فاطمه دختر پیامبر گرامی اسلام، مظهر کامل جلوههای فضیلت و ارزشهای اسلامی است پیامبر اکرم ـ در مورد شخصیت دخترش میفرماید: دخترم فاطمه، سرور زنان عالم است. [1]
لازم به ذکر است که زهد به معنی ترک دنیا و رهبانیت و بیگانگی از اجتماع نیست، بلکه حقیقت زهد همان آزادگی و عدم اسارت در چنگال دنیا است. و چنین زهدی در سراسر زندگی حضرت زهرا وجود داشت.
زندگی دختر پیامبر در نهایت سادگی و بدون پیرایه بود. حتی در زمانی که عدهای از مهاجرین در صفّه[2] مسجد، زندگی فقیرانهای داشتند، باز ساده زیستی حضرت زهرا در خوراک و پوشاک زبانزد همه بود. روشن است محبتی که پیامبر داشت تنها بدان جهت نبود که دختر اوست چرا که پیامبر فرزندان دیگری هم داشت. آن چه که زهرا را از سایر زنان عالم ممتاز میکند همان خصوصیات اخلاقی، رفتاری، اجتماعی در زندگی زاهدانه ایشان است.
علی به مردی از بنی سعد میفرماید: میخواهی داستانی از خود و فاطمه را برای تو بگویم؟ فاطمه محبوبترین کس در دیده پدر خود بود او در خانه من چندان با مشک آب کشید که بند مشک در سینه وی جا گذاشت و چندان دستاس کرد که کف دست او پینه بست و چندان خانه را روفت که لباسش رنگ خاک گرفت. [3]
آن حضرت در غذا به حداقل اکتفا میکرد، و حتی گاهی اتفاق میافتاد که چند روز غذایی برای خوردن در منزل آن حضرت پیدا نمیشد.
از جابر بن عبد الله انصاری روایت شده است که رسولاکرم نزد دخترش فاطمه آمد و فرمود: آیا چیزی نزدت هست که بخورم؟ آن حضرت عرض کرد: نه! وقتی پیامبر از خانه فاطمه خارج شد، دختری از همسایه دو قرص نان به عنوان هدیه برای فاطمه آورد. زهرا آن را گرفت و سپس فرزندانش را به دنبال پیامبر فرستاد. پیامبر آمد، فاطمه عرض کرد؛ هدیه برای ما آوردهاند که من آن را برای شما ذخیره کرده ام. زهرا ظرف غذا را خدمت پیامبر آورد و پیامبر سر ظرف را برداشت و آن ظرف پر از نان و گوشت بود وقتی که فاطمه آن را دید تعجب کرد و دانست که از جانب خداوند است پیامبر6 فرمود: این از کجاست؟ فاطمه پاسخ داد: هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب. [4] این از جانب خداوند است همانا که خدا بدون حساب به هر کس که بخواهد روزی میدهد. [5]
بنابراین هر کس که خود را برای خدا خالص کند و نسبت به دنیا و متعلقات آن بیرغبت باشد خداوند نیز الطاف بیکران خود را شامل حال او میگرداند.
و همین نزول غذای بهشتی، عطیهی الهی از الطاف خداوند متعال به حضرت زهرا میباشد. همان گونه که چنین غذای بهشتی برای حضرت مریم، نیز نازل میشده است. [6]
داستان جهیزیه فاطمه و مراسم شب زفاف آن حضرت که در نهایت سادگی برگزار شد، دلیل روشن دیگری بر زهد و وارستگی کامل اوست. با این همه خویشتن داری و زهد زهرا روزی پیامبر به خانه او میرود گردنبندی را که علی از سهم خود (فَیْءْ) خریده بود در گردن او میبیند، پیامبر میفرماید: دخترم فریفته شدی این که مردم میگویند: دختر محمد هستی! و لباس جباران بپوشی! فاطمه گردن بند را فروخت و با پول آن بندهای را آزاد کرد. [7]
آن حضرت نه تنها در پوشاک و خوراک به حداقل قناعت میکرد و بر خود سخت میگرفت، کارهای خانه را نیز به عهده دیگری نمیگذاشت. از کشیدن آب تا روفتن خانه، دستاس کردن گندم و جو، نگهداری کودک همه را خود به عهده میگرفت.
گاه با یک دست دستاس میکرد و با دست دیگرش طفلش را میخواباند.
روایت شده که پیامبر فاطمه را دید که لباس خشن بر تن دارد و به دست خویش آسیاب میگرداند و در همان حال فرزند خود را شیر میدهد، اشک در چشمان پیامبر جاری شد و فرمود: دخترم تلخی دنیا را برای رسیدن به آخرت تحمل کن و فاطمه نیز در پاسخ گفت: خدا را بر نعمتهایش، ستایشگر و سپاسگزارم. [8]
[1] . علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفا، 1403 هـ.ق، ج 43، ص 22.
[2] . صفّه مکانی بود نزدیک مسجد برای مهاجران فقیری که جا و مکانی نداشتند و در آن جا سکنی می گزیدند.
[3] . احمد بن حنبل، مسند، شاکر، احمد محمد، دار المعارف، ج 2، ص 329.
[4] . آل عمران / 37.
[5] . علامه مجلسی، بحارالانوار، پیشین، ج47، ص 27.
[6] . آل عمران / 33.
[7] . علامه مجلسی، پیشین، ج43، ص 27.
[8] . طبرسی، مجمع البیان، لبنان، صیدا، 1333 هـ.ق، ج5، ص 505 و ابن شهر آشوب، مناقب، بیروت، دار الاضوا، الطبعه الثانیه، 1412 هـ.ق، ج3، ص 390.