borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
نقش عدد چهل در حرکت تکاملی بشر

در روایات ما دارد که موقع آمیزش مرد در خیال خود به زن دیگری نظر نداشته باشد. که این هم به نوعی حکم زنا پیدا می‌‌کند، نه از نظر فقهی بلکه از نظر اخلاقی منظور است. این که غذا چه غذایی باشد اینها تمام موثر است. چرا می‌‌گویند به مشروب خوار دختر ندهید، برای اینکه خود شرابی که خورده ولو قبلا اثراتی در باطن این گذاشته ولو این می‌خواهد با فاصله آمیزش بکند ولی آن آلودگی اثر دارد. پس اگر غذای بهشتی در دسترس، نیست ولی دورنمایی داریم که نشان می‌‌دهیم که ما یک غذای طیب و طاهر برای انقعاد نطفه می‌‌خواهیم.

در فقه ما و روایات ما هست؛ که مرد وقتی می‌خواهد در عروسی تماس بگیرد هم خودش و هم عروس، دو رکعت نماز بخوانند و از خداوند طلب فرزند صالح بکند. حالا پیامبر اکرم6 نه تنها نماز می‌خواند وطلب چنین و چنان می‌‌کند، اساسا چهل روز اعتکاف و عبادت و توجه به خداو معنویت می‌‌کند، یعنی می‌خواهد بگوید دورنما این چنین است. ضمنا نشان می‌دهد حرکت استکمالی در عدد چهل است.

اینجا چهل روز ذکر شده است و درباره حضرت موسی هم قران کریم دارد که: ﴿حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً﴾[1] یعنی: وقتی که به چهل سالگی رسیده است. که به کمال رسیده است پس کمال در عدد چهل است آنجا چهل سال است و در اینجا چهل روز. وقتی خواستند به خمیره عالم روح بدهند. چهل روز گذشت که در آن حالت ﴿مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ﴾[2] بود بعدا روح به او دمیده شد. چهل روز پیغمبر مامور به اعتکاف می‌شود آن هم در مسجدالحرام.

خدیجه عاشق پیغمبر بود به جهت عشقش است که او را حنانه می‌‌گویند. خدیجه هم در این چهل روز مأمور ‌شده است که از معشوق خودش فاصله بگیرد. و در این مدت هم در حالت تضرع و عبادت خدا بود.

بعد در دوره حمل، پیغمبر اکرم6 وقتی می‌‌آمد خانه می‌‌دید خدیجه دارد صحبت می‌‌کند، گفت خدیجه با چه کسی صحبت می‌‌کنی گفت با دختری که در شکم دارم،

سوال ـ مگر دختر درشکم حرف می‌‌زند؟

پاسخ: بله. مگر عیسی با مریم همان آنی که متولد شد صحبت نکرد، اگر در هنگام تولد می‌شود صحبت کند قبل تولد هم می‌‌شود.

عیسی همان بدو تولد که مریم ناراحت شد و گفت: ﴿قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا﴾[3] می‌گوید: ای کاش مرده بودم و این وضع پیدا نمی‌‌کردم. ﴿قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّاً﴾[4] غصه نخور مادر همه چیز فراهم است و درست می‌‌شود. خداوند برای خدیجه هم همه چیز را آسان کرد تا حضرت زهرا، در یک چنین فضایی متولد ‌‌شود.

خواستیم بگوییم این روایت نه اینکه خلاف و دروغ است. چون یکی دو نفر به سند آن ایراد گرفته بودند خوب خیلی از روایات است، که در فقه هم مطرح است، سند هم ندارد ولی از باب تسامح در ادله سنن، بهش عمل می‌‌کنیم. اختصاص به این ندارد. در آداب خیلی از اوقات اینطوری است.

در الزامیات امور واجب خیلی سخت‌گیری می‌شود آنجا متّه به خشخاش می‌‌گذاریم که سند صد درصد درست باشد. اما در آداب و مستحبات که روایات است برفرض واقع این طور نباشد ثواب را به شما می‌‌دهند که عمل می‌کنید که به آن می‌‌گویند: تسامح در ادله سنن.

عظمت حضرت زهرا3 اختصاص به این روایت ندارد. بیش از اینهاست که ما عقلمان برسد و بفهمیم. اشاره‌ای بکنم؛ اولا، این روایت مشابه اش در روایات دیگر هم هست. حدیث در بحار است که: خداوند نور پیغمبر را آفرید، از آن نور عرش را آفرید، نور علی را آفرید از آن نور کرسی را آفرید. نور امام حسن و امام حسین را آفرید، و از آنها آسمان‌‌ها و زمین را آفرید. و هنوز ظلمت در آفرینش بر قرار بود ملائکه شکایت بردند به سمت خدا از ظلمت و خداوند زهرا را آفرید، ظلمت بر طرف شد. این هم مفاد همان است. اگر هدف از خلقت نورانیت است، نورانیت مطلقه بدون زهرا نشد.

این حدیث که عرض کردم قسمت اول آن «لَوْلَاكَ لَمَا خُلِقْتُ الأفْلاكَ» این متواتر است روایات با مضمون «لَوْلَا انت» و «لَوْلَاكَ» اگر تو نبودی عالم را نمی‌‌آفریدم خیلی زیاد است. كسروى[5] در یکی از کتاب‌هایش از نظر ادبیت اشکالی کرده و می‌گوید لَوْلَا سر کاف که ضمیر متصله است در نمی‌آید، باید بگویند لَوْلَا انت نه لَوْلَاک. آنجا ما جواب دادیم که قبول داریم که قاعده این است که لَوْلَا اَنت بیاید ولی لَوْلَا سر ضمیر متصل هم درمی آید و این در اطلاقات عرب زیاد است. به اینها می‌‌گویند سماعی نه قیاسی.

در قیاسی طبق قاعده این است که لولا انت باشد. اما از نظر سماعی در لغت عرب این است، پس قسمت اول که لَوْلَاک خطاب به پیغمبر است تقریبا متواتر است. قسمت دوم که لَوْلَا عَلی لَمَا خلقْتُکَ، این لَوْلَا انتما را در روایات زیاد داریم که خطاب شده به پیامبر و علی اگر شما دوتا نبودید.

هر دو را باهم آورده و وقتی هر دو را با هم می‌‌آورند. پیغمبر می‌شود نبوت و حضرت علی می‌شود امامت. و گفتیم که خودمان می‌‌فهمیم که امامت فوق نبوت است. نمی‌‌گویم حضرت علی فوق پیغمبر است می‌‌گوییم امامت فوق نبوت است و الا پیغمبر، هم پیغمبر بوده و هم امام، ولی آن جهت امامت ایشان بالاتر از جهت نبوت پیغمبر اکرم است.

عبارت لَوْلَا انتم، لَوْلَا هَوُلاء، در روایات خیلی زیاد داریم. در یک جا به آدم7 می‌‌گویند لَوْلَا هؤلاء یعنی اگر اینها نبودند که اشاره به ائمه: است، به خود ائمه در عالم انوار خطاب می‌شود لَوْلَا اَنْتُم .

 


[1] . سوره احقاف آیه ۱۵ ـ تا زمانى که به نیرومندى و کمال خود بالغ گردد و به چهل سالگى برسد.

[2] . سوره حجر آیه ۲۸ ـ ﴿وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍمَسْنُونٍ﴾ و (به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشکیده اى که از گل بدبوى (تیره رنگى) گرفته شده، مى‌‌آفرینم.

[3] . سوره مریم آیه ۲۳ ـ ﴿قالَتْ یا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً﴾ ـ گفت: «اى کاش پیش از این مرده بودم، و کاملاً فراموش شده بودم!»

[4] . سوره مریم آیه ۲۴ ـ ﴿قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیّاً﴾ ـ پروردگارت زیر پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است.

[5] . کسروی یکی از معاندین و مخالفین مکتب اهل‌بیت3 است .

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: