بی تردید پیامبر اكرم6 در مدت بیست و سه سال نبوت خویش، وظایف و شئون مختلفی را در قبال جامعهی اسلامی بر عهده داشتند كه برخی نیاز به تداوم ندارند، مانند دریافت و ابلاغ وحی یا پیام آوری از خداوند برای راه نمایی و هدایت بشر و برخی دیگر كه عمدهی وظایف آن حضرت بود، مربوط به شئونی است كه باید تداوم داشته باشند؛ آنها عبارت اند از:
1. تفسیر و تبیین وحی الهی و تشریع اهداف و مقاصد آن؛
2. بیان و توضیح احكام موضوعات جدید در حوزهی وظایف و احكام فردی و اجتماعی مسلمانان؛
3. پاسخ گویی به شبهات مخالفین اسلام و ردّ اعتراضات آنان به حقانیت آیین اسلام؛
4. محافظت و پاس داری از كیان آموزههای دینی و جلوگیری از وقوع تحریف و بدعت در آنها؛
5. داوری و قضاوت در اختلافات و نزاعهای بین مسلمین و تطبیق و اجرای حدود و قوانین كلی الهی؛
6. حكومتداری و ریاست بر عامهی مردم در همهی مسائل اجتماعی و سیاسی.[1]
حال سؤال اساسی این است كه غیر از ابلاغ وحی كه مخصوص انبیا بود، بعد از پیامبر6 ، دیگر وظایف ایشان چه وضعیتی خواهد داشت؟ آیا شارع در متن دین برای جبران آنها تدبیری اندیشیده یا آنها را به خود امت واگذار كرده است؟
واقعیتها و گزارشهای تاریخی از اختلاف شدید مفسران در تفسیر پارهای از آیات قرآن، اختلاف شدید مسلمانان در احكام عملی و حتی در مورد تفسیر سنت پیامبر6 ، هجوم بیامان شبهات ویرانگر به عقاید اسلام و شیوع دهها هزار حدیث مجعول و... همگی گویای این حقیقت اند كه امت اسلامی از یك سو نیازمند آن است كه عمل به وظایف یاد شده پس از وفات رسول خدا6 تداوم یابد. و از سوی دیگر، خود امت (بدون امداد الهی) هرگز قادر به پاسخ گویی به این نیازها نیست.
حال با دو احتمال رو به رو هستیم:
اول آن كه خداوند، با علم به ناتوانی امت اسلامی از رفع نیاز خود، امر آنان را به خودشان واگذار كرده باشد. این احتمال آشكارا باطل است؛ چون لازم میآید خداوند حكیم، غرض خویش از ارسال پیامبر6 و تشریع آیین اسلام و ختم نبوت را نقض كند و این از سوی شخصی حكیم، ممتنع است.
دوم آن كه خداوند حكیم، برای حفظ شریعت اسلامی و مصونیت آن از تحریف و نیز برای استمرار هدایت مردم، اشخاصی شایسته و معصوم را به مردم معرفی كرده باشد تا پس از پیامبر6 عهده دار مسئولیتها و وظایف یاد شده گردند. بدیهی است كه این احتمال صحیح است.[2]
بنابراین امامت چیزی جز تداوم و استمرار وظایف و شئون نبوت و رسالت نیست و مقام امامت مقام تحقق و عینیت بخشیدن به اهداف رسالت است. اما چه كسانی و با چه شرایط و اوصافی میتوانند این وظایف را تداوم بخشند؟ بیتردید هیچ كسی جز انسانهایی معصوم و افضل و اعلم كه از طرف خداوند منصوب شدهاند، شایستگی پذیرش این مسئولیت الهی و خطیر را ندارد؛ چه اینکه خدای متعال در قرآن مجید میفرماید: ﴿لٰا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين﴾؛[3] این عهد و امانت من (مقام امامت) به ظالمین نمیرسد.
[1] . ر. ك: جعفر سبحانی، همان، ج 4، ص 16 هم چنین ر. ك: جمعی از نویسندگان، انسان، راه و راهنماشناسی (قم: انتشارات مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی;، 1384 ش)، ص 191 ـ 192.
[2] . ر. ك: محمد سعیدی مهر، آموزش كلام اسلامی، (قم: انتشارات طه، چ اول، 1381)، ج 2، ص 138؛ همچنین ر. ك: جعفر سبحانی، محاضرات فی الهیات، تلخیص علی ربانی گلپایگانی، (قم: مؤسسهی نشر اسلامی، چ دوم)، ص 524 و 526.
[3] . سورهی بقره، آیهی 124.