borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
گریه امام سجاد به یاد كربلا

 

یكی‌‌‌ از غلامان امام سجاد حضرت علی‌‌‌ بن حسین7 نقل می‌كند روزی‌‌‌ امام سجاد7 به بیابان رفت و من نیز به دنبال او بیرون رفتم دیدم پیشانی‌اش را بر روی‌‌‌ سنگ سختی‌‌‌ نهاده است من در كناری ایستادم، صدای‌‌‌ گریه و ناله امام را در سجده شنیدم شمردم هزار بار گفت: «لا اله الا الله حقا حقالا اله الا الله تعبداً وَ رقالا اله الا الله ایمانا وَ تصدیقا وَ صدقا؛ معبودی‌‌‌ جزخدا نیست كه وجودش حق و ثابت است در برابر این معبود یكتا خشوع كرده و تنها او را می‌پرستم و او را تصدیق كرده و به او ایمان می‌آورم.

سپس سر از سجده برداشت در حالی‌‌‌ كه محاسن و صورتش غرق در اشك چشمش بود.

به جلو رفتم و عرض كردم: ای‌‌‌ آقای‌‌‌ من آیا وقت آن نرسیده كه اندوهت پایان یابد و گریه‌ات كم شود به من فرمود وای‌‌‌ بر تو حضرت یعقوب پیغمبر و پیغمبرزاده بود دوازده پسرداشت یكی‌‌‌ ازفرزندانش به نام یوسف راخداوند پنهان كرد موی‌‌‌ سرش از فراق او سفید شد و از غم او كمرش خمید و دیدگانش نابینا شد با اینكه پسرش در همین دنیا بوده و زنده ولی‌‌‌ من پدر و برادر و هفده تن از بستگانم را كشته شده و به روی‌‌‌ زمین افتاده دیدم چگونه روزگار اندوهم به سرآید و از گریه‌ام بكاهد؟[1]


[1] . لهوف سید بن طاووس ص 209 آخر كتاب.

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: