borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
پاسخ شدید به طاغوت عراق

امام سجاد7 در تمام مصائب کربلا و اسارت، شرکت داشت، و سخت‌ترین و جانکاه ترین حوادث را تحمل کرد، او و همراهانش را به صورت اسیر، در کوفه به مجلس عبیدالله بن زیاد حاکم عراق که طاغوتی سنگ دل و بی‌رحم بود وارد نمودند. عبیدالله پس از گستاخی‌‌های بسیار بی‌شرمانه متوجه امام سجاد7 شد، و گفت: «این شخص کیست؟ » یکی از حاضران گفت: علی بن حسین7 است.

عبیدالله گفت: مگر خداوند علی پسر حسین7 را نکشت؟ امام سجاد7 فرمود:

من برادری به نام علی بن حسین7 [علی اکبر] داشتم، مردم او را کشتند.

عبیدالله با خشونت گفت: «بلکه خدا او را کشت.» امام سجاد7 فرمود: ﴿اللَّـهُ يَتَوَفَّى الأنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا﴾؛[1] خداوند جانها را هنگام مرگشان، قبض می‌‌کند.» عبیدالله گفت: آیا تو جرئت پیدا کرده‌ای پاسخ مرا می‌‌دهی؟ سپس به ماموران جلادش گفت:

برخیزید و گردنش را بزنید.

حضرت زینب3 به دفاع برخاست، و پس از گفتاری، خطاب به عبیدالله فرمود:

«اگر بنا است علی بن الحسین7 را بکشی، مرا نیز با او بکش.»در این هنگام امام سجاد7 به عمه اش زینب3 فرمود: آرام باش، تا من با عبیدالله سخن بگویم، سپس به عبیدالله رو کرد و با صلابت و قاطعیت فرمود: «ای پسر زیاد! آیا مرا به کشتن تهدید می‌‌کنی و می‌‌ترسانی، آیا نمی‌‌دانی که کشته شدن عادت ما است، و شهادت مایه کرامت و سرافرازی ما می‌‌باشد؟!» [2]

 


[1] . سوره زمر(39) آیه 42.

[2] . سید بن طاووس، اللهوف، ص 202.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: