نگاشتههای شیعی در شرح حال مادران امامان که اغلب کنیز بودند، مطلب فوق را جز برای امام سجاد و امام مهدی گزارش نکرده است. مادر امام زین العابدین، شهربانو دختر یزدگرد، آخرین کسرای ایران، و مادر امام مهدی، شاهزادهای رومی بود.
نوشتههای شیعی بر آن نبوده که ائمه را با اصل و نسبهای ساختگی به شرافت و بزرگی برساند! شما اگر اعتقاد واقعی و کافی به خدا و پیغمبر و امامان راستین داشتید این حرفها را نمیزدید.
به هر حال برای جواب دادن به این سؤال دوستان باید بگویم که ما در فرهنگ اسلام و تمامی ادیان آسمانی مسالهای به ظاهر پیچیده داریم به نام معجزه! معجزه، با افسانه و خرافات کاملاً تفاوت دارد. این که اتفاقی خارج از چهارچوب نظام طبیعت رخ دهد و ما انسانها از درک آن تا حدی ناتوان باشیم، دلیلی نمیشود که آن را افسانه و جادو بدانیم.
ما در تاریخ در تمامی ادیان آسمانی با معجزه روبرو بودهایم اولا اگر ایمان به قرآن داشته باشیم میفهمیم که قرآن خواب را از وسایل إخبار میداند.
همانطور که قبلا گفتیم داستان امام مهدی عادی نیست، بلکه به اقتضای ادبیات این مسئله، خلاصه داستان پیامبران، با تمامی معجزات و شورانگیزی آن است.
احادیث بسیاری به همانندی امام مهدی و گروهی از انبیا اشاره دارد. رؤیای بانو نرجس رابا قصههای بسیار جالبی که در قرآن آمده ـ و رؤیا، رکن مهم آن است ـ میتوان مقایسه کرد، که گویاتر از سوره یوسف وجود ندارد و رؤیا، نقطه محوری تمام قصه بوده است. داستان، با رؤیایی از ستارگان شروع میشود و با تفسیر و تعبیر آن پایان میپذیرد و در میان رؤیا، خواب پادشاه بازگو میشود که وضع را جالبتر میکند.
اگر رؤیای بانو نرجس، در فضای کلی چهارچوب حرکت الهی رسالت قرار گیرد، روشن میشود که بسیار همخوانی و انسجام دارد. قرآن کریم، پر از شواهد درخشان در این باره است.
موسی در وضعی هیجان آور به دنیا آمد و زیست و رشد کرد - که از شرح آن بینیازیم - و بانو مریم با لطف الهی به دنیا آمد و فرزندش عیسی با معجزهای در آفرینش زیر شاخه درخت، زاده شد و سرورمان محمد زاده دو ذبیح (ابن الذبیحین) است؛ زیرا، میان اسماعیل و ذبحش، لحظاتی فاصله نبود که آسمان گشوده شد. نزدیک بود پدر پیامبر ذبح شود و خود پیامبر در هنگام هجرت به قتل برسد، در حالی که میان او و شمشیرهای قریش، جز چند تار عنکبوت نبود.
پیشتر، ابراهیم (پدر پیامبران) در دل آتش افتاد، اما خدا آن را سرد وسلامت کرد حضرت یونس به طرز معجزه گونهای داخل شکم نهنگ رفت وبعد از مدتها زندگی از شکم او به امر خداوند نجات یافت ...
و خدا خواست ملیکه یا نرجس، اینگونه شگفت انگیز و معجزه گونه مادر مصلح جهان شود!! چه کسی میتواند ادعا کند که این داستانها و وقایع همگی ساخته تخیل بشرند و واقعیت ندارند، چون از درک ما خارج است و با عقل جور در نمیآید !
یکی از ویژگیهای روانی آدمی این است که هماره در رویارویی با امر تازه و بدیع، حالت دفاعی به خود میگیرد و کمتر به پذیرش آن گردن مینهد.
این امر به ویژه آن گاه تشدید میشود که پدیدهی جدید حالت رمزگونه داشته باشد و اعتقاد به آن، زمینه ساز تحولی بنیادین در باورها، اندیشه، منش و روش زندگی او شود. برعکس، در برابر موضوعی که پیشینه داشته یا در زمانهای پیش، یک یا چند بار رخ داده است، مقاومت چندانی از خود نشان نمیدهد و به سادگی، آن را میپذیرد.
یکی از شیوههای چیره شدن بر این وضعیت، عادی جلوه دادن آن مساله است. یعنی باید این نکته را به جامعه تبیین کرد که موضوع مورد نظر، مسبوق به سابقه بوده و برای دیگران نیز رخ داده است.
قرآن کریم نیز همین شیوه را به کار گرفته است.
در صدر اسلام، روزه، حکمی جدید و همراه با اندکی مشقت بود؛ زیرا روزه دار میبایست از بسیاری از امور مباح چشم بپوشد و از ارتکاب آنها خودداری کند.
شاید برخی مسلمانان در برابر چنین حکم بیسابقهای، واکنش نشان میدادند و آن را به سختی میپذیرفتند.
از این رو، قرآن کریم، ابتدا مسلمانان را از نظر روانی، برای پذیرش آن آماده میکند.
اگر کسانی با دیده تردید به امر معجزه مینگرند باید اشکال را درجای دیگر جستجو کرد (عدم شناخت و آگاهی آنها در امر معجزه و اراده خداوند)!
از طرفی امامان بنا به مشیت الهی خصوصیاتی هنگام ولادت دارند که آنها را از دیگران ممتاز میگرداند که این اعجاز است. و یکی از نشانههای صدق امامت او از طرف خداوند باشد.
در کتب روایی برای ائمه به هنگام ولادت چند ویژگی آمده است که عبارتند از:
با ناف بریده به دنیا میآیند.
هنگامی که متولد میشوند ختنه شده هستند.
چون به دنیا میآیند کف دست به زمین نهاده و به شهادتین آواز بردارند.
دندانهای آنها بر آمده است.
در مقابلشان نوری همانند شمش طلا بدرخشد و تا یک شبانه روز از دو دستشان نوری طلایی ساطع است.
پس از آنکه روی زمین قرار گرفت میچرخد تا مقابل قبله گیرد، آنگاه سه بار عطسه میکند و با انگشت به حمد خدا اشاره میکند. [1]
وجود مقدّس ائمه صفات ویژهای دارند که در روایات مفصلاً بیان شده و ما در این بخش فقط به اختصاصات تولد آن بزرگواران اشارهای میکنیم:
از اختصاصات تولّد ائمه اطهار این است که وقتی خداوند بخواهد امامی را خلق کند، قطره آبی از زیر عرش را بر سبزی یا میوهای در روی زمین قرار میدهد و آن را امام قبلی (پدرش) تناول میکند؛ سپس نطفه امام از آن آب تشکیل میگردد و چون چهل روز در شکم مادر، درنگ کرد، صداها را میشنود...
و خداوند برای او ستونی از نور قرار میدهد که با آن اعمال بندگان را میبیند و بر بازوی راستش نوشته میشود: ﴿وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاَ مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾؛
و چون بر روی زمین واقع شود، دست خود را روی زمین گذاشته و سر به آسمان بر میدارد و با گذاشتن دست بر روی زمین همه علومی که خداوند از آسمان به زمین فرستاده اخذ میکند. و با بلند کردن سر به آسمان، ندای منادی الهی را که از باطن عرش او را به اسم میخواند، میشنود و جوابش را میگوید... . و هیچیک از امامان متولّد نمیشوند مگر ختنه کرده و طاهر و مطهر... .[2]
در روایتی دیگر از حکیمه خاتون امام حسن عسکری به ایشان فرمودهاند: «ما اوصیاء از شکمها برداشته نمیشویم و مادرانمان، ما را در پهلوهای خود حمل میکنند، و ما از ارحام بیرون نمیآییم بلکه از طرف راست مادران خود بیرون میآییم، زیرا ما نورهای خداوند هستیم که کثیفی به ما نمیرسد.»
وچون این خصوصیت اوصیاء است پس در دیگر انسانها دیده نمیشودو این امر با آیه ذیل که میفرماید: ﴿وَ اللَّـهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ﴾ (خدا شما را از بطن مادرانتان بیرون آورد و هیچ نمیدانستید و برایتان چشم و گوش و دل بیافرید شاید سپاس گویید)، منافاتی ندارد.
خداوند که خود انسانها و جهان را آفریده است، میداند چگونه امرش را آنگونه که میخواهد محقق سازد و این موارد جزء نشانهها و معجزات فراوانی است که نیاز به تامل دارد و منتهی به هدایت انسانها میشود.
چرا در مورد سن نرجس خاتون، زمان اسارت ودیگر زوایای زندگی ایشان ابهام وجود دارد ودر تاریخ سخن بسیارکمی درباب آن است؟
اگر میخواهید نتیجه بگیرید که عدم اطلاع از جزییات یعنی نفی تمام جزییات گفته شده، این استدلال سفسطهای بیش نخواهد بود.
امام هادی برای فرزندش، دختری خردمند از سلاله حواریون را برگزید، اما میبایست فرزند موعود، دایهای نداشته باشد که سراغ وی را بگیرد، از این رو، دختر، مانند هر کنیز بیگانه دیگری، در هالهای از گمنامی میزیست، گرچه وی - همچنان که در روایت گفتهاند - سیدهٔ الاماء (خاتون کنیزکان) بود.
از طرفی همانگونه که ذکر شد نرجس خاتون مادر امام زمان4 بودند و اگر دشمنان از وجود ایشان باخبر میشدند، حتما ایشان را به شهادت میرساندند، تا از تولد یگانه منجی عالم بشریت جلوگیری کنند.
اما اقدامات هوشمندانه امام حسن عسکری باعث شد به جزاندکی از وجود ایشان اطلاع نیابند. امام و اطرافیانش در مورد ایشان سخنی نمیگفتند و ایشان را به نامهای مختلف صدا میکردند.
از طرفی در آن روزگار، دور از اخلاق بوده که بخواهند در مورد همسر امام چیزی بنویسند و میدانیم که پس از شهادت امام حسن عسکری هر گونه سخن گفتن از خاندان ایشان و یگانه فرزندش مساوی مرگ بود. از این رو کمتر کسی جرات میکرد در این باره مطلبی بنویسد.
به همین دلایل کمتر کتابی را مییابیم که در آن در مورد نرجس خاتون سخنی رفته باشد.
لازم به ذکر است که مطالب اندکی هم که در مورد زندگی ایشان وجود دارد، مربوط به سخنان حکیمه خاتون و بشربن سلیمان و دیگر یاران خاص امام حسن عسکری میباشد، که برای شناساندن مقام نرجس خاتون بعدها بازگو شده و در کتابهای گوناگون توسط یاران موثق امام از جمله فضل بن شاذان و تاریخ نویسان مطرح شده است.
روایات مذکور از معتبرترین کتب روایی شیعه نقل، صحت و درستی آن توسط بزرگان شیعه پذیرفته شده است. به حدی که میتوان روایات مذکور را از جمله روایات معتبر محسوب کرد و همانند سایر موارد روایی به اقوال علمایی همچون شیخ طوسی، علامه مجلسی شیخ صدوق و مرحوم کلینی اعتماد کرد.
[1] . کمال الدین صدوق: ص 431، غیبت شیخ طوسی: ص 151 و یوم الخالص، ص 66.
[2] . همان، ص 297 نجاشی، رجال نجاشی