نرجس از سلاله پاک شمعون ـ وصی نیک مسیح ـ بود با اینکه وی دوران کودکی را در قصر بوده اما مادر او با نقل حکایت شمعون دوستی خدا و خدا دوستان را در اعماق وجود او به ودیعه میگذارد.
تربیتهای صحیح و مذهبی مادر، موجب گردید که ملیکا شایستگی اولیه برای پیمودن راهی دشوار را بیابد؛ راهی که او را به مقام والای مادر مصلح کل راهنمایی میکرد.
یکی از مهمترین تأثیرات تربیت مذهبی به نحو صحیح آن است که فرد از فرو غلتیدن در لذایذ مادی و دنیای کوچک جسمانی بازداشته میشود و به مسائل معنوی و ماورای امور مادی توجه پیدا میکند. از دیگر سوی، دلبستگی خاص امپراتور به ملیکا، او را سرآمد فرزندان قیصر ساخت.
از آن رو، تعلیم اخلاق و آداب اجتماعی پسندیده و آموزش زبان رومی و حتی زبان عربی، برای این نوه عزیز را به بهترین آموزگاران قسطنطنیه سپرد.[1]
وی با اینکه در کاخ میزیست و با خاندان امپراطوری زندگی میکرد اما آنچنان پاک و با عفت بود که گویی شباهت به خانواده خود ندارد، بلکه به مادر و خانواده مادری کشیده و زندگیش همچون زندگی شمعون و عیسی و مریم از صفا و معنویت و پاکی خاصی برخوردار بود، از این رو دوست داشت با یک خانواده پاک و خداپرست وصلت کند و به توحیدیان بپیوندد، خداوند او را در این هدف کمک کرد و او را بطور عجیب به خواسته و هدفش رسانید.
بیگمان این افتخار برای نرجس خاتون، از آن جهت بود که ایشان حتی در دربار روم پاک میزیستند و مقام انسانی خود را به رذایل دنیوی نیالوده بودند و چگونگی راه یافتن آن بانوی مطهره به خانه وحی و امامت، از مصادیق بارز کلام حق تعالی است که میفرماید:
﴿ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ﴾:
«هر کس نسبت به خداوند تقوی و پرهیزکاری پیشه کند، خداوند برای او راه گریزی در مشکلات قرار خواهد داد و از جایی که او گمانش را نمیکند به او روزی خواهد داد و هر کس فقط بر خدا توکل کند، او برایش کافی است . به درستی که خداوند امرش را به انجام میرساند. او برای هر چیزی اندازه و مقدار مشخصی قرار داده است».[2]
او در رویاهای صادقانه، امامان و پیامبران رادید، که این خود گویای مقام والای اوست. پس از آن در قصر، او در دل رازی بزرگ و عشقی الهی را مخفی داشته بود. درایت و تیزهوشی او از یک سو، و حلم و بردباری وی از سوی دیگر، سبب رازداری گشته و او رؤیای صادق خود و آن چه را در دلش میگذشت، با احدی در میان نگذاشت.
همین ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی وی بود که او را آماده مراحل بعدی رشد و تکامل میساخت. در این گام او مهمترین فضیلت و ویژگی اخلاقی و شخصیتی را از خود نمایان ساخت، که بزرگان و به ویژه قدیسان دینی به آن آراستهاند.
رازداری که جز در سایه درایت و تدبیر فوق العاده و صبر و بردباری چشمگیر به دست نمیآید، رمز موفقیت شاهزادهی روم در اولین آزمایش بود، که به خوبی شایستگیهای لازم را از خود آشکار ساخت.
جلوهای دیگر از نیک سیرتی او را میتوان در درخواست از امپراتور برای مدارا با اسیران مسلمان مشاهده کرد .
او با تعالیمی که دیده بود آشنایی کامل، با ادیان دیگر منجمله اسلام، داشت و حق را از باطل میشناخت و هنگامی که با پیشنهاد حضرت فاطمه مواجهه شد فورا اسلام را پذیرفت.
او عاشق مادیات دنیوی نبود و خواهان عشق الهی و پاک زیستن بود. اگر اینگونه نبود قصر قیصر را با آن همه ثروت و مقام رها نمیساخت و خود رادر لباس کنیزان اسیر نمیکرد.
آری این چنین یک دختر پاک و دانا، آلودگی کاخ شاهان را رها کرد و در خط جد مادریش شمعون قرار گرفت و سرانجام به سعادت عظمای همسری حضرت امام حسن عسکری درآمد و لیاقت پر افتخار مادر حضرت قائم را پیدا کرد.
[1] . پورامینی، 1378، ص 27.
[2] . (سوره "طلاق" آیه 2و 3 )