از جمله سنتهای اسلامی درباره نوزاد، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست که رسول خدا6 این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینکه او را به دست آن حضرت دادند، در گوش راستش اذان و در گوش چپ او اقامه گفت.[1]
و نیز برای نوزاد جدید عقیقه کرد (یعنی گوسفندی برای او قربانی کرد)[2] و یک ران آن را به قابله داد، و در برخی از روایات است که این کار را در روز هفتم انجام داد.[3]
و در روایت کلینی; در کافی این گونه است که پس از عقیقه این دعا را خواند: «. . . بسم الله عقیقة عن الحسن»
(به نام خدا این عقیقهای است از حسن. . . )
و به دنبال آن نیز این دعا را خواند:
«اللهم عظمها بعظمه، و دمها بدمه، و شعرها بشعره، اللهم اجعله وقاءاً لمحمد و آله»[4]
(خدایا استخوان آن در برابر استخوان این نوزاد، و گوشتش در برابر گوشت وی، و خونش در برابر خون او، و مویش در برابر موی او، خدایا آن را وسیله حفاظتی برای محمد و خاندانش قرار ده.)
و همچنین رسول خدا6 دستور داد موی سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند، و سپس بر سر نوزاد«خلوق» ـ که نوعی عطر مخلوط بوده ـ مالید، و به دنبال آن به عنوان مذمت از رسم و شیوه معمول آن زمان که خون بر سر نوزاد میمالیدند به اسماء که راوی حدیث است فرمود:
«ای اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از کارهای زمان جاهلیت است!»
و در پارهای از روایات اهل سنت آمده که در روز هفتم مراسم ختنه نوزاد نیز انجام شد[5]، ولی ظاهر روایات شیعه آن است که از جمله مختصات ائمه دین: آن بوده که «مختون» (یعنی ختنه شده) به دنیا میآمدند، جز آنکه به عنوان استحباب و سنت، صورتی[6] از این کار را انجام میدادند...[7]
و از جمله سنتهای نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست، یعنی برای سلامتی و حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنی و انسی به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او را در پناه خدا قرار داده و به خدا میسپارند.
و طبق روایات بسیاری که در کتابهای شیعه و اهل سنت آمده، رسول خدا6 دو فرزند خود حسن و حسین8 را به این دعا از هر شری محفوظ داشت:
«شما را پناه میدهم به کلمات تامه و کامله پروردگار از هر شیطان بدخواهی و از هر چشم زخمی.»[8]
و در روایت دیگری است که این گونه میفرمود:
«شما را پناه میدهم از چشم چشم زن، و نفس نفس زن.» [9]
کنیه و لقب
و از جمله آداب و سنتهای ولادت نوزاد پس از نامگذاری، تعیین کنیه برای اوست که طبق حدیثی، امام باقر7 فرمود:
«ما برای فرزندانمان در کودکی کنیه قرار میدهیم، از ترس آنکه مبادا در بزرگی دچار لقبهای ناخوشایند گردند.»[10]
و کنیه آن حضرت بر طبق روایات بسیاری «ابو محمد» بوده و کنیه دیگری نداشته است.
و اما القاب آن حضرت بدین شرح است: سبط، زکی، مجتبی، سید، تقی، طیّب، ولی. . .
و مرحوم اربلی در کتاب کشف الغمهٔ پس از نقل کنیه و القاب آن حضرت از روی کتابهای اهل سنت گفته است: مشهورترین این القاب «تقی» است، و بهترین و شایستهترین آنها همان است که رسول خدا6 او را بدان ملقب فرمود و آن «سید»است.[11]
[1] . بحار الانوار، ج 43، ص 239، مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 391، صحیح ترمذی، ج 1، ص 286، صحیح ابی داود، ج 33، ص 214، احقاق الحق، ج 11، صص 8 ـ 6.
[2] . و در برخی از روایات شیعه و اهل سنت آمده که دو گوسفند برای حسن7 و دو گوسفند برای حسین7 قربانی کرد، ولی روایت یک گوسفند مشهورتر و از نظر سند هم قوی تر از روایات دیگر است، چنانچه در حیاهٔ الامام الحسن نیز بدان تصریح کرده است.
[3] و [3]. بحار الانوار، ج 43، صص 239 و 250 و 257.حیاهٔ الامام، ج 1، ص 64.ملحقات احقاق الحق، ج 10، صص 17 ـ 511.
[5] . نور الابصار، ص 108، و ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 519 به نقل از مفتاح النجا بدخشی.
[6] . و به تعبیر روایات «امرار موسی» میکردهاند.
[7] . سفینهٔ البحار، ج 1، ص 379.
[8] . سفینه، ج2، ص287 و ملحقات احقاق الحق، ج10، صص 520 و 524 و 527 .
[9] . ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 527.
[10] . حیاهٔ الامام الحسن7، ج 1، ص 65.
[11] . بحار الانوار، ج 43، ص 255.