حدیث « 1 »
ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیوْمِ الاْكْبَرِ:
مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ یقْدِمْ یداً وَرِجْلاً حَتّى یعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِیتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ یعِبْ أخاهُ بِعَیب حَتّى یتْرُكَ ذلكَ الْعِیبَ مِنْ نَفْسِهِ.[1]
امام سجاد فرمود: سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهى مىباشد و از سختىها و شداید صحراى محشر در امان است:
اوّل آن كه، در كارگشائى و كمك به نیازمندان و درخواست كنندگان دریغ ننماید.
دوّم آن كه، قبل از هر نوع حركتى بیندیشد كه كارى را كه مىخواهد انجام دهد یا هر سخنى را كه مىخواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودى خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او مىباشد.
سوّم، قبل از عیب جوئى و بازگوئى عیب دیگران، سعى كند عیبهاى خود را برطرف نماید.
حدیث « 2 »
قالَ: ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما ینْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطیئَتِهِ.[2]
فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود:
بازداشت زبان از بدگوئى و غیبت مردم، خود را مشغول به كارهائى كردن كه براى آخرت و دنیایش مفید باشد.
و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود گریان و ناراحت باشد.
حدیث « 3 »
قالَ: أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِی رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما یجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْیاء مِنْ كُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.[3]
فرمود: هركس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مىكند كه از او راضى و خوشنود است:
خود نگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.
راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.
حیا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتىهاى شرعى و عرفى.
خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.
حدیث « 4 »
قالَ: یا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَیر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً.[4]
فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصیحت كنندهاى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهایت را اهمیت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى؛ در خیر و سعادت خواهى بود.
حدیث « 5 »
قالَ: وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَلیل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثیر، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.[5]
فرمود: حقّى كه شكم بر تو دارد این است كه آن را ظرف چیزهاى حرام ـ چه كم و چه زیاد ـ قرار ندهى و بلكه در چیزهاى حلال هم صرفه جوئى كنى و به مقدار نیاز استفاده نمائى.
حدیث « 6 »
قالَ: مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّةِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلى اللَّـهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.[6]
فرمود: كسى كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاى نیك، سرعت مىنماید و شهوات را زیر پا مىگذارد؛ و هركس از آتش قیامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مىكند و از گناهان و كاهاى زشت دورى مىجوید.
حدیث « 7 »
قالَ: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَمَذْهَبَةٌ لِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.[7]
فرمود: دست نیاز به سوى مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود.
و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طورى كه همیشه احساس نیاز و تنگ دستى نماید.
و هرچه كمتر به مردم رو بیندازد و كمتر درخواست كمك نماید بیشتر احساس خودكفائى و بى نیازى خواهد داشت.
حدیث « 8 »
قالَ: اَلْخَیرُ كُلُّهُ صِیانَةُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.[8]
فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.
حدیث « 9 »
قالَ: سادَةُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الآخِرَةِ الاْتْقیاءِ.[9]
فرمود: در این دنیا سیّد سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ ولى در قیامت سید و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.
حدیث « 10 »
قالَ: مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یوْمَ الْقِیامَةِ.[10]
فرمود: هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مىگرداند.
حدیث « 11 »
قالَ: مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.[11]
فرمود: هركس به دیدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زیارت نماید به امید آن كه به وعدههاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند كرد، همچنین مورد خطاب قرار مىگیرد كه از آلودگىها پاك شدى و بهشت گوارایت باد.
پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.
حدیث « 12 »
قالَ: إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ یمینِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى یسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَیكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.[12]
فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگویى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیرا باش.
حدیث « 13 »
قالَ: عَجِبْتُ لِمَنْ یهتمّ مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَیفَ لایهتمّ مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.[13]
فرمود: تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخیص خوب و بد خوراكش اهتمام میورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر كارهایش اهمیت نمىدهد، و نسبت به مفاسد دنیائى، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و... بى تفاوت است.
حدیث « 14 »
قالَ: مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.[14]
فرمود: هركس مؤمن گرسنهاى را طعام دهد خداوند او را از میوههاى بهشت اطعام مىنماید، و هر كه تشنهاى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرآبش مىگرداند، و هركس برهنهاى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترین نوع و رنگ مىباشد ـ خواهد پوشاند.
حدیث « 15 »
قالَ: إنَّ دینَ اللّهِ لایصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَالْاٰرٰاءِ الْباطِلَةِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَةِ، وَلایصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.[15]
فرمود: به وسیله عقل ناقص و نظریههاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمىتوان احكام و مسائل دین را به دست آورد؛ بنابراین تنها وسیله رسیدن به احكام واقعى دین، تسلیم محض مىباشد؛ پس هركس در مقابل ما اهلبیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود. و شخصى كه با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاك مىگردد.
حدیث « 16 »
قالَ: الدُّنْیا سِنَةٌ، وَالاْخِرَةُ یقْظَةٌ، وَنَحْنُ بَینَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.[16]
فرمود: دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیدارى مىباشد و ما در میان این دو، بین خواب و بیدارى به سر مىبریم.
حدیث « 17 »
قالَ: مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ یكُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَیكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ یسْتَعینُ بِهِمْ.[17]
فرمود: از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نماید و شریكان و مشتریانش افرادى صالح و نیكوكار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.
حدیث « 18 »
قالَ: آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَینْبَغى لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.[18]
فرمود: هر آیهاى از قرآن، خزینهاى از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را كه مشغول خواندن مىشوى، در آن دقّت كن كه چه مىیابى.
حدیث « 19 »
قالَ: مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّة لَمْ یمُتْ حَتّى یرى رَسُولَ اللّهِ ، وَیرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّةِ.[19]
فرمود: هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند، نمىمیرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه6؛ و نیز جایگاه خود را در بهشت رؤیت مىنماید.
حدیث « 20 »
قال: یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ یجِبُ عَلَیكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ.[20]
فرمود: شماهائى كه به مكّه نرفته اید و در مراسم حجّ شركت نكرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى كه بر مىگردند، با آنها ـ دیدار و ـ مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آنها شریك باشید.
حدیث « 21 »
قالَ: الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْیقینِ.[21]
فرمود: شادمانى و راضى بودن به سختترین مقدّرات الهى از عالىترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.
حدیث « 22 »
قالَ: ما مِنْ جُرْعَة أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَینِ: جُرْعَةُ غَیظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَةُ مُصیبَة رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.[22]
فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یكى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى كه مؤمن آن را با شكیبائى و صبر بگذراند.
حدیث « 23 »
قالَ: مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیسَ فیهِ.[23]
فرمود: هركس مردم را عیب جوئى كند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش كند، دیگران او را متهّم به غیر واقعیات مىكنند.
حدیث « 24 »
قالَ: مُجالَسَةُ الصَّالِحینَ داعِیةٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَةٌ فِى الْعَقْلِ.[24]
فرمود: هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مىكشاند؛ و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مىباشد.
حدیث « 25 »
قالَ: إنَّ اللّهَ یحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزین، وَ یحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور.[25]
فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزین و غمگینى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد)؛ و نیز هر بنده شكرگزارى را دوست دارد.
حدیث « 26 »
قالَ: إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم یشْرُفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباح فَیقُولُ: كَیفَ أصْبَحْتُمْ؟
فَیقُولُونَ: بِخَیر إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.[26]
فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مىشود و مىگوید: چگونه اید؟ و در چه وضعیتى هستید؟
جواب دهند: اگر تو ما را رها كنى خوب و آسوده هستیم، چون كه ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار مىگیریم.
حدیث « 27 »
قالَ: ما تَعِبَ أوْلِیاءُ اللّهُ فِى الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْیا لِلاْخِرَةِ.[27]
فرمود: دوستان و اولیاء خدا در فعالیتهاى دنیوى خود را براى دنیا به زحمت نمىاندازند و خود را خسته نمىكنند بلكه براى آخرت زحمت مىكِشند.
حدیث « 28 »
قالَ: لَوْ یعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.[28]
فرمود: چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مىدانستند هر آینه آن را تحصیل مىكردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آبها در گردابهاى خطرناك باشد.
حدیث « 29 »
قال: لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ یصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یقْدِرُوا.[29]
فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف و تعریف كنند، قادر نخواهند بود.
حدیث « 30 »
قالَ: ما مِنْ شَیىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَیىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ یسْألَ.[30]
فرمود: بعد از معرفت به خداوند چیزى محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگىها و هوسرانىها و گناهان ـ نیست، و نیز محبوبترین كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش مىباشد.
حدیث « 31 »
31 ـ قالَ: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.[31]
فرمود: با فضیلتترین ومهمترین مجاهدتها، عفیف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبههناك ـ.
حدیث « 32 »
قالَ: إبْنَ آدَم إنَّكَ مَیتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَینَ یدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.[32]
فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مىشوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده و صحیح در مقابل سؤالها) مهیا و آماده كن.
حدیث « 33 »
قالَ: نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَالْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة.[33]
فرمود: نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.
حدیث « 34 »
قالَ: إیاكَ وَمُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَة أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإیاكَ وَمُصاحَبَةُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى كِتابِ اللّهِ.[34]
فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق، چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مىفروشد؛ و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مىباشد، چون كه او را در كتاب خدا ملعون یافتم.
حدیث « 35 »
قالَ: أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَةُ الَّتى یعاینُ فیها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَةُ الَّتى یقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَةُ الَّتى یقِفُ فیها بَینَ یدَی الله تَبارَكَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّةُ وَإمّا إلَى النّارِ.[35]
فرمود: مشكلترین و سختترین لحظات و ساعات دورانها براى انسان، سه مرحله است:
آن موقعى كه عزرائیل بر بالین انسان وارد مىشود و مىخواهد جان او را برگیرد.
آن هنگامى كه از درون قبر زنده مىشود و در صحراى محشر به پا مىخیزد.
آن زمانى كه در پیشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ قرار مىگیرد و نمىداند راهى بهشت و نعمتهاى جاوید مىشود و یا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.
حدیث « 36 »
قالَ: إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعینَ رَجُلاً.[36]
فرمود: هنگامى كه قائم ما (حضرت حجّت4) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مىدارد ودلهاى ایشان را همانند قطعه آهن محكم مىنماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.
حدیث « 37 »
قالَ: عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء.[37]
فرمود: بسیار عجیب است از كسانى كه براى این دنیاى زودگذر و فانى كار مىكنند و خون دل مىخورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كردهاند.
حدیث « 38 »
قالَ: رَأْیتُ الْخَیرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أیدِى النّاسِ.[38]
فرمود: تمام خیرات و خوبىهاى دنیا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال دیگران مىبینم (یعنى قناعت داشتن).
حدیث « 39 »
قالَ: مَنْ لَمْ یكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فیهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أیسَرِ ما فیهِ.[39]
فرمود: كسى كه بینش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود فكرى و فرهنگى به سر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد
گرفت.
حدیث « 40 »
قالَ: إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَكَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایغْنیهِ، وَقِلَّةُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.[40]
فرمود: همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرفهائى است كه به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد.
همچنین از ریا و خودنمائى دورى جستن؛ و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكیبا بودن؛ و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت
بودن است.
[1] . تحف العقول: ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3.
[2] . تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 3.
[3] . مشكاهٔ الأنوار: ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48.
[4] . مشكاهٔ الأنوار: ص 246، بحارالأنوار: ج 67، ص 64، ح 5.
[5] . تحف العقول: ص 186، بحارالأنوار: ج 71، ص 12، ح 2.
[6] . تحف العقول: ص 203، بحارالأنوار: ج 75، ص 139، ح 3.
[7] . تحف العقول: ص 210، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
[8] . تحف العقول: ص201، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
[9] . مشكاهٔ الأنوار: ص 232، س 20، بحارالأنوار: ج 78، ص 50، ح 77.
[10] . مشكاهٔ الأنوار: ص 166، س 3.
[11] . مشكاهٔ الأنوار: ص 207، س 18.
[12] . مشكاهٔ الأنوار: ص 229، س 10، بحارالأنوار: ج 78، ص 141، ح 3.
[13] . أعیان الشّیعهٔ: ج 1، ص 645، بحارالأنوار: ج 78، ص 158، ح 19.
[14] . مستدرك الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8.
[15] . مستدرك الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25.
[16] . تنبیه الخواطر، معروف به مجموعهٔ ورّام: ص 343، س 20.
[17] . وسائل الشیعهٔ: ج 17، ص 647، ح 1، ومشكاهٔ الأنوار: ص 262.
[18] . مستدرك الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.
[19] . من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص 146، ح 95.
[20] . همان مدرك: ج 2، ص 147، ح97.
[21] . مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16.
[22] . مستدرك الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21.
[23] . بحار الأنوار: ج 75، ص 261، ح 64.
[24] . بحارالأنوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304.
[25] . كافى: ج 2، ص 99، بحارالأنوار: ج 71، ص 38، ح 25.
[26] . اصول كافى: ج 2، ص 115، وسائل الشّیعهٔ: ج 12، ص 189، ح 1.
[27] . بحارالأنوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69.
[28] . اصول كافى: ج 1، ص 35، بحارالأنوار: ج 1، ص 185، ح 109.
[29] . اصول كافى: ج 1، ص 102، ح 4.
[30] . تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 41، ح 3.
[31] . مشكاهٔ الأنوار: ص 157، س 20.
[32] . تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 70، ص 64، ح 5.
[33] . تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح 3.
[34] . تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 74، ص 196، ح 26.
[35] . بحار الأنوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شیخ صدوق.
[36] . خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12.
[37] . بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128.
[38] . اصول كافى: ج 2، ص 320، بحارالأنوار: ج 73، ص 171، ح 10.
[39] . بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسیر امام حسن عسكرى 7.
[40] . تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11.