آزادی اندیشه در قالب امر به تفکر، تعقل، تدبر و مانند آن در بیش از سیصد آیه از آیات قران کریم مطرح شده است. و مهم آن است که ذات مقدس الهی، نزول قرآن را برای هدف تعقل و تدبر معرفی مینماید: ﴿إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیا لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ﴾[1] یا ﴿کتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیک مُبارَک لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیتَذَکرَ أُولُوا الْأَلْبابِ﴾ [2]
و در مقابل، افرادی را که تدبر ندارند توبیخ میکند: ﴿اَفَلَا یَتَدَبِّرُونَ القرانَ اَمْ عَلَی قُلُوبٍ اَقْفَالُها﴾[3]
البته از دیدگاه اسلام، آزادی اندیشه به خودی خود یک هدف نیست، بلکه یک طریق و ابزاری است جهت تعقل و تدبر در آیات الهی، و انتخاب بهترینها در اندیشه و عمل و بیان.
اما در اندیشه غرب که بیشتر لیبرالیستی است، آزادی فی نفسه یک هدف است و بالاترین هدف است «آزادی وسیله رسیدن به یک هدف متعالیتر نیست بلکه فی نفسه عالیترین هدف است[4] .» و در واقع این واژه معمولا به صورت «آزادی از چیزی» تعریف میشود و نه «آزادی برای منظوری[5]».
آر بلاستر میگوید:
«انسان آزاد کسی است که اگر میل به انجام کاری داشته باشد و زکاوت انجام آن را داشته باشد با مانع مواجه نشود[6]».
اما از دیدگاه قرآن و اسلام، انسان مجاز نیست فکر و اندیشه دیگران را به مخاطره اندازد یا تهدید کند. یا به صرف اینکه اندیشه، آزاد است در اندیشه خود این را بپروراند که علیه دیگران چگونه توطئه کند، یا تهمت بزند، و یا جان و مالش را به خطر بیندازد. این اندیشهها در نظر قرآن گناه است و انسان را در مقابل این اندیشهها و تفکرات مسئول دانسته است.
بنابراین، از دیدگاه اسلام اندیشه و تعقل آزاد است، منتها به قید پسندیده و احسن بودن، مسئولانه بودن و دیگر اینکه تفکر و اندیشه برای هوسبازی و شهوترانی و گناه نباشد.
اما در اندیشه غرب، آزادی هیچ محدودیتی از درون ندارد، و در بیرون نیز مسئول نیست. بنابراین آزادی اندیشه با وجود مسئولانه بودن آن، از مختصات و از افتخارات اسلام است، که شرافت و کرامت انسانها، در گرو آن محفوظ میماند. و این همان است که از اندیشهی مسئولانه، عقاید و بیانات و ایدههای سازنده و مسئولانه تراوش میکند.
[1] . سوره یوسف، آیه 2.
[2] . سوره ص، آیه 29.
[3] . سوره محمد، آیه 24.
[4] . آربلاستر، آنتونی، لیبرالیسم غرب، ظهور و سقوط، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر مركز، چاپ سوم، 1377 ص 83.
[5] . همان، ص 84.
[6] . همان.