مجموعه روایاتی که در مورد مقام و منزلت حضرت فاطمه3 از جانب پیامبر و سایر معصومین نقل شده همچنین احادیث قدسی بسیار زیادی که در مورد آن حضرت در ضمن سخنان قدسی خداوند آمده است[1] خود به خود به مضمون مطالب پیشین دلالت دارد. اما آنچه به صراحت به مقام خاصی در مورد حضرت فاطمه اشاره دارد و برخی از علما آن را در کتب خود آوردهاند این حدیث قدسی در مقام خطاب به پیامبر اسلام6 است که:
«لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الأفْلاكَ. وَ لَوْلا عَلّیٌ لَمْا خَلَقتُكَ. وَ لَولا فاطِمَةُ لَمْا خَلَقْتُكُما»[2]
در مورد سند این روایت چنانکه گفته شد. که اگر چه این روایت طبق موازین علم رجال جزو احادیث ضعیف محسوب میشود با این حال بسیاری از علمای بزرگ شیعه آن را در کتب خود آوردهاند.
و اگرچه برخی مانند میرزا ابو الفضل تهرانی در «شفاء الصدور فی شرح زیارهٔ العاشور» /84 و. . . نقل میکند که، صالح بن عبد الوهاب و برخی کسانی که او از آنان روایت مذکور را نقل کرده مجهول میداند ولی این نکته دلیلی بر کذب روایت نیست.
به علاوه اینکه باید توجه داشت که در اینگونه روایات که مربوط به مقاماتی خاص در مورد معصومین هستند مجهول بودن راوی امری متوقع است. چراکه در عصر ائمه به خلاف راویان احکام فقهی که مشکلی در رفت و آمد و معاشرت نداشتند راویان اعتقادات (به دلیل شرایط تقیه) افرادی منزوی از معاشرت معمول بوده و چندان اهل تماس در مجامع مطرح در مباحث روز نبودهاند و عدالت و وثاقت آنها هم مورد کلام و بحث واقع نمیشد.
بنابراین مجهول بودن آنها ضرری به اعتبار حدیث نمیزند؛ خصوصا وقتی مطابق با قواعد باشد وهمین امر که این افراد مورد خطاب امام در این گونه مسائل بودهاند معلوم میشود که از «اصحاب سرّ» بودهاند کما اینکه برخی دیگر از سخنان مشابه در مورد مقامات ائمه: هم از طرف همین گونه افراد نقل شده است.[3]
در مقام بیان مضمون این روایت باید گفت که این روایت از چند بخش تشکیل شده است:
غایت بودن انسان کامل برای خلقت عالم
برتری مقام امامت نسبت به نبوت
برتری مقام عبودیت نسبت به هر مقامی دیگر
به این سه مقام بحث، در این روایت با این عبارات اشاره شده است که:
1. «اگر تو نبودی افلاک و کائنات را نمیآفریدم»؛ این بخش از روایت با روایات دیگری هم تایید میشود که در جای خود ذکر شده است و منظور از آن این است که «انسان کامل» هدف اصلی از خلقت عالم وکانون اصلی توجه خدا و مجرای اراده او در عالم خلقت است. در مقام توضیح این مطلب توسط حکما و عرفا مطالب بسیاری عنوان شده که در اینجا به یکی از تقریرات آنها اشاره میشود:
اگر جهت وحدت عالم نبود کثرت تحقق نمییافت. سنخیت علت و معلول اقتضا میکند میان علت نخستین جهان، که واحد من جمیع جهات است و هیچ جهت تکثر در او نیست، و میان معلولات عالم که متکثرات و مختلفات میباشند، یک جهت وحدتی تحقق داشته باشد. که از جهتی ارتباط با وحدت کل و از جهتی تناسب با عالم کثرت داشته باشد. و این امر فقط در عالم نفس متحقق است. و این کار هر موجودی نیست بلکه فقط نفوس پیامبر6 و اهلبیت: هستند که میتوانند این مهم را به عهده بگیرند. پس اگر نفس پیامبر نبود جهت وحدت عالم تحقق نمییافت و آن گاه کثرات هم تحقق نمییافتند.[4]
- 7 مقام امامت است و مشخصه ظاهری پیامبر هم نبوت، از این روی در مورد مقام امامت نسبت به علی7 تاکید شده است.
بنابراین در اینجا به هیچ وجه بحث بر سر برتر بودن علی7 نسبت پیامبر نیست، بلکه سخن بر سر برتری امامت نسبت به نبوت است. چرا که با دلایلی بدون تردید، میدانیم که مقام پیامبر از حضرت علی7 بالاتر است و مهمترین دلیل این مطلب سخن خود علی7 است که : «اَنَا عَبْدُ مِن عَبِیدِ مُحَمَّد»[5]؛ من بندهای از بندگان محمدم.
3 . و اما در مقام سوم از بحث، یا فقره سوم از روایت که میفرماید: «اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمیآفریدم» ـ به همان سیاق فقره قبلی ـ اشاره به مقامی دارد که هرچند این مقام در خود پیامبر6 به نحو کمال وجود داشت اما در فاطمه3 به عنوان مشخصۀ اصلی آشکار شد و آن مقام عبودیت است.
بنابراین توضیح عبارت «لَولا فاطِمَةُ لَمْا خَلَقْتُكُما» این خواهد بود که اگر به خاطر مقام عبودیت نبود، امامت و نبوت هم ناقص بود و به غایت خود نرسیده بود چرا که نبوت و امامت مقدمهای برای رسیدن به مقام عبد مطلق است. البته این مقام در خود پیامبر6 و علی7 نیز بود ولی در فاطمه3 منحصراً همین مقام تجلی کرد. بنابراین در این روایت تکیه اصلی بر آن حضرت شده است. حال آنکه هیچ دوئیت و کثرتی در ذات این انوار مقدس متصور نیست.
به این ترتیب مسلم است که مقام عبودیت در کمال خود اگر در کسی محقق شود، حتی از نبوت و امامت هم بالاتر است و خود نبی و امام هم به دلیل عبودیت به آن مقام رسیدهاند و مسئولیت نبوت و امامت را متحمل شدهاند و از طرفی بالاترین مقامی که در نزد خدا دارند در نهایت مقام عبودیت آنان است.
به بیان دیگر نبوت و امامت مشتمل بر نسبت آنان با خلق است، اما عبودیت بیان کنندۀ جهت الهی آنان است که بالاتر از نبوت و امامت است.
[1] . تنها در کتاب «القدیسه فی الاحادیث القدسیه» تالیف اسماعیل الانصاری، تعداد 252 حدیث قدسی در شان و منزلت حضرت فاطمه گرد آوری شده است. انتشارات دلیل ما.
[2] . الأسرار الفاطمیة شیخ محمد فاضل مسعودی: (یا أحمد لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الأفْلاكَ. وَ لَوْلا عَلیٌ لَمْا خَلَقتُكَ. وَ لَولا فاطِمَةُ لَمْا خَلَقْتُكُما) (الجنهٔ العاصمهٔ: 148، مستدرک سفینهٔ البحار: 3 / 334 عن مجمع النورین: 14، عن العوالم: 44. ) هذا الحدیث من الأحادیث المأثورهٔ التی رواها جابر بن عبد الله الأنصاری عن رسول الله6. (الشیخ محمد فاضل المسعودی ـ ص 231) .
[3] . گرامی، محمد علی، «وَ لَولا فاطِمَةُ» ص141 ـ 143 نقل به مضمون، ناشر: دفتر آیت الله محمد علی گرامی، 1385.
[4] . همان، ص34.
[5] . کلینی، الکافی، ج 1، ص .