borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
شهادت امام سجاد

 

مدینه شهر خون شهر شهادت

 

مدینه ساحل عشق و نجات است

مدینه دیده‌ام من کربلایی

 

که چشمم تا ابد شطِ فرات است

مدینه با هزار اندوه و ماتم

 

مرا یک سینه رنج و خاطرات است

چه گویم از حدیث هجر و غم‌‌ها

 

مرا مادر نمی‌زایید ای کاش

ببین شور حسینی در نگاهم

 

بخوان شوق شهادت از جَبینم

فروغ دیدۀ زهرای مظلوم

 

پناه خلق زین العابدینم

خلیل آسا به همّت بُت شکستم

 

که فرزند منا و مکّه هستم

به روز من چه آوردند این قوم

 

به جرم اینکه من یکتا پرستم

فضا پوشیده از ابر ستم بود

 

که روی ناقۀ عُریان نشستم

چه شب‌‌‌‌هایی که با من گریه کردند

 

غل و زنجیرهای پا و دستم

شهید زنده ام من، شاهدم من

 

شهادت نامۀ من درد و داغم

*   *   *

از روزهای قافله دلگیر می‌شوی

 

هر روز چند مرتبه تو پیر می‌‌شوی؟

در شام شوم شب زدگان تو چه می‌‌کشی؟

 

کز روشنای عمر خودت سیر می‌‌شوی

زخمی ست لحظه‌‌های تو مانند پیکرت

 

از بس اسیر طعنة زنجیر می‌‌شوی

آیات صبح از لب قرآن شنیدنی ست

 

در کوچه‌‌های شام که تکفیر می‌‌شوی

خون جگر که می‌‌خوری از دستِ درد و داغ

 

بی تاب بغض‌های گلوگیر می‌‌شوی

با آه آهِ روضة ما ای امام اشک

 

در هر نگاه آینه تکثیر می‌‌شوی

خون گریه می‌‌شوی تو و تا آخر الزمان

 

از چشم‌ها همیشه سرازیر می‌‌شوی[1]

*   *   *

با ما بگو ز تسویه‌‌ی بی‌مرام‌‌ها

 

از چشم هرزه و نظر ازدحام‌‌ها

دیدم محاسن تو ز خونت خضاب شد

 

از بس که سنگ خورده‌ای از پشت بام‌‌ها

 

گویا شبیه شهر مدینه به کوفه هم

 

با خنده داده‌‌اند جواب سلام‌‌ها

تا نام فاطمه ز دهان شما پرید

 

گویا دوباره تازه شده انتقام‌‌ها

نا مردمان کوفه فراموششان شده

 

از آن سفارشات و از آن احترام‌‌ها

با تازیانه بر تن اطفال می‌‌زدند

 

بس وحشیانه پیش نگاه امام‌‌ها

«مسلم» به پای غربت مولا قیام کن

 

دیگر بس است صحبت خود را تمام کن[2]

 


[1] . سراینده: یوسف رحیمی .

[2] . اشعار شهادت امام زین العابدین7 ـ نجمه پور ملکی .

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: