در مورد کنیّه «امالحسن و الحسین:» حدیثی از پیامبر اکرم6 است که از سلمان فارسی نقل کرده است:
سلمان عرض کرد: مولاى من! تو را به خدا قسم مىدهم، از مقام حضرت زهراء3 در روز قیامت، مرا آگاه کن.
پیامبر اکرم6 خندان جلو آمدند، فرمودند: به خدایی که جانم در دست اوست، فاطمهی زهرا3 از عرصهی قیامت عبور مىکند، در حالى که بر شتری نشسته است و بر آن شتر هودجی از نور است، داخل آن، بانویی (انسیه، حوراء، عزیزه) نشسته، جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ، امیر المؤمنین7 پیشاپیش و حسنین پشت سر حضرت زهراء3 در حرکتند.
خداوند نیز آن حضرت را محافظت میکند. آنها از عرصهی قیامت عبور مینمایند. ناگهان از طرف خداوند ندایی به گوش میرسد: ای مردم! چشمهایتان را ببندید، سرهایتان را به زیر اندازید. این، فاطمه دختر حضرت محمد6، پیامبر شما و همسر علی7، امام شماست، مادر حسن و حسین است. پس حضرت فاطمهی زهراء3 از پل صراط میگذرد. آنگاه که داخل بهشت میشود و نه آنچه خداوند برای او آماده کرده است نظر میافکند، میگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن إن ربنا لغفور شکور _الذی احلّنا دار المقامة من فضله لا یَمَسُّنا فیها نَصَبٌ و لا یَمسُّنا فیها لُغوب» خداوند به او وحی میکند: «ای فاطمه! اگر از من درخواستی داری، بگو که بر تو ارزانی خواهم داشت.» فاطمه3 عرض میکند: من تو را میخواهم، که بالاترین درخواستم، در حضور تو بودن است. و درخواست دارم که دوستانم و دوستان اهلبیتم را عذاب نکنی. خداوند وحی میفرستد: ای فاطمه! به عزت و جلالم، به مقام خداوندی خودم قسم! پیش از آنکه زمین و آسمان را خلق کنم، بر خود عهد نمودم که عاشقان تو و دوستان فرزندانت را عذاب نکنم.[1]
[1] . بحار الانوار ج 27 ص 139 ولایت 144 از کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهره 61.