borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
یک اشکال

اسلام، یک سری قوانین مشخص، و نوعی روابط را بر پهنه اجتماع حاکم می‌کند، و برای مردم حق تغییر آن را قائل نیست، و به آنان این آزادی را نمی‌دهد که هر از چند گاه، قوانین حاکم و نظام سیاسی اجتماعی خود را دگرگون کنند، و به دلخواه خود، نوع جدیدی از روابط و رفتار سیاسی اجتماعی را حاکم کنند. این امر، مستلزم رکود، توقف و تحجر جامعه است، و مانع تحول و رشدانسان‌‌ها و جوامع بشری است.

بنابراین دین گرچه لوازم سعادت انسان را داراست و می‌تواند بر رنج‌‌ها و آلام بشر خاتمه دهد، و قدرت آزادی بخشی دارد، ولی وقتی در محیطی حاکم شد، نمی‌توان و نباید آن را الی الابد از دستبرد افکار و روش‌های جدید دورنگاه داشت. و الا راه پیشرفت و تکامل را مسدود می‌کند و موجب جمود و سکون خواهد بود.

چرا که انسان با گذشت زمان تغییر می‌کند و درافکار و روحیات او تحول ایجاد می‌شود و بر دانش و تجربه او افزوده می‌شود، فلذا راه‌های جدیدی را می‌طلبد .

جواب:

می‌دانیم که معارف و یافته‌های بشری، دو نوع است:

1. نوعی از معارف که قابل تغییر و تحول و تکامل است، مثل همه علومی که بشر، در راه استفاده و تسخیر طبیعت، به آن دست یافته است و هر روز کامل‌تر می‌شود. و زندگی فردی و جمعی را راحت‌تر می‌کند و راه‌های تازه‌‌ای برای رسیدن به آمال انسانی نیز محسوب می‌شود.

تکامل بخشی این علوم و روش‌ها، در اسلام، مورد ترغیب و تشویق فراوان است، مثل روش‌های تازه اداره حکومت‌ها، مانند انتخابات و تفکیک قوا .

2. نوع دوم، معارف و حقایق کلی مطابق با خلقت الهی، مادی، فطرت و طبیعت خاص نوع انسان است، که متعادل کننده همه قوای انسان در درون او و در صحنه عمل اجتماعی و تضمین کننده سعادت حقیقی اوست.

بدیهی است که اگر نظام اجتماعی بشر و حدود و قیود آزادی‌های فردی و اجتماعی، بر چنین معارفی استوار باشد، نه تنها ایستادن بر آن موجب رکود و بی رشدی نیست، بلکه تحول و تغییر در آن، و به فراموشی سپردن آن، موجب اختلال در نظام زنده و سازنده و شور آفرین و آزادیخواه است، و انسان را باز از گردونه فطرت و طبیعت خود دور می‌سازد، فطرتی که تبدیلی و تغییری در او نیست:﴿لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ﴾

لذا خدای متعال، که دین و نظام سیاسی اجتماعی دینی را، به عنوان تنها راه تضمین شده و استوار گسترش عدالت، و پرورش انسان خلیفهٔ الله در زمین، به وسیله انبیای عظام مستقر کرد، طبعا نمی‌تواند به بشر این آزادی را بدهد که راه آزادی بخش و کامل و جامع را کناری بنهد و به دنبال افکار و اهوای اسارت بار در روابط مختلف سیاسی واجتماعی و اقتصادی، حرکت کند. همان طور که به او این آزادی را نمی‌دهد که آزادی شخصی خود را کنار گذارد و اسیر و عبد دیگری گردد.

خداوند، انسان را مختار آفرید، و از او انتخاب آگاهانه را طلب کرد، فرمود:

﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً﴾، [1]

اما سعادت او و کمال او فقط در صورت اول تامین خواهد شد، چرا که بعد از حق، فقط گمراهی است:

﴿فَمَا ذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلّاَ الضَّلاَلُ﴾، [2]

لذا از انسان‌ها انتخاب این طریق مستقیم را طلب می‌کند:

﴿أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لاَ تَتَفَرَّقُوا فِيهِ﴾[3]

نیز می‌فرماید، آنان که از دین جدا شدند و راه دیگری انتخاب کردند، عالمانه و آگاهانه و به خاطر روحیه برتری جویی و فساد انگیزی این چنین کردند:

﴿وَ مَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ﴾.[4]

و از آنجا که چنین انتخابی، زیان انسان و فساد در زمین و نابودی حرث و نسل و هدم بنیان آزادی اجتماعی ابنای بشر را در پی دارد، کیفری سخت در بارگاه الهی خواهد داشت، و خداوند رئوف به بندگان، کسانی را که چنین زمینه‌‌ای را ایجاد می‌کنند، شدیدا مورد عتاب و تهدید قرار داده است:

﴿وَ مَنْ يَعْصِ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِيهَا وَ لَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ‌﴾[5]

﴿وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّـهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌﴾[6]

﴿وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّـهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ‌﴾[7]

خلاصه کلام این که اِعراض از دین خدا و آموزه‌های دینی و عدم تقید به نظامات آن، و حدود مرزهای الهی، فساد در زمین و حاکمیت قدرت طلبان و شهوت پرستان را در پی خواهد داشت، کما این که تاریخ بشر، شاهد بر این مدعاست. روشن‌ترین نمونه آن، وضع بشر پس از رحلت رسول الله و امیرالمؤمنین8 است.

بله، یک امر نباید مورد غفلت واقع شود، و آن، دقت و تعمق عالمانه در معرفی صحیح دین است. چه بسا به مرور زمان، انحرافاتی در برداشت‌‌ها پیش آید و دین حقیقی را غبار گیرد.

این جا است که نقش مهم علمای دین در پالایش آموزه‌های رایج، از زنگارهای خرافه و تعصب و دستبرد خائنان و تحریف هواپرستان آشکار می‌گردد. و احیای تفکر دینی را به عنوان ضرورت همه اعصاری که وحی آسمان منقطع شده است و ابر غیبت خورشید عالم تاب امام معصوم را پنهان کرده است، متبلور می‌سازد. و شکی نیست که دین حنیف و عقلانی اسلام، همگان را برای شناخت آن حقیقت ناب و بحث و مجادله علمی در چار چوبی منطقی و روشمند و به دور از اغواگری، آزاد گذاشته است و به آن ترغیب کرده است .

 


[1] . دهر: 3 و نیز آیات 11 سوره رعد، 114 سوره نحل، 40 سوره عنکبوت، 46 سوره فصلت و... که بر آزادی تکوینی و اختیار انسان صحه می‌گذارد .

[2] . یونس: 32 .

[3] . شورا: 13 .

[4] . همان: 14 .

[5] . نساء: 14 .

[6] . مائده: 45 .

[7] . مائده: 47.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: