فاطمه هرگز بدون اجازه علي از خانه خارج نشد؛ در خانه علي7 هرگز دروغ نگفت و خيانت نکرد و هيچگاه از دستوراتش سر پيچي ننمود به همين دليل است که هم علي از فاطمه3 خشنود است و هم فاطمه از علي. اين اطاعت در بدترين شرايط نيز فراموش نمیشود، آنگاه که علي را با خشونت به مسجد میبردند فاطمه فرمود: «اگر علي را رها نکنيد موي خود را پريشان میکنم و در جوار قبر رسول خدا به پيشگاه خدا ناله میکنم، آن وقت زمين همه را در کام خود فرو خواهد برد؛ علي به واسطه سلمان، فاطمه را از اين کار منع میکند، با اين که ديدن آن صحنهها و ديدن علي با آن وضع، براي فاطمه غير قابل تحمل است اما میفرمايد: در اين صورت (چون شوهرم فرموده) به خانه بر میگردم و صبر میکنم و سخن آن حضرت را میپذيرم و از او اطاعت میکنم».[1]
حضرت علي7 میفرمايد: به خدا سوگند ! هرگز او را به خشم نياوردم و به کاري که خوش نداشت وادار نکردم تا اينکه خداي صاحب عزت و جلال روحش را به نزد خود فرا خواند و او نيز مرا به خشم نياورد و در هيچ کاري نافرمانيم را روا نداشت و هرگاه که به وي مینگريستم حزن واندوه از وجودم رخت بر میبست».[2]
در جاي ديگر فرمود: «به خدا سوگند هرگز کاري نکردم که فاطمه از من خشمناک شود و فاطمه نيز هيچگاه مرا خشمناک ننمود».
حضرت فاطمه3 نيز در هنگام مرگ به حضرت علي7 عرض کرد: اي عمو زاده! هيچگاه دروغ و خيانتي از من در زندگي نديدي و از وقتي که با من معاشرت کردي هرگز با دستورهاي تو مخالفت ننمودم. علي7 در جواب او فرمود: پناه به خدا اي دختر پيغمبر که تو نسبت به خدا داناتر و نيکو کارتر، پرهيزکارتر، بزرگوارتر و ترسناکتر از آن هستي که من بخواهم در مورد مخالفت با خود تو را سرزنش و توبيخ کنم».[3]
نکته مهم اين است که: اطاعت از همسر در واقع نوعي احترام گذاردن به او است و اين احترام باعث ايجاد مهر و محبت و علاقه بيشتري بين طرفين خواهد شد.
اگر زن مسلمان الگويي اين چنين راسر مشق خود قرار دهد ـ نه از آن روي که وي ناقص العقل است يا ضعيف،که وي بنيان است و لرزشهاي پي در پي اين بنيان فرو ريختن اين پايگاه و نهاد مقدس را در پي خواهد داشت ـ آنگاه اعضاي خانواده در کمال آرامش به فعاليتهای فردي و اجتماعي خودادامه میدهند، در نتيجه زمينه پيشرفت بيشتر براي همه آنها فراهم خواهد شد، در اين صورت توقع داشتن جامعه اي مصون از انحراف که دستاورد عظيمي براي يک اجتماع است، دور از دسترس نيست.
[1] . ترجمه بیت الاحزان، ص 139.
[2] . بحار الانوار، ج 43، ص 134.
[3] . بحار الانوار، ج 43، ص 191.