borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
4 . شهد شکیبایی:

آنچه از نوشتار مورخین مسلمان و غیر مسلمان برمی‌آید آن است که اوضاع سیاسی و فرهنگی سامراء بسیار متشنج بوده و زندگی در چنین اوضاع و احوالی نیاز به شکیبایی دارد.

با اندک تأمل در تاریخ ولادت امام زمان (255ﻫ. ق) و شهادت امام دهم که سوم رجب سال 254 ﻫ. ق[1] بود و افزایش فشار خلفای عباسی بر بیت امام، می‌توان تا حدی به مشکل زندگی در سامراء در آن زمان آگاهی یافت.

بنابر روایات متعدد ازدواج امام حسن عسکری و نرجس در زمان حیات امام هادی بوده و تولد امام زمان در زمام امامت پدر بزرگوارشان امام حسن عسکری بود.

از این رو می‌توان تخمین زد که حداقل یک سال و یک ماه پس از ازدواج نرجس فرزند بزرگوارش دنیا آمده و در این مدت نهایت فشار دستگاه حکومتی بر خانوادۀ امام وارد می‌شده است، تا از ظهور آخرین وصی پیامبر جلوگیری شود.

در این مدت کوتاه، که از زندگی مشترک نرجس با امام می‌گذشت مدت زیادی را امام حسن عسکری در زندان بوده و مسؤولیت سنگین تربیت و حفظ فرزند از گزند دشمنان به دست بانوی شکیبایی، نرجس بود. مورخان می‌نویسند:

«آنچه مسلم است از سال 255 تا 256 در زمان مهتدی (خلیفه عباسی در آن زمان) امام حسن عسکری مدتی را در زندان به سر بردند و محل زندگی ایشان جوسق بود ... بار دیگر در سال 259 ﻫ. ق قبل از ماه ذی‌الحجه امام را زندانی کردند.[2]

با توجه به اینکه امام حسن عسکری در هشتم ربیع‌الاول 260 ﻫ. ق به شهادت رسید، و این در حالی است که چهار ماه از آخرین زندانی شدن ایشان می‌گذرد، به نظر می‌رسد، مدت زیادی را پس از ازدواج در زندان به سر می‌بردند و صبر و شکیبایی نرجس در این مدت با توجه به مسایل سیاسی فراوانی که در سامراء بود قابل تحسین و نیز بررسی می‌باشد.

امام عسکری حتی در خارج از زندان نیز آزادی نداشته و در واقع شهر سامراء به تمامی، برای ایشان زندان بود. و اختناق به حدی بود که ایشان توقیعی برای شیعیان فرستادند و در آن تأکید کردند،

«کسی بر من سلام نکند، کسی از شما به من اشاره نکند، شما بر خود ایمن نیستید.»[3]

بانوی صبر برای رضای خدا شکیبایی کرد و امروز زائران او در مقابل مرقد شریفش می‌خوانند که:

... واجتهدت فی مرضات‌الله و صبرت فی ذات الله و حفظت سرالله.

از طرفی تحمل نرجس در اسارت قابل تحسین است. شاید این اسارت، راه رسیدن به عزت و کمال باشد؛ زیرا در پی هر سختی، آسانی وجود خواهد داشت.

ملیکا در واقعه‌‌ی اسارت و رسیدن به محبوب از این طریق، همانند حضرت یوسف است که گرچه پیغمبر و پیغمبرزاده بود، اما برادران حسودش او را به چند درهم ناچیز فروختند. او زندان، شکنجه‌های رومی، نیش زبان‌ها، مرارت‌‌ها و تهمت‌‌ها را تحمل کرد، آن گاه در اثر صبر و بردباری در راه حفظ پاکی و پارسایی، سرانجام به تخت عزت و فرمانروایی تکیه زد و به جهانیان ثابت کرد که در تمام مراحل زندگی می‌توان شرف و انسانیت خود را لکه دار نساخت و اصالت و نجابت را حفظ کرد.[4]

رسیدن به مقام والای معرفت و یقین، کار سخت و دشواری است که همه کس توان پیمودن آن را ندارد. تنها کسانی به نور حقیقت کامیاب می‌شوند، که از میان لجن زار مادیت، شهوت، هوا و هوس، خودخواهی، مناصب دنیوی و القاب پر زرق و برق آن گذر کنند و خود را کاملاً فقیر و ذلیل در برابر حق تعالی احساس کنند.

ملیکا که دورانی از زندگی خویش را در رفاه و مادیات گذرانده و در کاخ قیصر روم به عنوان عزیزترین شاهزاده در تنعّمات دنیوی و افتخارات اجتماعی غرق بوده است، باید از تمامی آن‌‌ها رها شود، به لباس یک اسیر درآید، سختی‌ها را متحمل شود، مورد اهانت سنگین خرید و فروش قرار گیرد، از شاهزادگی تا بردگی فرود آید و همه را به خاطر خدا و عشق به ولی خدا به جان خریدار باشد، تا از این طریق هر آن، وجود او از ناپاکی‌‌ها تطهیر گشته و به فضایل و کمالات آراسته گردد.

این قدیسه‌‌ی پاک، با طی کردن مراحل مختلف زندگی خود، برای شیعیان و حتی تمامی کسانی که در صدد رسیدن به حقیقت می‌باشند، چگونگی طی کردن مسیر الی الله را مشخص می‌کند و الگو و اسوه‌‌ی همیشه تاریخ برای پویندگان راه کمال و سعادت می‌گردد.

نرجس خاتون، بانوی تربیت شده در مکتب دین و مذهب، از ایمانی محکم و عقل و خردی کامل بهره‌‌مند است. پیشامدهای سخت روزگار و حوادث تلخ و دشوار، هر قدر کشنده باشند، نمی‌توانند او را از زندگی مأیوس و از رسیدن به هدف و مطلوب بازدارند.

آن چه بیش از هر امر دیگری به «سوسن» مدد می‌رساند و گام به گام راه را به او نشان می‌دهد، و او را تا سر منزل مقصود هدایت می‌کند، و آن چه مانع از پای افتادن ملیکا می‌گردد، و تاب و توانی فوق تصور به او ارزانی می‌دارد، گوهر ارزشمند عشق است، که تمامی درون او را تصرف کرده، و او هیچ چیز جز محبوب خویش و خواست او را نمی‌پسندد و نمی‌خواهد.

عشق، بالاترین نعمت الهی است که مظاهر گوناگونی دارد. از زیباترین مراتب آن، عشق به خداوند و عشق به ولی و خلیفه کامل خداوند، پیامبر اکرم و ائمه اطهار است؛ عشق به کمالات معنوی و جمال ملکوتی امام، همان عشق به جمال الهی و کمال مطلق لایتناهی است.

از دیگر مظاهر عشق پاک و الهی، محبت زن و شوهر به یکدیگر است. شاهزاده‌‌ی روم هر دو را یکجا جمع کرده و سراسر وجودش عشق به ابامحمد، ولی خدا و همسر عزیزش، گشته است.

در این عشق، شهوات نفسانی و هوا و هوس راه ندارد، بلکه عشقی سراسر ملکوتی و روحانی است؛ عشقی که تمام اعماق وجود عاشق را از هر آلودگی و پاک ساخته، انوار حق را بر وجودش تابانده و او را از خود بی خود ساخته است.

این عشق، همانند آهنی، که در کوره به رنگ آتش درآمده و عین آتش شده است، هم خود عین نور و حرارت می‌گردد و هم حرارت بخش و نورآفرین. این مقام فقط از آنِ زبدگان عالم است و نرجس خاتون یکی از زبدگان و نوابغ روزگار است، که به این فیض اعظم رسیده و عشق امام، سر تا پای وجود او را روشن ساخته است. وجود یکپارچه نور و حرارت او، نوربخش و حرارت آفرین دیگران گردیده است.[5]

عشق واقعی، محبت فوق العاده و مجذوبیت کامل در برابر صفات جلال و جمال آفریدگار جهان و رسیدن به کمالات معنوی و حقیقی است که جز از راه اطاعت دستورات دین و شریعت مقدس و معرفت کامل حاصل نمی‌گردد.

حکما در کتب خویش، عشق را در معنای واقعی و صحیح آن، از کمالات و از بزرگ‌ترین سعادات‌ها می‌دانند. این در حالی است که جاهلان و هواپرستان، تخیلات ناشی از طغیان غرایز جنسی و احساسات منبعث از شهوات غریزی و نفسانی را، به خطا و اشتباه عشق نام نهاده‌اند.

همچنان که برخی فرقه‌های ضاله، از جمله تصوف، که از عرفان حقیقی بی بهره مانده‌اند. برای گرم کردن بازار خویش، کلمه عشق را به معنایی باطل و مطابق خواسته‌‌ها و مقاصد خویش به کار می‌برند.

این همه را نباید به پای عشق گذاشت و به خاطر اعراض از معانی باطلی که عشق نامیده شده است، از معنای حقیقی و اصلی آن نیز اجتناب ورزید و این کلمه زیبا را که بر نعمتی بزرگ و کمیاب دلالت دارد، محکوم ساخت.[6]

 


[1] . بحارالانوار، ج 50، ص 114.

[2] . رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ج2، ص 187.

[3] . رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ج 2، ص 83 .

[4] . موسوی، 1374، ص 18.

[5] . همان، ص 52.

[6] . برگرفته از گفتار دکتر نفیسه ساطع.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: