زهد که در فارسی از آن به ساده زیستی تعبیر میکنیم، چنان که گفتیم به این معناست که انسان از چیزی که مورد رغبت و میل اوست (خانه خوب، غذای خوب، مرکب و خوب و...)، به خاطر هدف الهی و معنوی صرف نظر کند و به زندگی ساده قناعت نماید و از تجمل و لذت گرایی پرهیز کند و با مستمندان و محرومان در وضع زندگی همدردی و همراهی نماید. این معنا مرتبه بالایی از کمال انسان و برای افراد کامل لذت بخش است و دارای فضیلت و آثار زیادی است.
حضرت صادق فرمودند: «هنگامی که خداوند اراده کند که برای بندهای از بندگانش خیر و صلاح پیش بیاورد، به او توفیق زهد عنایت میکند. و او را در احکام دین فقیه و بینا میگرداند. و عیبهای دنیا را به او میشناساند. و کسی که دارای این اوصاف باشد، خیر دنیا و آخرت به او داده شده است.»[1]
و نیز آن حضرت فرمودند: «کسی که در زندگی دنیا زهد را پیشه خود سازد، خداوند حکمت و علم را در دل او ثابت و برقرار میکند. و زبانش را به گفتن کلام حکمت آمیز گویا میگرداند. و او را به شناخت عیبهای دنیا و دردها و دواهای دنیا بصیر مینماید. و او را با وصف سلامت و پاکی از دنیا خارج و به بهشت منتقل میکند.»[2]
و نیز حضرتش فرمود: «تمام نیکیها در یک خانه قرار داده شده و زهد در دنیا، کلید آن خانه است.»[3]
و باز فرمود: «تا زهد در دنیا در دلهای شما قرار نگیرد، حرام است بر آن دلها که حلاوت ایمان را بشناسند و بچشند.»[4]
حضرت رسول اکرم فرمودند: «خداوند به حضرت موسی فرمودند: زهد، زینت بخشترین و کاملترین زینت در نزد من است که هیچ کس نتوانسته است خود را به زینتی بهتر از آن بیاراید.»[5]
نوف بکالی که از اصحاب مخصوص امیر مؤمنان است، میگوید: آن حضرت را دیدم که شبی از رختخواب خود برخاست و به ستارگان نظر انداخت و سپس به من گفت: ای نوف در خواب هستی یا بیدار میباشی؟
گفتم: بیدار هستم ای امیر مؤمنان!
سپس فرمود:
«خوشا به حال زاهد پیشگان در دنیا، که برای رغبت و نیل به مقامات عالی آخرت زهد را پیشه خود ساختند و آنان کسانی هستند که زمین را بساط خود، و خاک روی زمین را رختخواب خویش، و آب را شربت گوارای خود، و قرآن را شعار خویش، و خواندن خدا و یاد خدا را راحت بخش دل خود قرار دادند.»[6]
حضرت موسی بن جعفر فرمودند: [7] با هر عالمی نشست و برخاست نکنید و مراقب باشید، فقط با عالمی مجالست کنید که شما را از پنج خصلت به پنج خصلت دیگر دعوت میکند:
1 - در معارف و اصول دین و ارزشهای اسلامی شما را از شک و تردید به یقین و ایمان کامل دعوت میکند.
2 - در اخلاق، شما را از تکبر و خود بزرگ بینی به تواضع دعوت مینماید.
3 - در انجام عبادات، شما را از ریا و تظاهر، به اخلاص میخواند.
4 - در امور اجتماعی، شما را از عداوت و اختلاف با مردم، به خیر خواهی مردم و وحدت دعوت میکند.
5 - در زندگی شما را از حرص به دنیا و مادیات به زهد و پارسایی میخواند.
[1] . بحارالانوار، ج 77، ص 80
[2] . همان، ج 73، ص 48
[3] . سفینهٔ البحار، ج 3، ط ج، ص 547
[4] . بحارالانوار، ج 73، ص 55
[5] . سفینهٔ البحار، ج 3، ط ج، ص 548
[6] . نهج البلاغهٔ، کلمات قصار، 101.
[7] . بحارالانوار، ج 1، ص 205.