borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
دو اشکال و دو پاسخ

اشکال اول:

اگر این نصوص مربوط به خلافت و امامت علی7 میباشند، و به راستی پیامبر اکرم6 آن حضرت را به عنوانجانشین خود تعیین کرده است، چرا خلفای سه گانه و جمعی از صحابه با آن مخالفت کردند.

به عبارت دیگر: پذیرفتن نظریه شیعه مستلزم این است که جمع کثیری از صحابه پیامبر6 با دستور او مخالفت کرده باشند، و چنین فرضیهای با آنچه تاریخ درباره وفاداری صحابه نسبت به پیامبر اکرم6 گزارش میدهد، سازگار نیست.

پاسخ

در پاسخ این اشکال دو نکته را یادآور میشویم:

1. به گواهی تاریخ عدهای از صحابه، علی7 را خلیفه بلافصل پیامبر6 میدانستند، و در آغاز نیز با خلافت ابوبکر مخالفت کردند.[1] هر چند به پیروی از امام علی7 بعداً روش مسالمت و سکوت را برگزیدند. این گروه افرادی چون سلمان، ابوذر، عمار و مقداد ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ بودند که از چهرههای برجسته صحابه به شمار میروند، و قطعاً نمیتوان رأی آنان را در این مسئله نادیده گرفت.

2. به گواهی تاریخ برخی از صحابه حتی در زمان خود پیامبر6 از دستورات او سرپیچی میکردند. یکی از روشنترین موارد، آنجا بود که با دستور پیامبر6 مبنی بر آوردن قلم و کاغذ برای اینکه مطلب بسیار مهمی را برای آنان بنویسد، و نیز مخالفت با دستور پیامبر6 به پیوستن به سپاه «اُسامه بن زید» را میتوان نام برد.[2]

در مورد انگیزه این مخالفتها وجوهی گفته شده است. وجهی که با مبانی اهل سنت نیز قابل قبول است همان است که «امام شرف الدین» در پاسخ «شیخ بشری» بیان کرده و مورد قبول وی نیز واقع شده است، و آن این که عدهای از صحابه در مواردی که مربوط به امور عبادی از قبیل نماز، ‌روزه و مسایلی از این قبیل بوده است، دستورات پیامبر را بدون چون و چرا اجرا میکردند؛ اما در امور مربوط به مسایل اجتماعی و سیاسی مانند جنگ و صلح،‌ و رهبری، چنین اطاعت و انقیادی را بر خود لازم نمیدانستند بلکه به رأی و اجتهاد خود عمل میکردند.

در این مورد نیز رأی و اجتهاد آنان بر این بود که چون علی7 در جنگ‌ها بسیاری از افراد قریش و مخالفان پیامبر را کشته است، ممکن است تعصبات جاهلی آنان را برانگیزد و از او اطاعت نکنند؛ و یا به خاطر این که پیامبر6 او را بر دیگران برتری میداد، حسادت او را در دل داشته و رهبری او را خوش ندارند. و توجیهاتی از این قبیل.

البته روشن است که این احتمالات ارزش علمی و عملی نداشته و از قبیل اجتهاد در مقابل نص است، ولی اگر بخواهیم مخالفت عدهای از صحابه را با نصوص امامت به گونهای توجیه کنیم که با مبانی اهل سنت نیز سازگار باشد، این تنها راه است.

در هر حال، صحابه دارای مقام عصمت نبودهاند تا عمل آنان بر ما حجت شرعی باشد و به خاطر آن از نصوص قرآن و سنت که حجت شرعی میباشند، دست برداریم.

اشکال دوم:

چرا علی7 برای گرفتن حق خود قیام نکرد؟ آیا او از جان خود بیمناک بوده است، در حالیکه این احتمال با توجه به شجاعت و دلاوریهای او در جنگ‌های صدر اسلام، مردود است؟!

پاسخ

امت اسلامی در آن زمان از چند جهت دچار مخاطره بود:

یکی، از جهت قدرت‌های بزرگ خارجی چون روم و ایران، زیرا خطر آنها تا آنجا بود که پیامبر در آخرین لحظات عمر مبارک خود سپاه اسامه را برای مقابله با حمله احتمالی سپاه روم گسیل داشت.

از سوی دیگر،‌خطر منافقین در داخل جامعه اسلامی یکپارچگی امت اسلامی را تهدید میکرد.

بدیهی است در چنین شرایطی اگر امام علی7 برای گرفتن حق خود قیام میکرد، آتش جنگ داخلی شعلهور میشد، و چه بسا کیان اسلام و قرآن صدمه جبران ناپذیر میدید.

از اینرو، امام علی7 امر مهم را فدای امر اهم کرد و راه مسالمت و سکوت را برگزید، تا در فرصت مناسب، حقیقت را بر مسلمانان روشن سازد، چنانکه خود آن حضرت بر این مطلب تصریح کرده است.[3]

 


[1] . شیخ صدوق;، نام دوازده تن از آنان را با احتجاجاتشان بر امامت علی7 در کتاب خصال نقل کرده است.

[2] . جهت آگاهی از مخالفت‌‌‌‌هایی که از طرف برخی صحابه با پیامبر اکرم6 در زمان حیات آن حضرت شده است به کتاب الاجتهاد و النص تألیف امام شرفالدین عاملی رجوع شود.

[3] . نهج البلاغه، نامه 62.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: