borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
بیانی دیگر درباره ام ابیها

شاید علت آنکه این کنیه را به آن حضرت داده‌اند آن بوده که حضرت رسول رفتاری با آن حضرت داشتند که فرزند نسبت به مادرش دارد و همچنین او نیز با حضرت رسول رفتار مادرانه داشت. چنانکه تاریخ موید این مطلب و روایات مثبت آنست.

در روایات فراوانی وارد شده که حضرت رسول دست او را می‌بوسید و هرگاه که از سفر برمی‌گشت فقط از او دیدار می‌کرد و در تمام مسافرت‌ها آخرین کسی که با او خداحافظی می‌نمود، حضرت زهراء بود، گویا با این دیدار از آن چشمه صاف و گوارا برای طول مسافرت خود بهره‌ای عاطفی و توشه‌ای احساسی ذخیره می‌نمود، همانگونه که فرزند مودب از مادر خود چنین بهره‌ای را می‌گیرد.

از سوی دیگر می‌بینیم که آن حضرت بسان مادری دلسوز رسول خدا را در آغوش می‌گرفت. از او نگهداری می‌کرد. جراحات و زخم‌هایش را مرهم می‌گذاشت و دردها و رنج‌هایش را کاهش می‌داد. و خلاصه آنکه هرگونه عاطفه و دلسوزی و انس و محبتی که فرزند از مادرش احساس می‌کند آن حضرت آنها را در فاطمه می‌یافت و گویا او مادرش بود.

رمز این نامگذاری و این کنیه فقط اظهار محبت است، زیرا هرگاه انسان فرزندش و یا فرد دیگری را دوست می‌دارد و می‌خواهد این دوستی را به آخرین حد اظهار کند در خطاب به مونث می‌گوید: «ای مادر» و در خطاب به مذکر می‌گوید: «ای پدر». که آنان را در، محبت و احترام بر عرف و عادت همچون مادر و پدر خود می‌داند، و یا بدان جهت بوده که چون خداوند متعال زنان پیامبر6 را با کنیه «ام‌المومنین» گرامی داشته و با این اسم از آنان یاد کرده ممکن بود که به ذهن آنان خطور کند که آنان مهم‌ترین زنان روی زمین می‌باشند و حتی از پاره تن حضرت رسول فاطمه زهراء برتر می‌باشند.

از این جهت حضرت رسول او را به «ام‌ابیها» خطاب کرده و این کنیه را بر آن حضرت اطلاق فرمود تا از این وسوسه‌ها و خطورات ذهنی جلوگیری کند، یعنی ای زنان پیامبر اگر شما مادر مومنین هستید، فاطمه مادر پیامبر، مادر مصطفی، مادر رسول خدا و مادر پدرش می‌باشد.

و ممکن است که مقصود از این «کنیه‌گذاری» معنائی دقیق‌تر و لطیف‌تر از معنای اول و دوم باشد هر چند معنای اول ظاهرتر و روشن‌تر می‌باشد و آن عبارت از اینکه: «مادر هر چیزی اصل و اساس او است، چنانکه اهل لغت به این معنی تصریح کرده‌اند، مانند: ام‌القوم، ام‌الکتاب، ام‌النجوم، ام‌الطرق، ام القری که شهر مکه است و امّ‌الراس و امّ‌الدماغ.

بنابراین ممکن است گفته شود که مقصود آن حضرت از این کنیه آن بوده که دخترم فاطمه اصل درخت رسالت و ریشه و اساس نبوت است، چنانکه حضرت امام محمد باقر فرمود: شجره طیبه رسول خدا6، ساقه‌اش علی و ریشه آن فاطمه و میوه‌اش فرزندان او و شاخ و برگش شیعیان آن حضرتند.[1]

و هم چنانکه اگر ریشه درخت نباشد خشک می‌شود و طراوت و سرسبزیش را از دست می‌دهد. اگر فاطمه نبود درخت اسلام سرسبز نمی‌شد زیرا رشد و نمو درخت وابسته به تغذیه آن از طریق ریشه‌اش می‌باشد. و درخت شریعت مقدسه اسلام با مجاهدت و دفاع او از امام و بزرگوار و شوهر مظلومش و مجاهدت‌ها و فدارکاری‌های فرزندانش، به ویژه دو شیر بچه گرامیش رشد و نمو یافت. حضرت امام حسن با صلحش درخت اسلام را نگه داشته و از فروپاشیدن آن جلوگیری کرد. و امام حسین با خودداری از بیعت با یزید و ریخته شدن خون پاکش آن را آبیاری کرده و رشد داد و اگر صلح امام حسن و قیام امام حسین نبود درخت اسلام خشک می‌شد و هیچ شاخ و برگی از آن باقی نمی‌ماند و پوشیده نیست که اصل و ریشه حسنین مادرشان حضرت زهراء می‌باشد و اگر او نبود پدر و شوهر و فرزندانش وجود نداشتند چنانکه در آغاز کتاب، این بحث را آوردیم.

اینک برای تکمیل این بحث هم برخی از اخبار و روایات وارده در این مبحث را نقل می‌نمائیم:

رسول خدا فرمود: من درختم، فاطمه ریشه، و علی عامل باروری، و حسن و حسین میوه آن می‌باشند.[2]

مفضل بن محمد جعفی گوید: از حضرت صادق7 دربارة آیه شریفه ﴿حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِل‏﴾[3] سوال کردم. فرمود: «حبّه» فاطمه3 است و سبع سنابل (هفت سنبله) فرزندان اویند. که آخرین آنان قائم آنها است.[4]

بعضی از پژوهشگران گفته‌اند: سر تعبیر از آن حضرت به کلمه حبّه دو چیز است:

اول: کنایه از آنست که اولاً و بالذّات مقصود از آفرینش، او است و یا اینکه آن حضرت مجرای عبور این امانت‌های الهی و مظاهر راستین توحید حقیقی است، و وجه تشبیه آنست که هر کشاورزی که دانه و بذر نداشته باشد از پیدا کردن و دسترسی به زراعت مایوس و ناامید است، او همیشه به بذر توجه دارد که اگر نداشته باشد نتیجه‌ای نخواهد برد، هم چنین وجود حضرت زهراء اصل و منبع این انوار الهیه است، که خداوند محبت و شفاعتش را نصیب ما بگرداند.

دوم: زراعت در اصل و حقیقتش همان بذر است با اضافاتی که در آن عمل کرده و آن را به صورت دیگری درآورده است و تفاوت بین «حبه» و زراعت به اجمال و تفصیل است و الا زراعت همان بذر و بذر همان محصول است، و بنابراین انوار مقدسه پراکنده و جدا شده از آن، همگی از همین حبه الهیه می‌باشند.[5]

 


[1] . فاطمهٔ الزهرا3 بهجهٔ قلب المصطفی ، ج 1 ، ص 205.‌

[2] . نقل از کتاب «فاطمه زهرا3 شادمانی دل پیامبر» نوشته احمد رحمانی همدانی .

[3] . نقل از کتاب «فاطمه زهرا3 شادمانی دل پیامبر» نوشته احمد رحمانی همدانی .

[4] . نقل از کتاب «فاطمه زهرا3 شادمانی دل پیامبر» نوشته احمد رحمانی همدانی .

[5] . نقل از کتاب «فاطمه زهرا3 شادمانی دل پیامبر» نوشته احمد رحمانی همدانی .

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: