زندگی سراسر افتخار حضرت فاطمه همانند شوهر گرامیاش، در زهد و بی رغبتی به ارزشهای مادی و دنیای زودگذر تبلور یافته بود. [1]
آن بانوی گرامی، در زهد و بی رغبتی به امور مادی، از پدر بزرگوارش خاتم پیام آوران و شوهر سرافرازش امیرمؤمنان الگو گرفته بود. سراسر زندگی پر فراز و نشیبش، گواهی صادق بر زهد اوست، تا آنجا که دوست و دشمن به آن شهادت دادهاند. میدانیم که شیوه پیامبر چنین بود که هرگاه از سفر باز میگشت. نخست به خانه حضرت فاطمه وارد میشد و مدتی طولانی در کنارش میماند. [2]
در یکی از سفرها حضرت فاطمه از غنایمی که سهم شوهرش علی بود، دو دستبند نقره و گلوبند و دو گوشواره و پردهای برای در خانه ـ برای تشریف فرمایی پدر و همسرش تهیه ساخت.
هنگامی که رسول خدا از سفر بازگشت و مثل همیشه، نخست به خانه فاطمه رفت. اصحاب و یاران در بیرون خانه منتظر بودند، چون آن حضرت بسیار مکث مینمود. اما آن روز پیامبر بیدرنگ از خانه بیرون آمد و با ناراحتی (به مسجد رفت و) کنار منبر نشست.
حضرت فاطمه پنداشت که تهیه اینها پسند خاطر پدرش نیست؛ لذا همه را به وسیله امام حسن و امام حسین نزد آن حضرت فرستاد و فرمود: دختر شما سلام میرساند و میگوید: همه را در راه خدا انفاق کنید.
چون فرستادگان نزد رسول خدا مشرف شدند و جریان را به عرض ایشان رسانیدند، آن حضرت سه مرتبه فرمود: پدرش به قربانش. دنیا زیبندهی محمد و آل محمد نیست. اگر دنیا نزد خداوند به اندازه بال پشهای ارزش داشت، جرعه آبی به کافر نمیداد.
آنگاه برخاست و به منزل حضرت فاطمه رفت. [3]
آری، ثروت و زرق و برق دنیا در نظر آن بانو حقیر جلوه میکرد، و ایشان به امکاناتی ناچیز و خوراک و پوشاکی اندک قناعت مینمود، و اگر درآمدی به دست میآمد، تهیدستان را بر خود مقدم میداشت.
[1] . «زهد» به معنای نداشتن و برخوردار نبودن از امکانات دنیوی نیست، بلکه به معنای اسیر نبودن و دل نبستن به امور دنیوی، و آزادی است؛ آزادی از هر آنچه رنگ تعلق پذیرد، به طوری که دادنها و گرفتنها، در وسعت وجود زاهد هیچ موجی ایجاد نکند. روشن است که هر اندازه خرد و آگاهی و معرفت انسان افزون گردد، ایمان او به حضرت حق، عمیقتر و دلبستگی او به جهان باقی بیشتر میشود. بر این اساس، زاهد بر اثر آگاهی و معرفت،به دنیای زودگذر قانع نمیشود، بلکه در بی جایگاه بلندتر، در حال پرواز به سوی هستی مطلق است.
زاهد نمیگوید دنیا بد است. بلکه میگوید اندک است. و به دلیل معرفت و رشد عقلی و فکر بلندش از مرحله کودکی عبور نموده، در نظرش لذتهای زودگذر و سراب گونه زندگی دنیا ارزشی ندارد. امام صادق7 در این باره میفرمایند: «دنیا در پیشگاه خداوند و نزد انبیاء و اولیای الهی، کوچکتر از آن است که آنان را خوشحال کند، تا از دست دادن آن، انسان را غمگین نماید. بنابراین، سزاوار نیست برای هیچ عالم و خردمندی که از متاع ناپایدار دنیا خوشحال گردد.»
تفسیر روح البیان، ج 6، ص 346، ذیل آیه 36 سوره نمل.
[2] . در روایات فراوانی چنین آمده است که هرگاه رسول خدا6 قصد سفر داشت واپسین کسی را که وداع میکرد، حضرت فاطمه3 بود، و هنگام بازگشت از سفر نیز نخست به خانه حضرت زهرا3 میرفت.
[3] . امالی صدوق، ص 234، م 41، ح7. بحار الانوار، ج43، ص 20 و نظیر آن ص 83 از اهل سنت نیز نظیر آن روایت شده است.