حضرت فاطمه زهرا مواضع اجتماعی و سیاسی بنیادی و مهمی را اتخاذ فرمود، که این مواضع کاملاً جدی و ایجابی بود، نه سلبی و بیطرفانه.
چنان که میدانیم ولایت مداری حضرت فاطمه زهرا و دفاع از حضرت علی به عنوان امری شخصی و فردی نبود، بلکه در واقع مسأله امامت امّت و اصل اسلام بود و به همین دلیل، حرکت فاطمه زهرا در این رابطه، حرکتی در راستای حمایت از امت اسلامی، و رسالت مکتبی به شمار میآید.
موضع آن حضرت درباره فدک، نیز صرفاً یک مسأله مالی و دنیایی نبود، بلکه موضعی به عنوان احیای حق و حقیقت تلقی میشود. سایر مواضع حضرت فاطمه زهرا نیز همه از همین منظر قابل ادراک است. بلکه اساساً باید اذعان داشت که تمامی حرکات و سکنات، گفتار و کردار، فریاد و سکوت، گریه و ناله اعتراض و انتقاد، موافقت و مخالفت، دعا و نفرین و موضعگیریهای آن حضرت، برخاسته از متن اسلام و حمایت از دین خدا و امت اسلامی بود. آزادی و آزادگی درسی است که حضرت زهرا به ما داده است.
بنابراین یک زن مسلمان، با تأسی به سخن و سیره حضرت فاطمه زهرا باید در صحنههای اجتماعی و سیاسی برای دفاع از حریم حق و حقیقت شرکت کند.
شرکت زنان در مسئولیتهای عمومی، نه تنها از نظر اسلام ممنوع نمیباشد، بلکه در بسیاری از موارد واجب و لازم هم بوده و تکلیفی الهی به حساب میآید. و اگر از حضرت فاطمه زهرا نقل شده که فضیلت زن مسلمان این است که نه او مرد نامحرم را ببیند و نه مرد نامحرم او را ببیند، هرگز به معنای انزوا و گوشهنشینی زن مسلمان نیست. بلکه، یا منظور این است که زن در فعالیتهای اجتماعی باید آن چنان مقررات اسلامی را رعایت کند که موجب نگاه حرام نامحرمان نشود، و خود نیز از نگاه حرام به نامحرم به دور باشد، یا به آن معناست که در مدیریت امور بانوان، خود زنان باید آن را عهدهدار باشند تا نیازی به تماس با مرد نامحرم نباشد.
در هر صورت، دیدگاه حضرت زهرا هیچگاه به معنای انزوای زن مسلمان و خانهنشینی او نیست. چگونه ممکن است حضرت فاطمه زهرا که الگو و اسوه برای همه مسلمانان است، خود در صحنههای سیاسی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شرکت کند، ولی زنان دیگر را از انجام این فعالیتها منع نموده و بفرماید؛ فضیلت زن آن است که او نامحرم را نبیند و نامحرم هم او را نبیند! این سخن اگر به معنای انزوای زن مسلمان باشد هم با آیات و روایات و هم با سیره حضرت فاطمه زهرا منافات دارد ! [1]
[1] . سید مهدی شمس الدین، بانوی نمونه، قم: دارالفکر، 1376 ـ صص 26ـ22ـ9