borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هشتم»
كودكى در چاه

 

امام چهارم مشغول نماز بود كه فرزند ارجمندش محمد باقر در چاه عمیق منزلش افتاد مادر آن كودك وقتی‌‌‌ افتادن فرزندش را در چاه عمیق دید در حالی‌‌‌ كه از شدت ناراحتی‌‌‌ برخود می‌زد با گریه و ناله و هیجان این‌‌‌ طرف و آن طرف می‌‌‌دوید و دیگران را به كمك می‌‌‌طلبید.

تا چشمش به امام چهارم افتاد فریاد زد كه: ای‌‌‌ پسر پیغمبر فرزندت محمد در چاه غرق شده.

امام زین العابدین كه به راستی‌‌‌ زینت عبادت كنندگان بود بدون توجه به آن همه سر و صدا با كمال آرامش به نمازش ادامه می‌داد، مادر كودك كه می‌‌‌دید ماندن فرزندش در چاه طول كشید و خوف تلف شدن او را داشت از شدت ناراحتی‌‌‌ امام سجاد را مخاطب قرارداده است، گفت: شما اهل‌بیت پیغمبر چقدر سخت دل می‌‌‌باشید؟ امام چهارم كه با اطمینان خاطر و به طور كامل نمازش را به پایان رسانیده بود، كنار چاه آمده دست خود را در چاه كرد و فرزندش را در حالی‌‌‌ كه لبخند می‌زد و هیچ گونه اثر تری‌‌‌ درلباس و بدنش دیده نمی‌‌شود، از چاه بیرون آورد و به دست مادرش داد و به او فرمود؛ ای‌‌‌ كم اعتماد به خدا این فرزندت.

زن اگرچه از اینكه فرزندش را سالم دید خوشحال شده بود، اما از اینكه امام او را كم اعتماد به خدا معرفی‌‌‌ كرد متاثر و گریان گشت.

سپس امام چهارم به اوفرمود: مانعی‌‌‌ برتونیست اگرمی‌‌‌ دانستی‌‌‌ كه من در پیشگاه خدای‌‌‌ بزرگ بودم كه اگر توجه و صورتم را از او بر می‌گردانیدم او توجه خود را از من بر می‌‌‌‌‌گردانید، در این صورت آیا غیر از او كسی‌‌‌ بود كه به من و فرزندم رحم كند؟[1]

 


[1] . بحارالانوار، جلد46 صفحه 34.

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: