرمود: «از مختار بدگویی نکنید، چرا که او قاتلان ما را کشت، و به خون خواهی از ما قیام کرد.» [3] آن حضرت قبل از قیام انقلابی پسرش «زید» که برضد حکومت هشام بن عبدالملک (دهمین طاغوت اموی) رخ داد، قیام او را تایید میکرد و میفرمود: «پدرم از پدرش امیرمومنان علی7 نقل کرد در پشت کوفه مردی قیام کند که او را «زید» میگویند...
او و یارانش در قیامت با شکوهی بسیار با عظمت در کنار مردم عبور کنند، و فرشتگان به آنها اشاره کرده و میگویند: اینها جانشینان صالحان پیشین و دعوت کنندگان به حق هستند، آن گاه رسول خدا6 از آنها استقبال کند و خطاب به زید میفرماید: ای فرزندم! شما مسوولیت خود را به انجام رساندید، اکنون بدون حساب، وارد بهشت شوید.»[4]
[1] . محمد بن یعقوب كلینی، فروع كافی، ج 6، ص 474.
[2] . سید بن طاووس، اللهوف، ص 209.
[3] . علاّمه مجلسی، بحار، ج 45، ص351.
[4] . مقاتل الطالبیین، ص94.