borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
آیه دوم

﴿وَ الَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُم‏﴾.[1]

کسانی که (فرامین) پروردگار خود را اجابت کرده، نماز را برپا داشته،‌ و امرشان مبتنی بر مشورت در میان خودشان است.

وجه استدلال به آیه چنین است که چون کلمه «أمر» به ضمیر «هْم» اضافه شده است، بر عمومیت حکم دلالت می‌کند، یعنی همه امور مربوط به مؤمنان را شامل می‌شود، و خلافت نیز یکی از آن امور است.

نقد :

این استدلال در صورتی تمام است که امر خلافت و امامت از اموری باشد که مربوط به مؤمنان بوده و به آنها واگذار شده باشد، در حالی که این خود همان چیزی است که مورد بحث و اختلاف میان شیعه و اهل سنت است. بدیهی است استدلال بر مسئله مورد اختلاف با استناد به خود آن، مصادره به مطلوب و دُورِ باطل است.

پرسش:

اگر بیعت مردم و رأی آنان در تعیین رهبر نقشی ندارد، و تعیین آن از طرف خداوند است، چرا امام علی7 در احتجاج با معاویه به بیعت مردم با خود استناد کرده و فرموده است:

«اِنَّهُ بایَعنی القَوْمُ الَّذِینَ بایَعُوا اَبَابَکرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَی مَا بَایَعُوهُمْ عَلَیْهِ».[2]

همان کسانی که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کرده بودند، با من نیز بیعت کرده‌اند.

پاسخ:

این استدلال امام علی7 از قبیل «الزام»، یعنی استدلال به مطلبی است که مورد قبول طرف مقابل می‌باشد، که این گونه استدلال در این قبیل موارد بهترین شیوه احتجاج است.

گذشته از این، باید توجه داشت که فرضیه شوریٰ در مسئله امامت با شیوه به خلافت رسیدن عمر نقض می‌شود، زیرا او توسط ابوبکر به خلافت رسید، چنان که عثمان نیز از طریق بیعت افراد خاصی که عمر آنان را تعیین کرده بود، به خلافت رسید.[3]


 

 


[1] . شوری/ 38.

[2] . نهج البلاغه/ نامه 6.

[3] . علی ربانی گلپایگانی ـ عقاید استدلالی.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: