تبلیغ و رساندن پیام وحی به ژرفای جان انسانها و استراتژی در ارتباطات از آشكارترین وظایف هر امام و پیشوای الهی است. امام سجاد7 همان مسئولیتی را دارا بود كه امیرالمؤمنین7 برعهده داشت.
رسالتها و وظایف امامان در اصل و بنیان با هم برابر است ولی شرایط و مقتضیات زمان و نیازهای مردم هر عصر متفاوت است.
تفاوت شرایط و مقتضیات نمیتواند اصول را جا به جا كند و آنها را از ارزش و اعتبار ساقط نماید، ولی میباید شیوهها و روشها را تغییر داد. به عنوان مثال علی بن ابی طالب7 وظیفه داشتند تا با ظلم و انحراف مبارزه كند و خلافت به حق خویش را به مردم بشناساند و رهبری امت اسلامی را به سوی نظام عقیدتی، سیاسی واخلاقی اسلام ناب برعهده گیرد.
همین رسالتها را حسن بن علی7 و حسین بن علی7 نیز برعهده داشتند در حالی كه واقعیت اسناد و مدارك تاریخ نشان میدهد كه هر یك از این امامان روش ویژهای را در ایفای رسالت و مسئولیت یگانه خود اتخاذ كردند. این در حالی است كه عقیده و پیام و هدف آنها كمترین تمایزی با یكدیگر نداشته است.
تاریخ نشان میدهد كه شیعیان در عصر امامت امام سجاد7 با جراحتهای سنگینی كه از روزگار غصب خلافت وجنگهای صفین، نهروان، جمل و روزگار حاكمیت معاویه و یزید و نیز شهادت حسین بن علی7 و یارانش بر روح خویش احساس میكردند، مجالی برای نبردی دوباره با دستگاه اموی نداشتند.
فشارهای روزافزون دستگاه خلافت و نافرجامی قیامهای توابین، بذر یأس و ناامیدی را در روحها پراكنده بود. در چنین شرایطی امام سجاد7 اجازه نداشت كه به طور رسمی و علنی مانند امام باقر7 و امام صادق7 به تعلیم و آموزش پیروان خود بپردازد و نه امكان آن را داشت تا مانند علی ابن ابی طالب7 قوایی را علیه دستگاه اموی گردآورد. این دو مشكل در میدان فرهنگ و سیاست و جامعه میتوانست برای مدتی طولانی اندیشه و معارف شیعی را مورد غفلت قرار دهد تا آن را به بن بست رسیده، معرفی كند.
هنر رهبری در هدایت و تبلیغ جامعه اقتضا میكرد كه استراتژی امام سجاد7 در ارتباطات باید عالیترین نوع باشد[1] بنابراین روش مبارزه صحیح را انتخاب كرد و آن تشكیل و احداث مركز اطلاع رسانی جهانی الهی بود كه بتواند از كانال آن چهره انقلاب كربلا و پیام اسلام الهی را به تصویر بكشد و گفتار امام7 در آن فریادی است به همه تاریخ كه در هر شرایط و به هر شكل و هر امكانی كه در اختیار هست، حرف حق را باید زد و نهضت و انقلاب را باید پاسداری كرد ودر هیچ شرایطی این مسئولیت سلب نخواهد شد.
[1] . ارشاد، ج 2، ص 123؛ انساب الاشراف، ج 3، ص 206 و امالی شیخ طوسی، ج 1، ص 90.