یکی دیگر از شیوههای مبارزاتی آن حضرت این بود که مسلمانان را از وضع نابسامان و وحشتناک سیاسی آن زمان آگاه میساخت و در مناسبتهای مختلف، فساد و ظلم بنی امیه را آشکار مینمود و مردم را از داشتن کوچکترین مقامی در حکومت منع میکرد.
«عقبهٔ بن بشیر اسدی» (یکی از شیعیان) نزد امام باقر آمد و گفت: «عریف»[1] قبیله ما مرده است و افراد قبیله میخواهند مرا جای او برگزینند، نظر شما در این مورد چیست؟ امام در جواب فرمودند: «اگر از بهشت بدت میآید و آن را دوست نداری، عریف قوم خود باش.» سپس فرمود: «حاکم، مسلمانی را گرفته و خون او را میریزد و تو در خون او شریک آنان خواهی بود و چه بسا از دنیایشان هم چیزی به دستت نیاید.»[2]
آن حضرت حتی در برخی اوقات مسلمانان را به اعتراض بر حکام تشویق مینمودند. در روایتی از ایشان نقل شده که فرمودند: «کسی که نزد سلطان ظالمی رود و او را به تقوای الهی دعوت کرده و موعظه نماید و [از قیامت] بترساند، برای او پاداشی همچون پاداش جن و انس خواهد بود.»[3]
[1] . به کسی که از طرف حاکمان رئیس قبیله باشد و احوال قبیله را به آنها گزارش دهد عریف میگفتند.
[2] . حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ص 317، به نقل از رجال کشی، ص 203.
[3] . الاختصاص، شیخ مفید، انتشارات اسلامی، ص 261.