بنابراین هدف از خلقت عالم، انسان است و هدف از خلقت انسان خدا است و انسان برای رسیدن به خدا برنامه میخواهد و این برنامه را خدا به انسان داده است که اسلام نام دارد.
پس اگر پیغمبر اکرم6 نبود عالم خلق نمیشد. برای اینکه عالم برای انسان است و انسان برای وصل به خداست، وصل به خدا برنامه میخواهد و برنامه هم به وسیله پیغمبر اکرم6 به دست انسانها رسید. پس اگر پیغمبر اکرم6 نبود عالمی نبود، برای اینکه هدف نبوت، پیغمبر اکرم6 است. ولی از طرف دیگر، نبوت متن قانون است و قانون بدون اجرا که فایدهای ندارد، اگر قانونی بیاورند ولی هرگز قابل اجرا نباشد یا مجری برایش نگذارند این خاصیتی ندارد. عینا مثل این است که شما نسخه پزشک را بگیرید و چه بسا با صدای خوب هم بخوانید، ولی عمل نکنید این هیچ خاصیتی ندارد.
اجرا یعنی مقام امامت؛ بنابراین اگر مقام امامت نباشد قانون به درد نمیخورد، معنایش این است که اگر حضرت علی نبود آمدن پیغمبر فایدهای نداشت و اگر پیغمبر اکرم6 نبود عالم خلق نمیشد. برای اینکه عالم برای انسان است و انسان برای وصل به خداست، وصل به خدا برنامه میخواهد و برنامه هم به وسیله پیغمبر اکرم6 به دست انسانها رسید پس اگر پیغمبر اکرم6 نبود عالمی نبود.
حضرت علی مقام امامت و اجرای احکام را داراست. البته پیغمبر اکرم6 هم امامت داشته است یعنی پیغمبر اکرم6 هم پیغمبر بوده است هم امام. در زمان پیغمبر مدیریت و اجرای جامعه به وسیله خود پیغمبر بود، اما عملا وقتی میخواهیم از پیغمبر نام ببریم به عنوان پیغمبر نام میبریم نمیگوییم امام. بنابراین تجلی نام پیغمبر اکرم6 در نبوت است چنانجه تجلی نام مولا علی در امامت است. پس در نتیجه؛ اگر آدم نبود. عالم نبود اگر پیغمبر نبود آدم نبود و اگر امامت نبود، نبوت نبود، برای اینکه هدف از نبوت، اجرا است و اگر امامت نبود، نبوت هم نبود.