در این مورد از یکی از بانوان، که افتخار همسری پیامبر را داشت میگوید: پیامبر گرامی مرا با مقداری گندم به خانه فاطمه3 فرستاد تا آن را آرد نماید و پس از ساعتی برای آوردن آن گسیل داشت .
هنگامی که نزد ریحانه ارجمند پیامبر رفتم، دیدم او ایستاده است و آسیاب به خودی خود میچرخد و گندم را آرد میکند.
شگفت زده شدم، و پس از بازگشت، جریان را به پیامبر6 گفتم، آن حضرت فرمود:
«از آن جایی که خدا به خستگی و ناتوانی فاطمه آگاه بود، به سنگ آسیاب دستور داد بچرخد و کار او را انجام دهد و آن سنگ نیز به دستور خدا میچرخید.» [1]
و نیز از پنجمین امام نور آوردهاند که: روزی پیامبر گرامی «سلمان» را به خانه امیرمؤمنان فرستاد تا پیامی را به ریحانه ارجمند پیامبر برساند و یا چیزی بیاورد.
او به در خانه رسید و در آستانه در، لحظاتی توقف کرد تا سلام کند و آشنایی دهد و اجازه تشرف بگیرد که از آن جا تلاوت دلنواز قرآن و نیایش و راز و نیاز پرسوز و اخلاص فاطمه را از درون خانه شنید.
هنوز در این مورد میاندیشید، که جریان شگفتی نظر او را جلب کرد و دریافت که آسیابی که ریحانه سخت کوش پیامبر به وسیله آن دانهها را آسیا میکند؛ به خودی خود میچرخد و ریحانه ارجمند پیامبر نیز در درون خانه در حال راز و نیاز و تلاوت آیات دلنواز قرآن است .
او پیام خود را رساند و با پاسخ آن به حضور پیامبر باز آمد، اما هنوز غرق در اندیشه بود و در مورد نیایش ریحانه پیامبر و چرخش خودکار آسیا میاندیشید، که پیامبر6 تبسم کرد و فرمود:
«هانای سلمان! خدای پرمهر گستره دل و کران تا کران سازمان وجود دخت ارجمندم فاطمه را لبریز از ایمان ساخته است. او برای فرمانبرداری خدا و عبادت او گوشهای خلوت را بر میگزیند و با خدایش به نیایش خالصانه و عاشقانه میپردازد و کتاب او را تلاوت میکند و خدا نیز فرشته وحی یا فرشته دیگری را بر میانگیزد، آسیاب او را به حرکت آورد و بدین وسیله، خدا رنج و زحمت این سرا و سرای آخرت را از او برطرف و کار او را در دو سرا بسنده و کفایت میکند. [2]
[1] . لسان المیزان، ج 5، ص 65.
[2] . مناقب، ج 3، ص 337.