امام سجاد7 بسیار متواضع بود، نه تنها از همنشینی با تهی دستان و مستضعفان عار نداشت، بلکه مشتاقانه درکنار آنها مینشست و همچون دوست صمیمی با آنها هم صحبت میشد، بعضی این روش را از آن حضرت نپسندیدند، و از نشست و برخاست آن حضرت با طبقه پایین دست، انتقادکردند، امام سجاد7 در پاسخ آنها فرمود:
«من با کسی همنشین میشوم که از مجالست او به نفع دینم بهرهمند گردم.» [1]
یک روز امام سجاد7 سوار بر مرکب از راهی میگذشت چشمش به جمعی از بیماران جذامی که در کنار هم نشسته بودند و غذامی خوردند افتاد، آنها وقتی که امام را دیدند او را دعوت به خوردن غذا کردند.
امام7 آن روز را روزه بود، به آنها فرمود:
«اگر روزه نبودم، در کنار سفره شما مینشستم.» امام سجاد7 آن روز به خانه خود بازگشت، دستور داد غذای مطبوعی آماده کردند، آن گاه همه آن جذامیان را به خانه خود دعوت کرد، آنها به خانه آن حضرت آمدند، امام7 در کنار آنها نشست و با هم از غذا خوردند.[2]
[1] . همان، ص161.
[2] . محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی، ج 2، ص 123.