به باور استاد شهید، انسان حق دارد هر عقیدهای را که مایل است برگزیند، و این حق از حقوق فطری و طبیعی اوست، اما به این شرط که آن عقیده با استعدادها و کمالات انسانی انسان سازگار باشد؛ استعدادهایی که خداوند در انسان آفریده است و او را بر تمام مخلوقات برتری داده است: «وَ لَقَد کَرَّمنَا بَنِی آدَمَ»[1]
خداوند، انسان را بر دیگر موجودات برتری داد و به آن جهت که او میتواند فکر و اندیشه کند به جهت همین استعداد، اسماء و شؤون خودش را به انسان آموخت:
﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا﴾[2]
(و از بزرگترین و شریفترین استعدادهایی که در انسان وجود دارد استعداد بالارفتن به سوی خداست و سعادت دنیوی و اخروی تنها در گرو همین استعداد است.
﴿یَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاَقِيهِ﴾ [3]
ای انسان تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات خواهی کرد.
بدین رو اگر انسان عقیدهای را برگزید که بر ضد توحید است، او انسانِ ضد انسان است، یا بگوییم حیوانِ ضد انسان است. «بنابراین ملاک شرافت و احترام و آزادی انسان، این است که انسان در مسیر انسانیت باشد. انسان را در مسیر انسانیت باید آزاد گذاشت، نه در هر چه خودش انتخاب کرد، هر چند آنچه انتخاب میکند بر ضد انسانیت باشد. کسانی که اساس فکرشان در آزادی انسان، آزادی خواست انسان است یعنی هر چه انسان بخواهد در آن آزاد باشد گفتهاند: (انسان در انتخاب آزاد است) بسا عقیدهای که انسان انتخاب میکند بر ضد انسان است، بر ضد خودش است.»[4]
[1] . اسراء / 70
[2] . بقره/ 41
[3] . انشقاق /6
[4] . مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، 224.