دوران کودکی فاطمه زهرا3 همزمان با آغاز یکی از باشکوهترین دورههای تاریخ ادیان، و بشریت است؛ دورانی که رسالت پدر بزررگواش آغاز گشته و میرفت تا جهان را فرو پوشاند، زمان و مکان را درنوردد و تا صبح قیامت پرتو افشانی کند؛ درست به همین دلیل سنین کودکی آن میوه دل پیامبر، با دردها و رنجها و مرارتهای بسیار توأم است.
فاطمه از همان آغاز طفولیت همزمان با رشد و شکوفائی آیین عالمگیر اسلام، ناظر آن همه تلاش و کوشش پدر فداکارش و شاهد همراهی و ایثارگری مادر رنجدیده و وفادارش بود.
آن طفل خردسال با چشم خود میدید و با احساس لطیف در مییافت که پدر و مادر چگونه با اتکال به عنایات الهی در برابر آن همه مشکلات عظیم و مصائب شکننده ایستادگی میکنند و با چه روحیه و انرژی و قلب سر شار از شوق و امید و نشاطی، در حل معضلات و گرفتاریهای مسلمانان زجر دیده، گام بر میدارند و در هر گام به موفقیت نزدیکتر میشوند؛ از سوی دیگر امّابیهای خردسال رفتار خیانت بار و سبعانه کفار را، در مقابله با این اندیشه و موج قوی انسانی مشاهده میکرد و رنجهای حاصل از آن را در کنار پدر و مادر لمس مینمود. این وقایع و شیوه رویاروئی پدر، از فاطمه3 کوهی استوار میسازد؛ گویا این مشقات، نمائی است از مسمار در و تازیانهای که براو فرود خواهد آمد.