یکی از آثار نهضت جاویدان کربلا، دمیدن روح حماسه و شجاعت و ایثار در میان مسلمانان بود. آنان باالهام از جنبش شورآفرین و حماسه ساز امام حسین و با تاثیرپذیری از خطابههای بیدارگر امام سجاد و حضرت زینب روحیه اسلامخواهی و طاغوت ستیزی خود را در قالب قیامهای مردمی متبلور ساخته و بر علیه حکمرانان خودسر اموی دست به شورشهایی زدند که در نهایت بعد از مدتی اساس حکومت آنان را متزلزل ساخته و از میان بردند.
شاخصترین این جنبشها بعد از حادثه جانسوز کربلا، سه قیام معروف است که به نامهای قیام توابین، قیام مختار و قیام مدینه در تاریخ مطرح است. رهبران سه قیام، تداوم راه حضرت ابا عبدالله، غیرت دینی، اسلامخواهی و در نهایت محبت شدید به اهلبیت را در شعارها و خواستههای خود نشان میدادند.
امام سجاد گرچه در ظاهر ـ به علت خفقان شدید و استبداد حاکم ـ در این قیامها نقشی نداشت و در حالت تقیّه به سر میبرد، اما در واقع از رهبران اینها اعلام رضایت کرده و عملا آنها را تایید مینمود.
به عنوان نمونه هنگامی که عدهای از دوستان اهلبیت به نزد محمد حنفیه آمدند و اظهار داشتند: مختار در کوفه قیام کرده و ما را نیز به همیاری و همکاری فراخوانده است، اما نمیدانیم که آیا او مورد تایید اهلبیت هست یا نه؟ محمد حنفیه گفت: برخیزید به نزد امام من و امام شما، حضرت سجاد رفته و کسب تکلیف نماییم.
هنگامی که موضوع را به عرض امام رساندند، آن حضرت فرمود: ای عمو! اگر غلامی به خونخواهی ما مردم را دعوت به قیام کند، بر همه مردم واجب است که او را یاری دهند و من تو را در این کار نماینده خود قرار میدهم، هر کاری در این زمینه صلاح میدانی انجام ده. آنان به همراه محمد حنفیه از نزد امام خارج شدند، در حالیکه سخنان امام سجاد را شنیده بودند و میگفتند: امام سجاد و محمد بن حنفیه به ما اذن قیام دادهاند.[1]
[1] . ذوب النضار، ص 97؛ معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 109.