روزی ابرش کلبی از هشام بن عبدالملک پرسید: «این شخص کیست که مردم کوفه او را در میان گرفته و سؤالات خود را از او میپرسند؟»
هشام در پاسخ گفت: «او پیامبر کوفه است و خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن میداند.» سپس گفت: ای ابرش برو و از او سؤالی بپرس که پاسخ آن را بلد نباشد، ابرش چنین کرد، ولی هر سؤالی که پرسید، امام بلافاصله پاسخی دقیق برایش بیان نمود.
او که از احاطه علمی امام بهت زده شده بود، بلند شد در حالی که به آن حضرت میگفت: «تو به حق پسر دختر رسول خدا6 هستی.» به نزد هشام آمد و گفت: «ما را رها کنید ای بنی امیه، همانا این شخص عالمترین اهل زمین نسبت به آنچه در آسمان و زمین است میباشد، پس او فرزند رسول خداست که صلوات خداوند بر او و آل او باد.»[1]
[1] . مناقب ابن شهر آشوب، دارالاضواء، ج 4، ص 213؛ بحارالانوار، همان، ص 355.