در مدینه منوره، شهر پیامبر، تنها یک خانه بود که رسول الله به آن عشق میورزید و اهلش را به شدت دوست میداشت. در و دیوار و فضای این خانه از معنویت و نورانیتی خاص، حکایت داشت.
این خانه روز و شب محل نزول و صعود فرشتگان الهی بود. پیامبر آن قدر به این خانه احترام میگذاشت که بدون اجازه وارد آن نمیگردید، هر صبح و شام به آن جا میرفت و پس از کوبیدن در آن، با صدای بلند بر اهلش سلام میداد.
هنگام خارج شدن از شهر، آخرین نقطه توقفش درمدینهبود وپس از مراجعت، اول به سراغ همان خانهمیرفت.
آن خانه، خانه فاطمه بود.
این خانه در طرف شرق مسجد پیامبر، هم ردیف دیگر حجرههای رسول الله و در وسط آنها قرار داشت. به گفته نویسنده مدینه شناسی: «با توجه به دیگر گفتههای ثبتشده، مسلم است که خانه فاطمه بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.»[1]
مردی به عبد الله بن عمر گفت: «درباره علی بن ابی طالب برایم سخن بگو.»
عبد الله گفت: اگر میخواهی بدانی که مقام و منزلت علی نزد رسولالله چه اندازه بود، پس نظر کن به خانهاش نسبت به خانههای پیامبر، سپس با دست خود به خانه علی و فاطمه اشاره کرد و گفت: این خانه اوست که در وسط خانههای پیامبر خدا قرار گرفته است.[2]
پیامبر بزرگوار از همان ابتدای ورود به مدینه در فکر احداث چنین حجرهای برای حضرت فاطمه بود. بدین جهت زمانی که حجرههایی را در طرف شرق مسجد برای همسران خود احداث کرد، برای فاطمه این حجره را ساخت.
ام سلمه درباره عروسی حضرت فاطمه میگوید: «... آن گاه پیامبر دختر خود، فاطمه و همچنین علی را پیش خود خواند و دست علی را در دست راست و دست فاطمه را در دست چپ گرفت و به سینه خود گذارد و میان دو چشم آن دو را بوسه زد. آن گاه به علی فرمود: علی جان! خوب همسری داری، و به فاطمه فرمود: ای فاطمه! تو هم خوب همسری داری. سپس از جای برخاسته و پیشاپیش آن دو راه افتاد تا این که آن دو را به خانهای که از پیش برای آنها ساخته بود، وارد کرد.
سپس هنگام خروج از خانه، در حالی که دستگیره در را گرفته بود، فرمود:
«خداوند شما و نسلتان را پاک گرداند.» [3]
از دیگر ویژگیهای این خانه این بود، که هیچ گونه راهی به بیرون جز از طریق مسجد نداشت. بدون شک در این کار عنایتی بود. شاید راز این عمل برای مسلمانان آشکار نگردید.
سید محمد باقر نجفی مینویسد: «همگی مورخان اذعان دارند که خانه علی7 در دیگری جز آنچه که به سوی مسجد باز میشد، نداشت.» [4]
[1] . مدينهشناسي، ص 73.
[2] . سفينهٔ البحار، ج 1، ص 115.
[3] . مناقب خوارزمي، ص 247.
[4] . مدينهشناسي، ص 119 و فرات کوفي، ص 125.