چشمهای هر انسان در طول زندگی به دنبال کسی است که از او بیاموزد و یا رفتار خودرا با او مقایسه کند تا خود را اصلاح و یا توجیهی برای اعمال خود بیابد.
در این نظرگاه معمولا افراد ویژه بزرگان، نخبگان در ابعاد مختلف و خانوادهها و افراد وابسته به ایشان مورد توجهند.
پس شخصیتی چون فاطمه زهرا، به عنوان دختر بزرگ رهبر مسلمانان در طول تاریخ و شخصیتی که از سوی پدر به عنوان ام ابیها معرفی شده است جایگاه ویژهای دارد.
در بررسی الگوی رفتاری آن حضرت در نقش ام ابیها، ابتدا باید به این سوال پاسخ داد که مقصود از ام ابیها چیست؟ آنچه قطعی است، این عبارت حاکی از محبت بینهایت پیامبر نسبت به فاطمه زهرا3 است.
حال باید دانست که منشا این محبت چیست؟ آیا صرفا علاقه معمولی پدر به فرزند است، یا مسأله مهمتر از این است؟
به دو دلیل این محبت ابعادی گستردهتر و عمیقتر از یک دوست داشتن عادی است:
اول: آن که پیامبرشخصیتی است تکامل یافته؛ برای دوست داشتن یا نداشتن صاحب معیار مشخص است چرا که پیروان خود را توصیه میکند: ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّـهِ أَتْقَاكُمْ﴾[1] و اعجاز جاودانه او قرآن میفرماید: ﴿أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ﴾[2] پس نمیتواند فاطمه را آن همه عزیز بدارد و حال آن که از داشتن شرائط عزت محروم باشد؛ خصوصا که پیامبر رهبری جامعهای را به عهده دارد که نو پا است و میتواند از این مسأله دچار صدمات شدیدی شود.
دوم: اگر زهرا با کنیه ام ابیها خطاب میشود، نشان دهنده عظمت و نقش آن حضرت در بقاء و توسعه رسالت پدر بزرگوارش میباشد. بنابراین آنچه که زهرا را زهرا، ام ابیها و پاره وجود مصطفی6 میسازد، ویژگیهای منحصر به فرد اوست که او را از زنان عالم ممتاز کرده، با این وصف رفتار فاطمه3 میتواند برای تمام زنان در اقشار مختلف جامعه یک الگوی سازنده باشد.
[1] . سوره حجرات، آیه 13.
[2] . سوره فتح، آیه 29.