borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
لازمه‌ی رسیدن به شرافت، معرفت است

ما در دنیایی به سر می‌بریم که ارزش‌های انسانی نوعا رنگ خود را از دست داده‌اند، و شعارهای مدعیّان به اصطلاح هدایتگر جامعه بشری!! از هر سو بلند است، اما به دنبال کدام‌یک باید رهسپار شد و به کدام سو باید رو کرد.

انسان‌ها در گیر و دار روزمرگی‌ها و جدا افتادن‌ها از اصل خود روانی نا آرام دارند و به دنبال روزنه‌‌ای برای یک تنفس حقیقی هستند تا بتوانند نفسی تازه کنند و خود را از این همه آشفتگی برهانند.

و در این میان چه خوب است که دل به آن‌هایی بدهیم که روشنگرانه راه پیمودند و راه نمودند. و در منجلاب دنیا غوطه‌ور نشده و به آن آلوده
نشده‌اند.

حضرت آیت الله جوادی آملی این عالم فرهیخته و شخصیت آشنا به معارف حق، رعایت مسائل اخلاقی را راه رسیدن به باطن می‌داند و می‌فرماید: «انسان با حقیقت اخلاق اسلامی‌کامل می‌شود.»

یک موجود حقیقی تکوینی، اگر بخواهد کامل شود باید به امور حقیقی کامل شود نه امور غیر حقیقی. انسان از آن جهت که زندگی متمدنانه و اجتماعی دارد، با قوانین اعتباری زندگی می‌کند و این عناوین اعتباری باعث نظم زندگی است. انسان در عبادات و معاملات با عناوین اعتباری به ‌سر می‌برد، و اگر این قوانین اعتباری از شریعت نبوی گرفته نشود، از رسوم و فرهنگ و عادات و آداب مردمی‌گرفته می‌شود و هیچ اعتباری هم ندارد، و سبب رسیدن انسان به کمال نمی‌شود.

اگر قوانین اعتباری از رسوم و فرهنگ مردمی‌گرفته شود، باور افراد این خواهد شد که انسان، وقتی می‌میرد، می‌پوسد و مرگ آخر خط است؛ اما اگر این قوانین اعتباری نباشد، انسان با مرگ، از پوست به در می‌آید، و زندگی جدیدی را آغاز می‌کند.

آنکه ما را آفرید، فرمود؛ که انسان در مصاف و هماوردی با مرگ، مرگ را زیر پا له می‌کند و وقتی وارد صحنه قیامت شد، ابدی می‌شود.

تنها معیار برای سنجش یک عمل اخلاقی، الهی بودن و اسلامی‌بودن آن است. نباید آنچه را که در عرف مردم و به اشتباه جا افتاده است را معیار دانست چرا که اساسی ندارد و انسان را به قهقرا می‌برد تنها با بینش الهی است که انسان می‌تواند به سلامت از تیرگی دنیا راه به سلامت بپیماید.

مرگ ما را نمی‌چشد، بلکه ما مرگ را می‌چشیم و هضم می‌کنیم و این دیدگاه به انسانیت شرف می‌دهد. خدای سبحان در قرآن کریم ما را تشویق می‌کند که‌؛ ‌ای انسان، تو هرگز نابود نمی‌شوی و دائما سیر می‌کنی تا به لقاءالله برسی.»

وی همچنین به روایتی از امیرالمومنین علی اشاره کرده و می‌فرماید: «مردان الهی کسانی هستند که پشتوانه حلال و حرام را می‌بینند، آنگاه اگر خواستند به زبان اهل ولایت و معنا حرف بزنند، آن را بیان می‌کنند.»

ایشان در نکوهش بداخلاقی‌ها می‌فرمایند: «کسی که زبان‌درازی می‌کند و آبروی دیگری را می‌برد و با قلم و بیان و بنان خودش، نیش می‌زند، در قرآن کریم می‌فرماید: «لَّیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِیعٍ» یعنی این انسان در قیامت گرسنه است و به او تیغ می‌دهند و در قیامت غذایی جز خار خشکیده ندارد.

کسی که نرم‌گفتار نرم‌رفتار و نرم‌کردار است و آبروی کسی را نمی‌برد و سعی می‌کند مشکلات را از جامعه کم کند و جامعه را در رفاه نگه دارد، در قیامت بر روی فرشی می‌نشیند که ابر آن پرنیان است.

راه رسیدن به باطن، مسائل اخلاقی است که انسان سعی می‌کند مشکل خود و جامعه را حل کند. انسان با تلاش در تولید و قناعت در مصرف، هم زندگی خودش را تأمین می‌کند و هم زندگی دیگران را.»

حضرت آیت الله جوادی آملی در تفسیر نامه 15 نهج‌البلاغه امیرالمومنین علی فرمود: هنگامی‌که امیرالمومنین علی در جنگ با دشمن مواجه می‌شد، می‌فرمود: «خدایا، دل‌ها به سوی تو افاضه دارد و گردن‌ها به سوی تو کشیده شده و چشم‌ها به لطف و کرم تو دوخته شده و پاها به رضای تو به میدان جنگ آمده و بدن‌های ما اگر خسته و کوفته شد، برای رضای تو بود.

خدایا، دشمن با همه کینه به میدان آمده و دیگ کینه‏ آن‌ها به جوش آمده و ما برای حفظ دین تو حرکت کردیم.

خدایا، متأسفانه پیامبر در میان ما نیست و دشمنان ما زیاد هستند و در درون ما انسجام و وحدت وجود ندارد. ‌‌ای پروردگار، بین ما و دشمنان ما به بهترین وجه فتح برقرار کن.»

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: