از بهترین روشهای امام سجاد برای پاسداری از فرهنگ عاشورایی اسلام، که حکایت از بینش عمیق و زمان شناسی آن حضرت دارد، عرضه نیایشهای عرفانی و روشنگر میباشد. دعاهای حضرت سیدالساجدین که در مجموعههای ارزشمندی همچون صحیفه سجادیه، مناجات خمسة عشر، دعای ابو حمزه ثمالی، نیایشهای روزانه و... گرد آمده است، دل هر شنونده عارف و اندیشمندی را میلرزاند و توجه به معانی بلند و با شکوه آن، تشنگان وادی کمال و معرفت را سیراب میسازد.
در لابلای این عبارات وحیگونه، ـ گذشته از اینکه مملو از حقایق و معارف حیاتبخش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است و آدمی را با توجه دادن به شگفتیهای آفرینش، با خالق هستی مرتبط ساخته و به روح و جانش صفا میبخشد ـ فلسفه قیام حسینی تبیین میگردد و انسان نیایشگر ناخواسته از حالت انزوا و خمودی به صحنه مبارزه با طاغوت و ستمگران سوق داده شده و راه عزت حقیقی به وی نشان داده میشود.
در حقیقت آمیزش عرفان و حماسه یکی از بارزترین جلوههای معنوی فرهنگ عاشوراست، همچنانکه سید بن طاووس در مورد عرفان و معنویت عاشورائیان مینویسد: در شب عاشورا، امام حسین و یارانش آنچنان به عبادت و مناجات مشغول بودند که زمزمههای عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش هر شنوندهای میرسید. برخی در حال رکوع و عدهای در حال سجده و یا در قیام و قعود بودند.[1]
این نیایشگران عارف همان کسانی بودند که فردای آن روز آنچنان جانبازی کرده و حماسه آفریدند که اهل آسمان و زمین را به تحیر واداشتند. امام سجاد میراث دار این قافله حماسه و عرفان و عشق بود که برای احیا و پاسداری از آن، در مقابل شیطان و شیطان صفتان جبههای باطنی گشود و ارتباط حقیقی با آفریدگار جهان را به عنوان یکی از علل و عوامل قیام عاشورا برای تمام انسانهای خداجو و حقیقت طلب عرضه نمود و از این طریق عزت واقعی را به آنان شناساند که «اِنّ العِزّة لله جَمیعا»[2]؛ «به درستی که همه عزت از آن خداوند است.»
امام سجاد در بخشی از دعای 48 صحیفه سجادیه به تبیین جایگاه امامان شیعه و مظلومیت آنان پرداخته و عرض میکند: «بارالها! این مقام [امامت] شایسته جانشینان و برگزیدگان و امنای تو در درجات بلندی است که خودت آنان را به آن اختصاص دادهای [و غاصبان] آن را به غارت بردهاند.»
آن حضرت در فرازی از مناجات محبین به عاشقان عارف و حقیقت طلب چنین میآموزد: «خداوندا! کیست که شیرینی محبتت را چشیده باشد و بجای تو دوستی دیگران را برگزیده باشد، و کیست که به مقام قرب تو مانوس شده و [بعد از آن] لحظهای از تو روی گردانیده باشد؟! بارالها! ما را از کسانی قرار ده که برای قرب و دوستی خودت برگزیدهای و آنان را برای مهر و محبت خود خالص گردانیدی و آنان را برای ملاقات خود شائق ساختی.» [3]
مهمترین نکتهای که در نیایشهای امام سجاد جلب توجه میکند، اهتمام آن حضرت به صلوات بر محمد و آل اوست که با توجه به عصری که مبارزه با اهلبیت و یاران آنان در راس برنامههای حکومت اموی بوده است و حتی لعن و سب علی و خاندانش همچنان ترویج میشد، شایان دقت است. همچنین نمایاندن عظمت اهلبیت، ارزش محبت آنان و توسل به آنان در آن دوران نوعی مبارزه با دشمنان و مخالفین اهلبیت به شمار میآید.
[1] . لهوف، ابن طاووس، ص 172.
[2] . یونس/65.
[3] . مفاتیح الجنان، مناجات نهم.