امروزه روانشناسان معتقدند: يکي از راههاي شخصيت دادن به کودک هم بازي شدن با اوست. خوب گوش دادن و. . . را فرا میگيرد در بازي يادگيري به دور از شرائط سخت انجام میگيرد.
يکي از راههاي پرورش شخصيت کودکان شرکت بزرگسالان در بازيهاي آنان است. وقتي بزرگسالان خود را تنزل میدهند و در بازي کودکان شرکت میکنند، طفل به هيجان میآيد. کودک احساس میکند که کارهاي او آنقدر ارزنده است که والدينش با او همکاري میکنند.
عليرغم اين که ظهور اسلام در محيطي است که خصائص ارزنده انساني در آن کمتر ديده میشود، اما برنامهها و شيوههای ارائه شده از طرف اولياي دين هميشه با انسانها از هر فرهنگ و تمدني سازگار است. اين فعاليت و تکاپو به قدري براي سلامتي و رشد مناسب کودک ضروري است که حتي براي تشويق آنها به تحرک و بازي، بزرگترها نيز بايد به بازي و جست و خيز تن دهند.
بازي در دوران کودکي به منزله واکنش کودک در برابر عوامل محيطي و بروز استعدادهای نهفته اوست که تأثيرات آن در کنار تقويت جسم و افزايش بنيه کودک قابل توجه است. همچنين بازي در پرورش نيروي ابداع و ابتکار کودک بي نهايت مؤثر است بنا بر اين غفلت از بازي به هيچ وجه به صلاح کودک و والدين او نيست. هم بازي شدن رسول گرامي اسلام با فرزندان فاطمه3 بيانگر اين نکته مهم است که بازي و تحرک کودک يکي از لوازم تربيت محسوب میشود لذا حضرت رسول 6 میفرمايد: کسي که در خانه کودکي دارد بايد با بازي کودکانه فرزندش را شاد نمايد».[1]
چون که با کودک سر و کارت فتاد |
|
هم زبان کودکي بايدگشاد |
از جمله مواردي که که در شيوه تربيتي حضرت زهرا3 جايگاه خاصي داشت تحرک و بازي با کودکان بود. حضرت علي و فاطمه8 در خانه به بازي بچهها توجه کافي مبذول میداشتند و همين امر موجب نشاط و شادابي روز افزون آنها میشد. در مقابل خانههایی که براي کودک محيط مناسب و دلنشين براي بازي و تحرک نيست، در روحيه و شخصيت اعضاي خردسال آن خانه اثر نامطلوبي دارد نبايد فراموش کرد که تحرک و بازي اقتضاي سن و طبيعت کودک است وپدر و مادر وي وظيفه دارند شرائط و لوازم اين امر را فراهم سازند.
حضرت فاطمه در دوران کودکي فرزندانش با آنها، هم بازي میشد و به اين نکته نيز توجه داشت که در بازي نوع الفاظ و حرکات مادر سرمشق کودک قرار میگيرد بنا براين بايد از کلمات و جملات مناسبي استفاده کرد. علاوه بر اين بايد در قالب بازي و شوخي، شخصيت کودک را تقويت نمود، او را به داشتن مفاخر و ارزشهاي اکتسابي تحريک و تهييج کرد؛ اينها همه مرهون در پيش گرفتن شيوههای صحيح در اين رابطه است.
نقل شده که: حضرت با فرزندش امام حسن بازي میکرد و او را بالا میانداخت و میفرمود:
اشبه اباک يا حسن |
|
و اخلع عن الحق الوسن |
و اعبد الها ذا منن |
|
و لا توال ذاالاحن |
فرزندم حسن! مانند پدرت باش ريسمان ظلم را از بن برکن.
خدايي را بپرست که صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم و ستم دوستي مکن.
همچنين نقل شده است که: وقتي فرزندش حسين را بازي میداد اين گونه میفرمود:
انت شبيها بابي |
|
لست شبيها بعلي |
تو به پدر من (پيامبر) شبيهي و به پدرت علي شباهت نداري.
طبق همين نقل اين بيت موجب خنده و تبسم علي7 میشد.
از اين قطعات تاريخي استفاده میشود که حضرت علي و فاطمه3 عليرغم تمام مشکلات و گرفتاریهاي موجود در بر خورد با کودکان و در محيط منزل، خوشحال، با نشاط و خندان بودند و اين لازمه و جوهره جوانمردي است که انسان گرفتاريهاي خارج از خانه را با خود به خانه نياورد و غصههای خود را هر قدر که باشد در ظاهر خود نمايان نسازد.
بيترديد فرزنداني که محصول تربيت چنين خانوادههایی هستند از رواني سالم روحيهای قوي و نفسي مطمئن برخوردار خواهند بود.
بازي وسيلهای است براي شناخت جهاني که در آن زندگي میکند وکسب تجربه میکند، ياد میگيرد چگونه احساسات را کنترل کند. در حين بازي با مشکلاتي رو به رو میشود و راه حل مشکلات را میآموزد. در بازي رعايت ديگران را، نظم و انضباط، نحوه سخن گفتن، خوب نگاه کردن و. . .
[1] . وسائل الشیعه، ج 5، ص 126.