borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
علاقه نرجس خاتون به امام حسن عسکری

حضرت نرجس خاتون، در ادامه نقل ماجرای زندگی خویش، برای بشر بن سلیمان در بغداد می‌گوید: «پس از آنکه حضرت محمد در خواب، مرا به ازدواج امام حسن عسکری در آورد، از ترس این که مبادا پدر و جدّم مرا بکشند، این خواب را پنهان کردم و برای کسی بازگو نکردم.

ولی عشق و علاقه به ابو محمد (امام حسن عسکری) لحظه به لحظه در دلم زیادتر می‌شد و خورد و خواب نداشتم. به تدریج جسمم رو به ضعف نهاد و به شدت رنجور و بیمار شدم. در همه روم هیچ پزشکی نبود که جدّم او را برای معالجه من نیاورده باشد، ولی مداوای پزشکان و داروهای آنان در من هیچ اثری نبخشید.

هنگامی که جدّم از بهبود و شفای من ناامید شد، به من گفت: «‌‌ای نور چشمم! آیا خواسته‌ای داری تا برایت آماده سازم؟

پاسخ گفتم: «ای پدر بزرگ مهربانم! درهای فرج و گشایش در من بسته شده است. اگر از شکنجه اسیران مسلمان صرف نظر کنی، غل و زنجیر از دست و پایشان بگشایی و آزادشان کنی، امیدوارم حضرت مسیح و مادرش به من سلامتی عنایت کنند.

جدّم به درخواست من ترتیب اثر داد. من نیز اندکی تظاهر به بهبود نمودم و کمی غذا خوردم. پدر بزرگم شادمان شد و برای همین، اسیران مسلمانان را احترام کرد و از آنان دلجویی نمود.[1]

 


[1] . بحار الانوار، ج 51، ص 8، حدیث 21 * غیبهٔ الشیخ طوسی * پیشوای دوازدهم هیأت تحریریه مؤسسه در ره حق، ص 26 * مهدی موعود، ص 88 * کمال الدین صدوق، 1363، ج 2، ص 418، نجم الثاقب، ص 12.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: