حدیث « 1 »
چه بسا شخص حریص بر امری از امور دنیا، که بدان دست یافته و باعث نافرجامی و بدبختی او گردیده است، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده، ولی به وسیله آن سعادتمند گردیده است.[1]
حدیث « 2 »
تو را به پنج چیز سفارش میکنم: اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو، اگر مدحت کنند شاد مشو، و اگر نکوهشت کنند، بیتابی مکن.[2]
حدیث « 3 »
سخن نیک را از هر کسی، هر چند به آن عمل نکند، فرا گیرید.[3]
حدیث « 4 »
چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.[4]
حدیث « 5 »
نهایت کمال، فهم در دین و صبر بر مصیبت، و اندازه گیری در خرج زندگانی است.[5]
حدیث « 6 »
سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است: از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی، به کسی که از تو بریده است بپیوندی، و هنگامی که با تو به نادانی رفتار شود، بردباری کنی.[6]
حدیث « 7 »
خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد.[7]
حدیث « 8 »
دانشمندی که از علمش سود برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.[8]
حدیث « 9 »
هیچ بندهای عالم نیست، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود، حسادت نورزد، و زیردست خود را خوار نشمارد.[9]
حدیث « 10 »
هر که خوش نیت باشد، روزیاش افزایش مییابد.[10]
حدیث « 11 »
هر کس با خانوادهاش خوشرفتار باشد، بر عمرش افزوده میگردد.[11]
حدیث « 12 »
از سستی و بیقراری بپرهیز، که این دو، کلید هر بدی میباشند، کسی که سستی کند، حقی را ادا نکند، و کسی که بیقرار شود، بر حق صبر نکند.[12]
حدیث « 13 »
پیوند با خویشان، عملها را پاکیزه مینماید، اموال را افزایش میدهد، بلا را دور میکند، حساب آخرت را آسان مینماید، و مرگ را به تاخیر میاندازد. [13]
حدیث « 14 »
بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند، درباره مردم بگویید.[14]
حدیث « 15 »
خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار میدهد، چنانکه سفر کردهای برای خانواده خود هدیه میفرستد، و او را از دنیا پرهیز میدهد، چنانکه طبیب مریض را پرهیز میدهد.[15]
حدیث « 16 »
بر شما باد به پرهیزکاری و کوشش و راستگویی، و پرداخت امانت به کسی که شما را بر آن امین دانسته است، چه آن شخص، نیک
باشد یا بد.[16]
حدیث « 17 »
غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است. و بهتان آن است که عیبی را که در برادرت نیست، به او ببندی.[17]
حدیث « 18 »
خداوند، دشنام گوی بیآبرو را دشمن دارد.[18]
حدیث « 19 »
تواضع، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شأنش باشد، و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی، و جدال را هر چند حق با تو باشد، ترک کنی.[19]
حدیث « 20 »
برترین عبادت، پاکی شکم و پاکدامنی است.[20]
حدیث « 21 »
خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است، دقت و باریک بینی میکند.[21]
حدیث « 22 »
آن که از شما به دیگری علم بیاموزد، پاداش او (نزد خدای تعالی) به مقدار پاداش دانشجوست، و از او هم بیشتر میباشد.[22]
حدیث « 23 »
هر که علم و دانش را جوید برای آنکه به علما فخر فروشی کند، یا با نابخردان بستیزد، و یا مردم را متوجه خود نماید، باید آتش را جای نشستن خود گیرد.[23]
حدیث « 24 »
خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع، بدون ناسزاگویی شوخی کند، دوست دارد.[24]
حدیث « 25 »
سه خصلت است که دارندهاش نمیمیرد تا عاقبت شوم آن را ببیند: ستمکاری، ازخویشان بریدن، و قسم دروغ که نبرد با خداست.[25]
حدیث « 26 »
به خدا سوگند هیچ بندهای در دعا، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند، جز اینکه حاجتش را بر آورد.[26]
حدیث « 27 »
خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بندهای را دوست دارد که بسیار دعا کند، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب، زیرا آن، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزیها در آن تقسیم گردد و حاجتهای بزرگ بر آورده شود.[27]
حدیث « 28 »
دعای انسان پشت سر برادر دینیاش، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است.[28]
حدیث «29 »
هر چشمی روز قیامت گریان است، جز سه چشم: چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد، چشمی که از ترس خدا گریان شود، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود.[29]
حدیث «30 »
شخص حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم به دور خود میتند، راه بیرون شدنش را دورتر و مشکلتر میکند، تا اینکه از غم و اندوه بمیرد.[30]
حدیث «31 »
چه بسیار خوب است نیکیها پس از بدیها، و چه بسیار بد است بدیها پس از نیکیها.[31]
حدیث «32 »
چون مؤمن با مؤمنی دست دهد، پاک و بیگناه از یکدیگر جدا میشوند.[32]
حدیث « 33 »
از دشمنی بپرهیزید، زیرا فکر را مشغول کرده و مایه نفاق
میگردد.[33]
حدیث « 34 »
هیچ قطرهای نزد خداوند، محبوبتر از قطره اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا و برای او ریخته شود، نیست.[34]
حدیث « 35 »
هر که بر خدا توکل کند، مغلوب نمیشود، و هر که از گناه به خدا پناه برد، شکست نمیخورد.[35]
حدیث « 36 »
افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمیشود، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد.[36]
حدیث « 37 »
خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود میدهد، اما دینش را فقط به دوست خود میبخشد.[37]
حدیث « 38 »
مؤمن برادر مؤمن است، او را دشنام نمیدهد، از او دریغ نمیکند، و به او گمان بد نمیبرد.[38]
حدیث « 39 »
هیچ کس از گناهان سالم نمیماند، مگر اینکه زبانش را نگه دارد.[39]
حدیث « 40 »
سه چیز پشت انسان را میشکند: مردی که عمل خویش را زیاد شمارد، گناهانش را فراموش کند، و به رأی خویش، خوشنود باشد.[40]
[1] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (166).
[2] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (167).
[3] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (170).
[4] و 5 . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص(172).
[5] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص(172).
[6] و 7 و 8 و 9 . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (173).
[7] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (173).
[8] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (173).
[9] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (173).
[10] و 5 و 6 . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (175).
[11] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (175).
[12] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (175).
[13] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 71، ص (111).
[14] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 65، ص (152).
[15] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (180).
[16] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (179).
[17] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (178).
[18] و 5 و 6 . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (176).
[19] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (176).
[20] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (176).
[21] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 7، ص (267).
[22] . کافی، ج 1، ص (35).
[23] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، 2، ص (38).
[24] . کافی، ج 2، ص (663).
[25] . کافی، ج 75، ص (174).
[26] . کافی، ج 2، ص (475).
[27] . کافی، ج 2، ص (478).
[28] . کافی، ج 2، ص (507).
[29] . کافی، ج 2، ص (80)
[30] . کافی، ج 2، ص (316)
[31] . کافی، ج 2، ص (458)
[32] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 73، ص (20).
[33] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 2، ص (301).
[34] . کافی، ج 2، ص (482)
[35] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 68، ص (151).
[36] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 68، ص (54).
[37] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 2، ص (215).
[38] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (176).
[39] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص (178).
[40] . بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 69، ص (314).