گروهی نزد امام باقر7 رفتند. در همان هنگام یکی از فرزندان آن حضرت مریض بود و آثار حزن و اندوه در سیمای مبارک امام7 نمودار بود ولی چیزی نمیگفت. مهمانان از دیدن این حالت، با یکدیگر به گفتگو پرداختند و از نگرانی شدید امام7 دربارهی فرزندش، سخن گفتند.[1] مدتی نگذشت که کودک فوت کرد و صدای گریه از درون خانه بلند شد. در این هنگام امام7 با چهرهای گشاده از اتاق بیرون آمد. هنگامی که آنان از علت پدید آمدن آن حالت غیر منتظره از امام7 پرسیدند، فرمود: «ما دوست داریم نسبت به کسی که مورد علاقهی ماست در عافیت و سلامت باشیم ولی چون فرمان خدا رسد آنچه او دوست میدارد تسلیم هستیم.»[2]
[1] . بحارالانوار، ج 46، ص 289 و مناقب، ج 4، ص 207.
[2] . بحارالانوار، ج 46، ص 301 و فروع کافی، ج 3، ص 226.